پست‌ها

نمایش پست‌هایی با برچسب زنانگی

عطشِ دیدن و دیده شدن

زمان خواندن 2 دقیقه ***   عطشِ دیدن و دیده شدن *** نوعی عطشِ دیدن وجود دارد. شهوت دیدن.  در مقابل، نوعی عطش دیده شدن هم وجود دارد.  نیاز به دیدن و دیده شدن.  نیاز به دیدن، نیازی مردانه است و نیاز به دیده شدن، نیازی زنانه.  هر دو نیاز برای پیدا کردن هویتی است.  پیدا کردن هویتی از دیدن و دیده شدن.  عطشی در خودم مشاهده کردم برای دیدن. برای شنیدن. شبیه عطشی است که برای خوردن دارم. مثلاً عطشی برای دیدن یوتیوب یا اخبار یا زنان زیبا یا پورن یا اینستاگرام و غیره. عطشی برای خواندن. گوش دادن یا حتی دانستن. خوردن با چشم و گوش! عطشی هم در خودم مشاهده کردم برای دیده شدن. اگرچه خیلی کمتر از اولی است ولی هست. عطشی برای شییرکردن نوشته‌ها. و بیشتر در زنانگی، عطشی برای زیبا تر شدن. جذاب تر شدن. سکسی تر شدن. تعریف شدن. موفق شدن. دیده شدن توسط دیگری. لایک گرفتن. تایید گرفتن. فالوئر گرفتن! می‌دانم وقتی میخواهیم دیده شویم برای هویت پیدا کردن است.  یعنی  «من دیده می‌شوم پس هستم. » اما وقتی هم می‌خواهیم ببینیم هم شاید برای هویت پیدا کردن باشد.  یعنی ...

زنانگیِ خدا

زمان خواندن 2 دقیقه ***   زنانگیِ خدا *** صبح را با پیشنهاد کلاس یوگا با وزنه شروع کردم. دو سه سالی هست که کلاسهای یوگای معمولی در استودیو را نرفتم. دلیلش برای خودم خیلی واضح است. توضیح دادنش اما سخت.  اما این بار به درونم فرو رفتم که مبادا دلیلش ترس باشد. مدتی است تمام ترسهایم را مشاهده می‌کنم و با رفتن به سمتشان زنده بودن را تمرین می‌کنم. شاید این هم ترس باشد!  نتوانستم ذهنم را کنترل کنم که به آینده نرود. دلیل و منطق و استدلال نچیند.  گاهی هم آنقدر زیاد می‌شود که سرریز می‌کند. می‌شود چند کلمه و یک نوشته.  هر کاری که انجام میدهم، ذهنم مدام چرا چرا می‌کند! بعد دلیل های خودش را می‌تراشد!  این بار هم مستثنی نیست: مدتی است عاشق زنانگی ام. زنانگی به صورت خالص خودش. شاید زنانگی حتی بیشتر از تمام جنبه های خدا، قابل پرستش باشد. خدای زنانه را راحت تر میفهمم و میپرستم.  خودم هم دارم زنانه تر می‌شوم. البته خیلی هم آسان نیست چون در بدن مرد و در دنیایی مردسالار بزرگ شدم.  اما دلایل ذهن که دنبال چه هستم.  اگر جایی زنانگی با آگاهی همراه شود حتماً جذب...

