پست‌ها

نمایش پست‌هایی با برچسب نمایشنامه

بالاخره این مسئولیت چیست؟ - با مثال

تصویر
زمان خواندن 6 دقیقه ***   بالاخره این مسئولیت چیست؟ *** بعضی‌ها به من می‌گویند بی مسئولیت. اینجا هدفم دفاع از خودم نیست. اما مسئولیت  این  را که جوابی برایش تهیه کنم، قبول می‌کنم.  مسئولیت مفهومی است که خیلی اشتباه فهمیده شده. کلمه‌ای که آدم‌ها راحت استفاده میکنند ولی هیچ کس توضیح نمی‌دهد و معنی اش را خوب باز نمی‌کند. قبلاً نوشته‌هایی در موضوع مسئولیت نوشته بودم که اینجا هست.  موضوع مسئولیت https://www.unwritable.net/search/label/مسوولیت? حالا اینجا در بحثی ساده تر و با مثال دو حالت را با هم تصور می‌کنیم.  حالت اول دانش آموزی را تصور کنید که از ابتدای ورود به مدرسه همیشه آنچه که از بیرون برایش دیکته شده را انجام داده. مثلاً سیستم مدرسه و معلم ها به او گفته اند این طور بپوش این طور راه برو این طور فکر کن این طور مشق بنویس و غیره.  او تمام دستورات را بدون چون و چرا اجرا کرده. به عنوان یک دانش آموز، او حتی قدرت حرف زدن یا نظر دادن یا ابراز وجود نداشته چه برسد به نقد یا مخالفت.  این دانش آموز کم کم بزرگ می‌شود. او در همان مسیر، فارغ‌التحصیل می‌ش...

نمایشنامۀ جهانی

تصویر
زمان خواندن 3 دقیقه ***   نمایشنامۀ جهانی *** موسیقی دراماتیک در حال پخش است  صحنه از میان ابرهای سحابی ها و کهکشان ها عبور می‌کند از دور میزگردی را تصور کنید به وسعت کهکشان کم کم به آن میز گرد که شبیه دیسکی بزرگ است نزدیک می‌شویم اطراف این میز شخصیت هایی در حال گفتگو هستند حرفهای محوی شنیده می‌شود هنوز معانی به صورت کلمات در نیامده‌اند  یکی از آن شخصیت ها نمایندۀ ذهن است. ذهن می‌تواند ذهن یک انسان باشد یا ذهن جمعی بشر اسمش را بگذاریم مثلاً جناب منطق پور او در قالب کسی که مثل کودکی که تازه بیدار شده چشم باز می‌کند و چنین شروع می‌کند یعنی قرار است بمیرم؟ یعنی من مدتی هستم و بعد تمام؟ یعنی زندگی یعنی رقابتی تا مرگ؟ یعنی فقط رنج می‌کشم تا موفق بشوم و در مسابقه برنده بشوم و بعد آخر خط، همه مان می‌میریم؟ پس برنده و بازنده ای در کار نیست. من همین الان خودم را می‌کُشم. خودکشی تنها راه حل منطقی برای ذهن است. منطق نهایتاً به خودکشی می انجامد. روایت منطقی ذهن در نهایت به خودکشی منتهی می‌شود. نتیجۀ منطقی این است که به محض اینکه فهمیدی خواهی مرد خودت را بکشی. چون خط پایان مرگ ا...

جلسات داخلیِ نانوشتنی - ٢

زمان خواندن 5 دقیقه *** جلسات داخلیِ نانوشتنی - ٢ *** قبلا نوشته هایی با سبک نمایشنامه که حاصل گفتگوی دو یا چند نفر بود داشتیم. https://www.unwritable.net/search/label/نمایشنامه حالا با سبک و سیاقی شبیه به همان نمایشنامه ها، صورت جلسات داخلی نانوشتنی را خواهیم داشت. یک اتاق جلسات را تصور کنید دارای یک میز بزرگ در وسط. آدمهای مختلف با دیدگاههای مختلف در اطراف میز نشسته اند و در حال گفتگو و تصمیم گیری هستند. این نوشته ها در واقع گزارش جلسات این نشست هاست.  موضوع جلسۀ امروز: گسترۀ جغرافیایی فعالیت نانوشتنی! ١- آقای ایرانمنش طرح مسأله را این‌طور بیان میکنند.  ببینید دوستان، باید هرچه سریعتر تمام شرکت به ایران منتقل بشود. زبان کمپانی ما فارسی است. زبان و فرهنگ انگلیسی شاید به پنج درصد هم نرسد. محصولات ما تماماً به زبان فارسی است. مشتریان ما به زبان فارسی هستند.  رگ و ریشه ی ما به این زبان است. ما به این فرهنگ و زبان متصلیم. شکوفایی ما در ایران است.  محصولات فرهنگی و معنوی ما خریدار بسیار کمی در کانادا دارد. اینجا بر مبنای مادیات استوار شده. اگرچه در ظاهر همه ثروتمند...