پست‌ها

نمایش پست‌هایی با برچسب لحظه

وصلِ عشق!

تصویر
زمان خواندن 1 دقیقه ***   وصلِ عشق!   *** دو حال بیشتر نداریم.  وصل و فراق.  اتصال و هجران.  ترس و عشق.  نزدیک و دور.  بسط و قبض.  هرگاه چیزی کم داری. هرگاه دوری. هرگاه ترسانی. هرگاه در قبضی. هرگاه در غم هستی.  بدان از خود و خدا دور شدی.  هرگاه شادی. هرگاه آرامی. هرگاه متصلی. هرگاه در عشقی. هرگاه بیخودی.  بدان به خدا نزدیک شدی.  دو‌حال بیش نداریم و این دو هم یکی است.  حتی هجران، حتی دوری، حتی فراق، حتی نه گفتنِ دوست، حتی جور دوست.  تمام اینها هم، لطف است.  عاشق همیشه عاشق می‌ماند. راه برگشتی ندارد. او همواره متصل می‌ماند. از الست متصل بوده و هست و خواهد بود.  عاشق از زمان بیرون است.  عاشق مثل مولانا می‌شود که عاشق هر دو ضد می‌شود.  عاشق همیشه شکر اندر شکر است.  حتی جام زهرِ دوست برایش شیرین است.  مرگ برایش شیرین است. زندگی برایش شیرین است.  عجیب است.  عاشق از نیِ دوست، نیشکر می‌سازد.  از ناله های نی، حکایت ها می‌سازد.  از باران اشک، دشتهای سبز می‌سازد.  اگر ...

تخیلی برای نانوشتنی

زمان خواندن 2 دقیقه ***   تخیلی برای نانوشتنی *** حالا دیگر هرکسی در مهمانی ها و جمع ها از من میپرسد «شما چه کار میکنی؟» راحت میگویم مینویسم! کارم نویسندگی است! البته نه نویسندۀ رسمی! بلکه نویسندۀ نانوشتنی! اگر داستان های مربوط به هویت را خوانده باشید میدانید که من نمیخواهم هویتی به خودم بگیرم ولی انگار آنقدر نوشته ام که کم کم خودم هم دارد باورم میشود که من نویسنده ام!  بعضی ها هم این وسط از من تعریفهایی میکنند و مزید بر علت میشود. خلاصه فرض کنیم من نویسنده ام. یعنی نقاش کلمات!  حالا باید کمی ظاهر را حفظ کنم. باید نوشته ها را مرتب کنم. باید جایی آنها را بگذارم که خوشگل باشد.  البته باید تمام این کارها برای این باشد که خواننده را به نانوشتنی راهنمایی کند.  باید جهت اصلی که رفتن به سمت نانوشتنی است را به آنها نشان بدهد.  فرض کنید کسی وارد سایت نانوشتنی میشود. درست مثل یک جلسۀ تراپی اول باید از او بپرسم چرا آمده ای؟ آیا کنجکاوی من را بشناسی؟ برو من کیستم را بخوان! آیا میخواهی چیز جدیدی یاد بگیری؟ آیا ذهنت چیزی کم دارد و به دنبال آن میگردی؟ مسالۀ تو چیست؟...

نقشۀ گنج

زمان خواندن 3 دقیقه ***   نقشۀ گنج *** آدمها همیشه در جستجوی گنج بوده‌اند. در کارتون ها و فیلمهای قدیمی و حتی در زندگی واقعی. تاریخ پر است از لشکرکشی های نظامی و اقتصادی ای که برای بدست آوردن گنج انجام می‌شده. در انگلیسی به آن    گولدراش Gold Rush می‌گویند.  مثلاً کسانی هستند که به دنبال برنده شدن در لاتاری هستند.  تقریباً تمام آدمهایی که به دنبال برنامه‌ریزی زیاد برای آینده هستند در همین تله افتاده‌اند.  تله ای ذهنی.  تله ای ذهنی که همواره آینده را بهتر از حال نشان می‌دهد.  حتی مذهبیون هم در چنین تله ای می‌افتند.  یعنی مسیری طولانی تا خدا را تصور می‌کنند. گنجی که از آن صحبت می‌کنیم برای آنها، همان بهشت است.  کیمیا گران یا همان شیمی‌دان ها هم همواره به دنبال طرحی برای تولیدِ بی‌نهایتِ طلا بوده‌اند.  پیران همواره به دنبال اکسیر جوانی بوده‌اند. شرابی که با خوردن آن جوان شوند.  شیعیان به دنبال امامی هستند که در آینده می‌آید و گنج عدالت را می‌آورد.  جستجوی گنج در طول تاریخ انسان، همیشه پررنگ بوده و هست.  این روزها ه...

معنیِ زندگی کجاست؟

زمان خواندن 2 دقیقه ***   معنیِ زندگی کجاست؟ *** تقریباً اکثر ما آدم‌ها به دنبال معنی هستیم. بعضی‌ها معنی را در موفقیت اقتصادی، بعضی در روابط عاشقانه، بعضی در خانواده و برخی در کار یا موقعیت اجتماعی جستجو میکنند.  چند روزی است که یکی از درس‌های اکهارت در ذهنم تکرار می‌شود. خلاصه این درس این است. معنی در لحظه است!  معنا یا هدف یا مقصود زندگی در جایی بیرون ما نیست بلکه آن هم در لحظه است.  درست مثل بسیاری چیزهای دیگر که ما آدم‌ها به دنبالش هستیم و آن چیزها جایی نیست جز در لحظه، معنا هم همینطور است.  مثلاً ما به دنبال آرامش و شادی در بیرون میگردیم در صورتیکه اینها در لحظه اند.  هدف و معنا یا purpose هم در لحظه است. هر چیزی که در بیرون برای معنا دادن به زندگی داشته باشید روزی از بین می‌رود غیر از لحظه!  مثلاً اگر داشتن فرزند برای شما معنا بیاورد ممکن است روزی فرزندتان را از دست بدهید!  یا اگر پول و قدرت به زندگی شما معنا بدهد روزی ممکن است کم و زیاد بشود.  اما لحظه نه! لحظه پایدار ترین چیز موجود است. لحظه در خودش حاوی معناست.  در تنها ل...