روز زنانگی

زمان خواندن 1 دقیقه *** روز زنانگی *** من نمی‌گویم روز زن! حتی نمی‌گویم روز مرد!  به جای آن می‌گویم روز زنانگی یا روز مردانگی.  اگر بگوییم روز زن، زنانگی را به بدن تقلیل می‌دهیم.  زنانگی به بدن زنانه نیست.  زنانگی به خصوصیات زنانه است.  زنانگی به چیزی گفته می‌شود که در همه زیباست. چه زن و چه مرد.  زنانگی در تعریف من، یعنی پذیرندگی. یعنی حضور در لحظه. یعنی خدای زایش و محبت.  زنانگی در تعریف من به بدن نیست. اگرچه بدن زنانه هم زیباست اما زنانگی بالاتر و شامل شونده تر است.  زنانگی در همه می‌تواند باشد.  زنانگی یعنی دربرگرفتن به جای تسلط.  زنانگی یعنی قدرت نرم.  یعنی بودن به جای انجام دادن.  زنانگی یعنی هنر.  زنانگی در مردان هم زیباست.  زنانگی قرن هاست فراموش شده. زنانگی قرن هاست به بدن تقلیل یافته.  روز زن برای تجلیل و چاپلوسی از زن نیست! برای جدا کردن زن و مرد نیست.  روز زن برای تجلیل زنانگی است.  زنانگی طبیعت، زنانگی یک گل!  زنانگی مادر. زنانگی پدر.  زنانگیِ سکوت.  *** در مورد زنانگی...

برای تارا-کمال گرایی

زمان خواندن 2 دقیقه ***  برای تارا-کمال گرایی *** دخترم تارا تقریباً از همان کودکی نشانه‌هایی از کمالگرایی داشت. تارا همیشه از خودش توقع دارد. توقع دارد که بیشتر از توانایی اش توانایی داشته باشد.  در حالیکه معمولاً از هم سن های خودش توانایی‌های بیشتری دارد اما باز توقع دارد که هر کاری که ما بزرگترها می‌توانیم انجام دهیم را انجام بدهد.  ریشه‌ی کمالگرایی را شاید از من یا مادرش یا از زندگی های قبلی اش گرفته باشد اما تقریباً این خصوصیتی بود که تارا با آن به دنیا آمد.  کمالگرایی در توانایی ها، شاید بیماری پندمیک تمام انسانها بخصوص در دنیای غرب باشد.  چون تاکید زیادی بر روی انجام دادن هست بالطبع آدم‌ها ارزش خودشان را بر اساس فانکشن یا کاری که انجام می‌دهند می‌سنجند.  هرکسی براساس توانایی انجام کار سنجیده می‌شود. و این نتیجه‌ی فرهنگ بیش از حد عمل‌گرا در غرب است.  در مقابل جمله‌ای که به تارا و دیگران و خودم می‌گویم این است.  You are good enough تو به اندازه‌ی کافی خوب هستی!  شاید این جمله برای تمام آدم‌ها بخصوص غربی‌ها مفید باشد.  شاید وقت...

انرژی ِجنسیِ حیات

زمان خواندن 2 دقیقه ***  انرژی ِجنسیِ حیات *** انرژی حیات همان انرژی جنسی است. یعنی انرژی جنسی فرمی از انرژی حیاتی است.  در طول تاریخ انسانها معمولاً قادر به استفاده درست از این انرژی نبوده‌اند. معمولاً اکثر این انرژی حیاتی هدر می‌رود. درست مثل درختی که هزاران گل و دانه تولید می‌کند و اکثرشان بدون تبدیل شدن به درختی جدید می‌پوسند و تبدیل به خاک می‌شوند.  سرکوب این میل جنسی یا استفاده نادرست از آن، هر دو کاری است اشتباه. همین سرکوب باعث می‌شود حتی نوشتن از آن مثلاً در این نوشته خیلی آسان نباشد. امیدوارم در دهه‌ی چهل و بالاتر بتوانم کنترل و مدیریت این حس حیاتی را بدست بیاورم.  هدایت و جهت دهی به این انرژی مهم‌ترین کار یک انسان است. اگر نتوانیم این انرژی را درست هدایت کنیم منجر به انحرافات جنسی و هدر دادن این انرژی می‌شود.  همین نوشتن و هر حرکت و کاری که انجام میدهیم نوعی هدایت انرژی است. برای این نوشتن من باید توجه و انرژی تمرکز خودم را به سمت ذهنم بیاورم. باید کلمات را درست انتخاب کنم. باید معانی را با منطق درست در کنار هم بچینم.  مشاهدات من از نوسانات...

