پست‌ها

نمایش پست‌ها از دسامبر, ۲۰۰۸

برای جایی که به دنیا اومدم

زمان خواندن 2 دقیقه *** همه ی ما خانوادمون رو دوست داریم ما جایی رو که به دنیا اومدیم رو دوست داریم ما شهری رو که به دنیا اومدیم کشوری که توش به دنیا اومدیم رو دوست داریم ما زبونی رو که از کودکی یاد گرفتیم از مادرمون رو دوست داریم اینها همه جبرا به ما داده شده ما اونهارو انتخاب نکردیم ما پدرانمون و ژنمون رو انتخاب نکردیم اما سوال اینه که ما هیچ تغییری هم توی اون نمیتونیم بدیم؟ حد اقل ما توی زندگیمون میتونیم شرایط این محیط رو کمی و فقط کمی تغییر بدیم من توی کشوری به دنیا اومدم که توی اون انقلاب شده بود انقلابی که درست برعکس رشد و پیشرفت بشری حرکت کرد انقلابی که احساسی بود و این احساس یک احساس اشتباه بود من توی کشوری به دنیا اومدم که سختی های روزگار مردمش رو به کشتن همدیگه واداشته بود من توی کشوری به دنیا اومدم که ترس از دیکتاتوری توی خون مردمش ریشه کرده بود من توی منطقه ای به دنیا اومدم که علم و شجاعت پذیرش اون خیلی همه گیر نشده بود پدران من برای کشف دانش طبیعت تلاش نکرده بودند پدران من برای دانش واقعی ارزشی قایل نشدند پدران من فقط به وهم و خرافه علاقه داشتند و بس اکنون من در جامع

فلسفه آزادی

زمان خواندن 3 دقیقه *** فلسفه آزادی فلسفه آزادي بر مبناي اصل مالكيت انسان بر خويشSelf-Ownership بنا نهاده شده است. شما مالك زندگي خود هستيد. انكار اين مساله منجر به اين مي شود كه خص ديگري بيش از خودتان در زندگي شما حق داشته باشد.هيچ شخص يا گروهي صاحب اختيار زندگي شما نيست، شما نيز مالك زندگي ديگران نيستيد. آنچه شما داريد محصول آزادي و ثمره زندگي شماست. دارايي هاي شما ميوه تلاشهاي شماست كه خود محصول زمان،انرژي و استعدادهايتان است.دارايي هاي شما آن قسمتي از طبيعت است كه شما آنرا به كاربردي ارزشمند تبديل كرده ايد. دارايي هاي شما آن چيز هايي است كه ديگران داوطلبانه و با رضايت آگاهانه به شما بخشيده اند. دو فردي كه داوطلبانه داشته هاي خود را به يكدي گر مي بخشند تنها وقتي خودشان اين تصميم را براي خود مي گيرند غني تر مي شوند. گاهي بعضي افراد بدون رضايت ارادي براي گرفتن داشته هاي ديگري از اجبار يا فريب استفاده مي كنند. استفاده از اجبار يا فريب: به منظور گرفتن زندگي يك فرد مي شود "آدمكشي" به منظور گرفتن آزادي يك فرد مي شود "استثمار و بهره كشي" به منظور گرفتن دارايي ها