پست‌ها

نمایش پست‌هایی با برچسب آینده

تخیلی برای دنیا

  تخیلی برای دنیا *** از کودکی تخیلی داشتم که حالا دوباره می‌خواهم به آن بپردازم.  تخیل من از اینجا شروع شد که رقابت بین آدم‌ها را مسخره و بی مورد می‌دیدم. مثلاً می‌دیدم که گروهی در آمریکا هواپیما می‌سازند و گروه دیگری دوباره مثلاً در روسیه یا چین از ابتدا هواپیما می‌سازند.  برایم مسخره بود که چرا این همه وقت و انرژی مجدد صرف می‌شود برای رسیدن به همان هدف مشترک.  حالا می‌خواهم کمی این را پر و بال بدهم.  ببینید اگر انسانها به درجه ای از رشد برسند که اکثرشان هویت جهانی پیدا کنند این امکانپذیر است.  علت اصلی رقابت ها هویت جداست.  مثلاً هویت آمریکایی و چینی. این دو هویت جدا با هم رقابت و تقریباً جنگ دارند. در صورتیکه می‌شود یک چینی و یک آمریکایی هر دو متعلق به یک گروه باشند.  گروه انسانهای روی زمین!  در این حالت نه تنها جنگ و رقابت نمی‌کنند بلکه با هم همکاری می‌کنند برای زندگی بهتر.  تفاوت های فرهنگی تبدیل به مزیت و گوناگونی می‌شود و باعث جدایی نمی‌شود.  در این حالت هویت تک تک انسانها هویتی جهانی است. همه برای بهبود زندگی در زمین همکاری...

ترس از تنهایی و مرگ

  ترس از تنهایی و مرگ *** خواب دیدم در حال صحبت با ایلان ماسک هستم ولی به خاطر انتظار چند نفر از اعضای نزدیک خانواده، مجبورم این مکالمه مهم را سریع ترک کنم. خلاصه اش این بود که توسط جامعه دارم به عجله کشیده می‌شوم و از موضوعی بسیار مهم باز می‌مانم.  حدود ساعت ٢:٣٠ صبح بیدار می‌شوم و دوستی این سوال را برایم فرستاده، «از مردن نمیترسی؟ ازینکه بدون یار (زن) بمیری، و موقع مرگ حسرت داشته باشی که چرا؟» مرگ و ترس و تنهایی.  https://www.unwritable.net/search/label/مرگ?m=1 https://www.unwritable.net/search/label/ترس?m=1 https://www.unwritable.net/search/label/تنهایی?m=1 سه موضوعی که قبلاً در مورد آنها نوشته بودم. مرگ ١۶٩ نوشته، ترس ۶۶ نوشته و تنهایی ۴٠ نوشتۀ مرتبط دارد. سوال در خودش، آینده و بالطبع ذهن را هم دارد.  آینده72 ذهن272 آینده ٧٢ نوشته و ذهن هم بالاترین تعداد، یعنی ٢٧٢ نوشته.  سوال در مورد روابط و یار و ازدواج و خانواده هم هست. این هم ٨۴ نوشته.  خانواده؛ ازدواج84 اینجا هدفم دادن آمار نیست، پس دوباره با هم ببینیم این ها چیستند.  ترس ، تنهایی و حسرت، احسا...