باز تعریفِ پدر و مادر

زمان خواندن 4 دقیقه ***  باز تعریفِ پدر و مادر  *** پدر و مادر! دو مفهوم آشنا! دو مفهوم عادی! شاید هم بدیهی!  اما می‌شود با مفاهیم بازی کرد! می‌توان عمیق شد! می‌توان عاشق شد! پدر مادر خواهر برادر عمو عمه خاله دایی فامیل قبیله قوم نژاد شهر کشور قاره زمین!  اگر کمی بزرگتر نگاه کنی زمین مادر ماست و خورشید پدر ما! همه‌ی ما!  روابط فامیلی براساس خون و ژن تعریف می‌شود. اما شاید وقت آن رسیده که انسان ها از ژن و بدن عبور کنند و بزرگ شوند!  شاید زمان فراتر رفتن از سطح بدن رسیده باشد!  شاید قدم بعدی در تکامل یا فرگشت همین باشد!   شاید وقت آن رسیده که خودمان را جور دیگری تعریف کنیم!  جور دیگر باید دید!  درحال شنا بودم که این ایده آمد و الان کنار استخری نشسته‌ام و دارم می‌نویسم!  همه‌ی ما یا پدر و مادری داریم یا پدر و مادری هستیم! پس تا اینجا این مفهوم بسیار آشناست! اما زندگی که فقط محدود به بدن نیست! فقط محدود به بیولوژی نیست! پدر و مادر هم همینطور!  در ادبیات اسلامی شیعه شنیده‌ایم که فاطمه مادر پدرش بود!  امّ ابیها!  پس د...

مناجات صبحگاهی

زمان خواندن 3 دقیقه ***  مناجات صبحگاهی *** دوباره مناجات های من شروع شد! مناجات های صبحگاهی! حدود چهار یا پنج صبح است!  وقتی زیادی با خودم حرف می‌زنم خلاصه و نتیجه‌ی آن می‌شود این نوشته‌ها!  ذهن من مدام حرف می‌زند! مثل ذهن ٩٩ درصد آدمها. خاموش کردن آن هم نیاز به مدیتیشن دارد!  مدیتیشن هم انواع مختلف دارد! یک نوعش که الان دارم انجام می‌دهم مدیتیشن نوشتن است!  مدیتیشن خواندن اما سخت تر است!  برای همین هم هست که انتظاری ندارم کسی جز خودم یا خدا خیلی با این نوشته‌ها ارتباطی بگیرد!  خودم که همان خداست!  حلاج را یادتان هست؟ می‌گفت من خدا هستم! دیگران نفهمیدندش! به سکوت و اعدام محکوم شد! عیسی را هم کسی نفهمید!  شاید فقط دوازده نفر!  اصلاً قرار نیست کسی آدم را بفهمد!  چون کسی وجود ندارد! یکی بود یکی نبود!  یک خدایی هست!  که هم می‌نویسد! هم می‌فهمد!  غیر از خدا هیچکس نبود! غیر از من و خدا کسی نیست! من هم که خودم خدا هستم! پس باز یکی می‌ماند! یک فرد پر نویس! یک فرد پر حرف! می‌خواهد کلمه بازی کند!  با کلمه‌ها جهت خدا...

خودارضایی!

