پست‌ها

فنا برای بقا

تصویر
زمان خواندن 1 دقیقه ***   فنا برای بقا *** مراقبه برای رسیدن به هدفی نیست ولی معمولاً گنج‌های زیادی دارد.  گنج امروز برای من این بود: « ما در این دنیا برای فنا آمده‌ایم تا درسی بگیریم برای بقا» از دیدگاهی، آمدن به این دنیا سراسر رنج است و فنا. روزی با گریه متولد می‌شویم و طول زندگی مان را منتظرِ مرگی ناشناخته می‌مانیم.  این خلاصه شده و اولین واقعیتِ سطحیِ زندگی است.  اکثر آدم‌ها سعی می‌کنند با پرت کردن حواسشان از این واقعیت فرار کنند.  اما با توجه و تعمق روی فنا، ناگهان به درکی از بقا می‌رسیم.  یعنی طراحی دنیا طوری است که اگرچه خیلی چیزها درحال نابودی است ولی اینها درخود، نشانی از یک چیز مانا دارد.  تمام دنیای مادی و بدن و ذهن ما در حال فنا و نابودی است.  اما درون هر موجود زنده ای مثل ما آدم‌ها، روزنه‌ای از امید برای بقا هست.  منظور از این بقا در نوشته، زنده ماندن فیزیکی نیست.  منظور از این بقا، درک چیزی است که فانی نیست در مقابل چیزهای فانی.  یعنی تجربۀ تمام چیزهای فانی این دنیا، برای راهنمایی کردن ما به آن یگانه موجود مانا ا...

عدالت نامه -۳- ترس

تصویر
زمان خواندن 5 دقیقه ***   عدالت نامه -۳- ترس *** موضوع این نوشته در ادامۀ دو عدالت نامۀ قبلی است اما بیشتر مربوط به اتفاقات درونی خودم است تا بیرون. انسانها در اثر ذهن، از هم جدا میشوند و در اثر همان ذهن احساس ترس میکنند و در اثر همان ذهن هم با یکدیگر میجنگند. اگر من بتوانم بر ذهن آگاه بشوم از حس های جداشدگی و حس ترس رها میشوم. همینطور به صلح درونی میرسم که مقدمه ای است برای رسیدن به صلح بیرونی. اگر من در درون به صلح درونی برسم از بیرون کسی نمیتواند صلح درونی من را از بین ببرد. شاید کسی بتواند جسم من را از من بگیرد ولی صلح درونی را نمیتواند بگیرد. پس کار اصلی در اینجا شناخت و مشاهده ی ذهن است و ترسهای درونی آن.  ترسها ساخته و پرداخته ی ذهن هستند.  آدمهای از مبدا دور افتاده، ناچارا در ترس زندگی میکنند و این ترس آنقدر همه گیر شده که تقریبا کسی حتی متوجه آن نمیشود.  این که انرژی بشر صرف جنگیدن در دادگاه ها و اسلحه سازی ها و جنگ های کوچک و بزرگ میشود حقیقتی است که در اثر عدم آگاهی به ترس های ذهنی بوجود آمده.  تجربه های من هم در این زندگی از جمله تجربۀ ترس، راه...

شاهدی بر دنیا و افکار

زمان خواندن 2 دقیقه ***   شاهدی بر دنیا و افکار *** مدت زیادی بود که این سوال یا تناقض در ذهنم بود.  بالاخره با افکار و احساسات چه کنیم؟  اهمیت دارند یا ندارند؟  در تعلیمات یوگا یاد می‌گیریم که افکار و احساسات را مشاهده کنیم ولی به آن عکس‌العمل نشان ندهیم.  این یعنی چه؟  یعنی بالاخره اهمیت دارند یا ندارند؟  ببینید افکار و احساسات تقریباً کل دنیای درونی ما را تشکیل می‌دهند. تمام دنیای مادی بیرونی هم به صورت افکار و احساسات تبدیل می‌شوند و درک می‌شوند.  مثلاً در مورد همین سوال، من یک سوال ذهنی دارم و یک احساس گیجی!  همه چیز در دنیای بیرون بعد از تبدیل شدن به افکار و احساسات درک می‌شوند.  در یوگا و ویپاسانا ما مشاهده گر می‌مانیم. خوب نگاه می‌کنیم آگاه می‌شویم ولی عکس‌العمل نه!  اگر مراقبه نکرده باشی این نوشته برایت معنی ندارد.  ولی در مراقبه دقیقاً مشاهده را تمرین می‌کنیم. مشاهده کننده از موضوع مورد مشاهده جدا می‌شود.  به این ترتیب ما از دنیا جدا می‌شویم.  ما از دنیای فیزیکی و افکار و احساسات جدا می‌شویم.  این...

در جستجوی ازدواج و عشق

تصویر
زمان خواندن 7 دقیقه ***   در جستجوی ازدواج و عشق *** دم دمای طلوع صبح است. باد خنکِ قبل از طلوع، از پنجره به من می‌وزد.  معمولاً نزدیک صبح و قبل از بیدار شدن رویاهایی می‌بینم گاهی بصورت خواب ها و تصاویری ظاهر می‌شوند و بعد هم کم کم بیدار میشوم. این رویاها بصورت افکاری خودشان را نشان می‌دهند. قبل از بیدار شدن شبیه الهامات است ولی بعد از بیدار شدن به حوزۀ ذهن می‌آیند و تبدیل به افکار می‌شوند.  گاهی این افکار را می‌نویسم. مثل الان!  امروز در رویاهایم ازدواج بود و رابطه. ازدواج دوستانم را می‌دیدم و ماجرای ازدواج خودم را هم می‌دیدم. البته کمی حسرت و مقایسه هم بود.  چند وقت پیش که با همسر اول حرف می‌زدم گفتم ببین همۀ ما به دنبال عشق هستیم. همه به دنبال عشق ازدواج می‌کنیم. در این که شکی نیست.  اصلاً پسرها در دخترها به دنبال عشق میگردند و دخترها هم در پسر ها به دنبال عشق هستند.  آن جذبه و عطش و نیرویی که زن را به سمت مرد و مرد را به سمت زن می‌کشد همان نیرویی است که ما را به سمت عشق می‌کشد.  وقتی تا قبل از ازدواج فقط به خودت می‌رسی ولی بعد از ازدواج ...