هدف تو چیست؟

  هدف تو چیست؟ *** سوال: هدف تو چیست؟ بالا بردن آگاهی خودم و تمام جهان چرا این هدف را داری؟ چون بالا رفتن آگاهی، مستقیما باعث بهبود زندگی مادی و معنوی می‌شود.  چگونه به این هدف می‌رسی؟ آگاهی خودش کامل است. آکاهی در خودش چگونگی را هم دارد.  بالارفتن آگاهی باعث می‌شود که به لحظه آگاه شوی و وقتی به لحظه آگاه بشوی تمام جواب های مربوط به چگونگی، در خود لحظه هست.  یعنی هر لحظه اگر با وجود آگاهی باشد خودش راهگشاست.  قدم اول چیست؟ آگاهی از خود. مثلاً باید هر لحظه از خودت آگاه باشی. مثلاً بدانی در درونت چه می‌گذرد. درون تناظری با کل جهان بیرون دارد. با آگاهی از درون به آگاهی جهانی هم کمک می‌شود. به سادگی به خودت آگاه باش. این قدم اول است.  از چه راههایی آگاه می‌شوی؟ با مشاهدۀ دقیق. با مشاهدۀ خود. مثلاً بدانی در بدنت چه می‌گذرد. بدانی آیا به صورت اجباری یا کامپالسیو یا تکانه ای هستی یا آگاه.  ساده ترین روش، مراقبه است. یعنی از توجه خودت آگاه باشی.  آیا این کار تو نمود خارجی هم دارد یا فقط درونی است؟ بله.  همین نوشته نمود خارجی آگاهی در این لحظه است....

تخیلی برای نانوشتنی

زمان خواندن 2 دقیقه ***   تخیلی برای نانوشتنی *** حالا دیگر هرکسی در مهمانی ها و جمع ها از من میپرسد «شما چه کار میکنی؟» راحت میگویم مینویسم! کارم نویسندگی است! البته نه نویسندۀ رسمی! بلکه نویسندۀ نانوشتنی! اگر داستان های مربوط به هویت را خوانده باشید میدانید که من نمیخواهم هویتی به خودم بگیرم ولی انگار آنقدر نوشته ام که کم کم خودم هم دارد باورم میشود که من نویسنده ام!  بعضی ها هم این وسط از من تعریفهایی میکنند و مزید بر علت میشود. خلاصه فرض کنیم من نویسنده ام. یعنی نقاش کلمات!  حالا باید کمی ظاهر را حفظ کنم. باید نوشته ها را مرتب کنم. باید جایی آنها را بگذارم که خوشگل باشد.  البته باید تمام این کارها برای این باشد که خواننده را به نانوشتنی راهنمایی کند.  باید جهت اصلی که رفتن به سمت نانوشتنی است را به آنها نشان بدهد.  فرض کنید کسی وارد سایت نانوشتنی میشود. درست مثل یک جلسۀ تراپی اول باید از او بپرسم چرا آمده ای؟ آیا کنجکاوی من را بشناسی؟ برو من کیستم را بخوان! آیا میخواهی چیز جدیدی یاد بگیری؟ آیا ذهنت چیزی کم دارد و به دنبال آن میگردی؟ مسالۀ تو چیست؟...

برنامه ریزی یکساعت و نیمه!

زمان خواندن 2 دقیقه ***   برنامه ریزی یکساعت و نیمه! *** نوشته‌های با این عنوان، در مورد آینده است و نحوۀ ساختن آینده با ذهن!  در واقع تمرینی است برای ذهن. ذهنی که همواره تمایل دارد به آینده‌های دور و دراز برود. فعلاً این آینده ها یکی دو ساعته است تا ببینیم تا کجا پیش می‌رود.  خوب کمی برویم به گذشته! دیروز دو سه ساعتی یوگا و مدیتیشن کردم بعد با خانوادۀ کوچکم چند ساعتی بیرون رفتم و با دخترم تارا بازی و ورزش کردم! امروز هم یوگای شامباوی و سلام بر خورشیدی عالی و بعد هم یک مدیتیشن گروهی با تعدادی از همشهری های ونکوور!  اینها را گفتم که بگویم حالم خیلی خوب است!  سطح انرژی بدنی و ذهنی بالایی دارم. آرامش خوبی هم دارم! فعلاً هم روزه ام! دو قرار دیگر هم دارم برای امروز. این وسط یکساعت و نیم وقت اضافی دارم!  یک ساعت و نیم فرصت بزرگی است برای زندگی کردن! یک ساعت و نیم دیگر زنده ام و نفس می‌کشم. پس بابت آن شکرگزارم.  تمام!  چیز دیگری نیاز نیست!  آسمان هست! دریا هست! درخت هست! جنگل هست! شقایق هست!  می‌توانم این یک ساعت را فقط باشم و شکر کنم! با...