زمان خواندن 5 دقیقه ***  خودارضایی! *** یک هفته؛ دو هفته! سه هفته! می‌توانی حدود سه هفته تجرد را تحمل کنی!  کم کم انرژی مردانه جمع می‌شود! کم کم به دنیای رویا و خواب ها تسری می‌یابد. اصولاً این چیزی نیست که کسی در مورد آن صحبت کند! این موضوعی است که در فضای عمومی سرکوب شده!  اما آمار فیلم های پورن سر به فلک می‌کشد! خیلی ها هم هستند که هر روز خودارضایی می‌کنند! هم مردها و هم زن ها!  اما افراد خیلی کمی در مورد آن صحبت می‌کنند. افراد خیلی کمتری در مورد آن می‌نویسند! نوشتن در مورد چنین موضوعاتی جرأت زیادی می‌خواهد! باید قید قضاوت دیگران را بزنی! دیگران مدام در حال قضاوت هستند! اما اشکالی ندارد!  حتی خیلی از آدم‌های متاهل را می‌شناسم که خودارضایی می‌کنند!  مذهب می‌گوید حرام است و گناه کبیره! بعضی دکتر ها و روانشناس ها می‌گویند خوب است و مفید!  یوگا می‌گوید بهتر است نباشد! بهتر است این انرژی به جاهای دیگر هدایت شود!  مذهب که همیشه نظرات قطعی می‌دهد و عموماً نتیجه‌ی عکس دارد! انسان به هرچیزی که از آن منع شود حریص تر می‌شود. این خاصیت ذهن است! ...

قرارهای مجازی!

زمان خواندن 3 دقیقه ***  قرارهای مجازی! *** بازار  قرارهای مجازی داغ است! زن ها به دنبال مرد رویایی و مردها به دنبال زن رویایی! این وسط هم کمپانی های قرارگذاری آنلاین و گلفروشی‌ها و وکیل‌های طلاق حسابی پول در می آورند! داستان اینطوری است که نرم افزار؛ مثل قدیم یک عکس از طرف به تو نشان می‌دهد! بعد بادیدن ظاهر آراسته و بعضا سکسی روی صفحه؛ یک قند در دلت آب میشود! و بر لایک می‌کوبی! با خودت می‌گویی این یکی شاید آن مرد رویایی یا زن رویایی من باشد! بدون این که طرف را از نزدیک دیده باشی! بدون حس کردن انرژی آن فرد فقط در ذهنت از او یک تصویر می‌سازی! مدتی با آن تصویر زندگی می‌کنی!  اگر مرد باشی با آن تصویر ذهنی خودت؛ کمی هم آغوشی می‌کنی! انواع حالت های هم آغوشی را در خواب و رویاهایت تصور می‌کنی! از دیدن این فیلم سینمایی حسابی لذت می‌بری!  اگر زن باشی دنبال نشانه های قدرت و پول می‌گردی! مثلا شغل یا گذشته ی طرف! یا مثلا ماشین و ساعت و غیره! بعد حسابی شروع به تخیل می‌کنی! باخودت تصور می‌کنی این مرد رویایی؛ همان مردی است که  ثروت و شادی و عشق را به پای تو می‌ریزد! مسول...

الهه‌های زمین!

زمان خواندن 3 دقیقه ***  الهه‌های زمین! *** ای الهه‌های زمینی! با شما هستم!  ای الهه‌ی مادر!  با آنکه نمیخواستی ولی من را در وجودت پرورش دادی! هدیه‌ی خدا را پذیرفتی. خدا در تو حلول کرد! همچون مریم! تو پذیرا شدی! با عشق درونی ات! از وجودت و از شیرت من را سرشار کردی! تو اولین الهه‌ی من بودی! ای الهه‌های زیبایی! شما چهره‌ای از زیبایی را می‌سازید! شما صورتی زیبا می‌سازید! این زیباییِ سطحی اما نشانی از زیباییِ کل دارد! شما زیبایی را پخش میکنید! ممنون از شما!  ما را به چشم و لب و گونه دعوت می‌کنید! ما هم همین‌جا نمیمانیم! می‌دانیم این زیبایی فقط روی پوست است! کمی عمیق تر شویم همان گوشت و استخوان است و بس!  ای الهه‌های محبت! دست نوازش زنانه را در بازار می‌فروشند! خریدار هم زیاد دارد! کالایی ارزشمند است! چه  سر را بنوازد چه ته را! هر دو زیباست! هر دو مسخ کننده! هردو مست کننده! ای الهه‌های رقص! چرخش کمر و بی قراری پاهایتان و لرزش شکمهایتان و ادامه‌ی موهایتان در باد؛ همان لرزش و چرخش را در قلب ما ایجاد می‌کند! همان رقص دائمی حیات! رقص گلها! رقص گیاهان! ای الهه‌...

