ازدواج یا عشق؟

 ازدواج یا عشق؟

***

قبلاً در مورد تفاوت معامله با عشق نوشته بودم. 


https://www.unwritable.net/2023/06/blog-post_12.html


حالا ادامه‌ی همان داستان را در مورد ازدواج با هم بررسی می‌کنیم. 

قرار دادن ازدواج در برابر عشق دور از ذهن به نظر می‌رسد. اما عشقی که اینجا می‌خواهم از آن بگویم عشقی است که با ازدواج سازگاری ندارد. و ازدواجی که از آن می‌خواهم بگویم نوعی معامله است. 

ببینید ازدواج در عرف امروز نوعی قرارداد است. نوعی قرارداد بین دو نفر یا یک قرارداد اجتماعی که برای رفع نیازهای دو نفر طراحی شده است. 

نیازهای مختلف ما لیست بلندی است از جمله

نیاز به امنیت عاطفی، نیاز به امنیت روانی، امنیت اقتصادی،  نیاز های جنسی و جسمی، نیاز به بچه‌دار شدن، نیاز به همدم و همراه داشتن، نیاز به پرکردن تنهایی و مجموعه ای از نیازهای ریز و درشت دیگر. 

پس دو نفر برای رفع و پاسخگویی به نیازهایشان وارد قراردادی می‌شوند به نام ازدواج! 

این رابطه که براساس نیاز است همسوبا عشق نیست. عشقی که اینجا می‌خواهم از آن بگویم عشقی مبتنی بر نیاز نیست. این عشق وادی بی نیازی است. این عشق وادی دادن و نگرفتن است.  این عشق انحصاری نیست. این عشق بین زن و مرد تفاوت نمی‌گذارد. این عشق بین انسان و حیوان تفاوت نمی‌گذارد. 

این عشق تفاوتی بین همسر و غریبه قائل نیست. 

این عشق حسادت ندارد. محاسبه ندارد. 

این عشق معامله نمی‌کند. این عشق نوعی دیوانگی است. این عشق آینده ندارد. وضعیتی از بودن در زمان حال است. این عشق قرارداد بلند مدت نیست. این عشق وابستگی نیست. 

این عشق حالت حضور است. حالت نبودن ذهن. این عشق تحلیل و معامله نمی‌کند. 

این عشق ترسی ندارد و نیازی هم ندارد. این عشق جاری می‌شود. این عشق انتخاب نمی‌کند. تمییز نمی‌دهد! این عشق همان خداگونگی است. این عشق خورشید گونه است. این عشق مستغنی است. 

این عشق نمی‌تواند معطوف یک آدم بشود و معطوف دیگری نشود! 

این عشق بدون مرز است. شبیه عشق مولانا یا حافظ است. این عشق تنها عشق واقعی است. 

باقی عشق ها رنگ و تصور و تخیل است. کاریکاتور عشق است. 


ویدیویی از اکهارت مرتبط با ازدواج

https://youtu.be/dm9b-FjewRI?si=m2K-B9OfRz5TxtEK

نظرات

برای تجربه‌ی کل نانوشتنی ها؛ لطفا فهرست موضوعی و زمانی بالای صفحه را ببینید!

صدای سخن عشق

جاعنوانی

میراثِ من!

معنیِ زندگی

خواستن و استغنا

مهمترین کار ۳

چسبیدن به دنیا

مراقبهء نوشتن ۱۶ اردیبهشت

برای تارا، همه‌ی آدم‌ها و خودم!

فرمولِ حالِ بد