زنانگی؛ مردانگی

تصویر
زمان خواندن 3 دقیقه ***  زنانگی؛ مردانگی *** سالهاست به زنانگی و مردانگی فکر می‌کنم. مدتی پیش وقتی به یک گل نگاه می‌کردم دیدم یک گل هردو اندام جنسی زنانه و مردانه را در خود دارد. چرخش روزگار و تجربه‌ی تجرد باعث شد بیشتر و بیشتر به این بازی زنانگی و مردانگی بیاندیشیم. تمام عرفا و آدمهای آگاه می‌گویند زنانگی و مردانگی در تمام ما هست. در صورت رسیدن به تعادل؛ ما نیازی به دیگری نخواهیم داشت.  شاید بدنهایمان زنانه یا مردانه باشند اما در حالت ایده‌آل ما از بدن فراتر خواهیم رفت و نیروهای زنانه و مردانه‌ی وجودمان به تعادل خواهند رسید.  این هنوز هنوز برای من چیزی ناشناخته است! اما سعی می‌کنم با غور کردن و نوشتن و شییر کردن با خواننده ها که حکم قسمت زنانه‌ی من را دارند کمی در راه تعادل قدم بردارم.  زنانگی یا مردانگی به صورت یین و ینگ در تمام خلقت جاری است.  بدن زنانه یا بدن مردانه فقط قسمت کوچکی از آن است. هیچ برتری ای یکی بر دیگری ندارد.  اگر از بدن عبور کنیم میرسیم به وادی ذهن و فرای ذهن. در بُعد بدن تقریباً نمادهای زنانگی و مردانگی واضح اند. سینه های برجسته ا...

پول و سکس

زمان خواندن 4 دقیقه ***  پول و سکس *** حدود ساعت ۵ صبح بیدار می‌شوم. یک حس خلأ درونی وحشتناک سراغم آمده. خلأ شدید زن! از درون چیزی دارد من را می‌خورد!  سعی می‌کنم خودم را آرام کنم.  مدتی می‌اندیشم! دیگر طاقتم تمام می‌شود! باید بنویسیم! این خلأ زنانگی دارد من را می‌کُشد.  تئوری اش را می‌دانم. عرفا می‌گویند ما کامل آفریده شده‌ایم و به تنهایی می‌توانیم بی نیاز و مستقل زندگی کنیم. اما من در این شهر نه! یا باید از این شهر بروم یا کسی را پیدا کنم! در این شهر که اندامهای جنسی مدام از در و دیوار آرامش درونم را تکه و پاره می‌کنند جای ماندن من نیست.  با خودم تصور می‌کنم بروم با همسر قبلی ام صحبت کنم. به پایش بیافتم. بگویم کم آوردم.  در این بازی استقلال؛ شکست خودم را اعلام کنم. به دریوزگی تن بدهم! التماس اش کنم. بگذارد همان سکس نیم بند را داشته باشیم! مثل بنده‌ای که برای اربابش به زمین می افتد و زجه و التماس می‌کند!  اعلام کنم کم آوردم.  این خلأ زنانگی دارد از درون من را می‌خورد!  فکر رفتن به بار و رستوران و بدست آوردن این دخترهای به ظاهر زیبا برا...

نیمه‌ی گم شده

زمان خواندن 3 دقیقه ***  نیمه‌ی گم شده! *** تئوری اش را می‌دانم. نمیه‌ی گم شده ای نیست. چیزی گم نشده. همه چیز در خود ماست. نیمه‌ی گم شده‌ی ما خودمانیم!  این تئوری داستان است. اما داستان به همین جا ختم نمی‌شود.  انگار همین الان من دارم با نیمه‌ی گم شده‌ی خودم صحبت میکنم.  نیمه‌ای که چون گم شده برایش می‌نویسم. نمی‌دانم کجاست! نمی‌دانم کیست! اصلا نمیدانم در گذشته بوده یا در آینده یا اصلا خارج از بعد زمان! در عرفان های مختلف گفته می‌شود که آنچه در بیرون از خودمان دنبالش می‌گردیم درونمان است. پس این شامل آن نیمه‌ی گم شده هم می‌شود. می‌گویند بیرون دنبالش نباش! می‌گویند جای اشتباهی داری دنبال نیمه‌ی گم شده‌ی خودت می‌گردی!  نیمه‌ی گم شده‌ی من هم انگار همان زنانگی است. انگار همان زن است. زنی که پیدایش نمی‌کنم! زنی که حرفهایم را بفهمد! زنی که بفهمد دروغ خوب نیست! زنی که برای صداقت ارزش قائل باشد. صداقت خام و خالص! دنیا پر شده از مردان تنها و زنان تنها! قوانین ازدواج و طلاق! دادگاه های خانواده! دنیا پر شده از میوه‌هایی که نیمه شان گم شده! دنیا پر شده از زنان تنها که ...

فراخوان انرژی زنانه

زمان خواندن 2 دقیقه ***  فراخوان انرژی زنانه! *** بدینوسیله خدمت تمام آقایان، خانم ها، وسطی ها، لزبین ها، گی ها، ترنس ها و عجیب و غریب ها فراخوان داده می‌شود!  لطفاً در صورتی که انرژی زنانگی دارید به اطلاع اینجانب برسانید که شدیداً لنگیم! انرژی‌های مردانه چند هزار سال دهن و ماتحت ما را سرویس نموده! اندکی انرژی زنانه هم که مانده بود توسط شرکتهای بزرگ در حال تبدیل به کالا و خرید و فروش در بازار است!  لذا بدینوسیله از تمام گروه‌های ذکر شده در بالا دعوت می‌شود در صورت پیدا کردن هرگونه زنانگی مراتب را در اسرع وقت از طریق مراجعه‌ی حضوری به درب منزل اینجانب! یا تلفن! یا مکالمه‌ی تصویری یا نامه و پیغام و پسغام به اینجانب برسانید!  انرژی زنانگی دارای خصوصیات زیر در اولویت پذیرش خواهند بود: عاری از هرگونه منطق، حساب و کتاب، تفکر مثبت یا منفی! برنامه‌ریزی! کار اداری! هدفمندی و غیره! خسته شدیم به خدا! عاری از آینده و گذشته!  بدون شلوار! ترجیحا با دامن بدون موارد اضافه! بدون روغن مالی و سرخاب سفیداب و موها ترجیحاً شانه نشده و حتی ژولی و پولی!  بدون نگرانی از پول و...

عبور از زن

زمان خواندن 3 دقیقه ***  عبور از زن! *** دوستی گفت چطور از جنسیتِ بدن به پرواز روح برسیم! ارجاعش دادم به اوشو! اوشو می‌گفت می‌توانی از جنسیت به آگاهی برسی! من که هنوز نرسیدم. اوشو شاید رسیده بود!  اما امروز خودم ساحل بودم! بدنها را می‌دیدم! بدن های زنان؛ در معرض نمایش! پاهای لاک زده از دور زیبا بود. سینه هایی که با راه رفتن تکان می‌خوردند! نوک سینه ها به برکت خیسی پارچه‌ی نازک در نمایش عمومی بود. بدنهای چاق و لاغر. هر یک به نوعی زیبا. ناف ها بیرون بود. یاد آور آن کودک! موهای رنگارنگ! طلایی.  خرمایی.  سیاه! بلند یا چتری! حتی موهای بسته هم زیبا بود. باسن های برچسته سوار بر ران‌ها. در انواع مختلف! البته این بدنها فقط برای من زیبا بود! خود زنها که مدام در وسواس زیبایی اند! کمتر زنی است که از زیبایی خودش راضی باشد! بچه ها هم هنوز درگیر این هورمون‌ها‌ی حوَل کننده نیستند! گل ها ظاهراً برای مسحور کردن زنبورند!  پارچه‌های رنگارنگ چسبان به بهانه‌ی پوشاندن؛ شکل بدن ها را زیباتر می‌کرد. من مشغول کار خودم بودم! مشغول افکار خودم. شنای خودم. بازی با تارا!  هر از چند...

حجاب اجباری

زمان خواندن 5 دقیقه ***  حجاب اجباری! *** فضای اینترنت پرشده از مخالفت با حجاب اجباری! آدمها دو دسته شدند! منتظرند یک کلمه‌ی مخالف با افکارشان بشنوند تا شلیک کنند!  هر دو اسلحه بدست. یکی اسلحه‌های فلزی و دیگری اسلحه‌های شیشه‌ای و فکری! اسلحه اسلحه است.  این وسط میدان جنگ حرف زدن جرات می‌خواهد! وقتی در خط مقدم باشی گلوله از هردوطرف می‌آید! باید در خاکریز پنهان بشوی و بنویسی!  اول ببینیم دعوا سر چیست! اصل داستان از تفاوت زن و مرد و روابط بین این دو شروع می‌شود.  زن طوری ساخته شده که دوست دارد مثل یک گل خودنمایی کند. زن مظهر زیبایی و خودنمایی است. درست مثل یک گل. زیبا و فریبنده. می‌نشیند و عطر و رنگی از خودش بیرون می‌دهد که هوش از سر هر رهگذری می‌پراند! تمام حشرات و حیوانات با دیدن گل مبهوت می‌شوند و سرمست. سودای چشیدن شهد گل در سر می‌پرورانند. گاهی گل را می‌چینند. گاهی بو می‌کنند و گاهی نگاه. گاهی گل را صاحب می‌شوند گاهی نمی‌توانند. هدف جذب ژن های مختلف و تولید نسل بعدی. پیدا کردن بهترین ژن برای نسل بعدی! مرد ها کاملاً متفاوت اند. آنها به دنبال گل هایند. تقر...

زن زنانگی زیبایی

زمان خواندن 6 دقیقه ***  زن زنانگی زیبایی --- می‌خواستم از نیازهایم برای ازدواج بنویسم رسیدم به زن! رسیدم به زنانگی! رسیدم به زیبایی!  آری من به شدت به زن، به زیبایی و به زنانگی نیاز دارم.  من به زن نیاز دارم. اولین زن مادرم هست. مادری که از زنانگی او تغذیه کردم. از شکم و سینه هایش. از درون واژن او بیرون آمدم. کاملاً فیزیکی و مادی و جسمانی! بعدهم با لبهایم به سینه هایش چسبیدم. مکیدم و مکیدم. بوسیدم. خوردم و زندگی گرفتم.  شاید چهار پنج سالم بود که زخم زبان دیگران که خرس گنده نباید بغل مادرش برود من را به تدریج از بغل اولین زن زندگی ام جدا کرد! ده پانزده سالی در حسرت زن و زیبایی و زنانگی ماندم! با مشق و مدرسه مشغول شدم. سینه‌های بزرگ معلم دبستانم اما هنوز برای توجه ام و برای حافظه‌ام مثل آهنربا بود! چون هنوز سینه‌های بزرگ معلم کلاس پنجم از زیر مانتو یادم هست!  حدود بیست سالگی چند سال کم و بیش دوباره به بدن زنهایی دست یافتم.  بدن زنها همیشه برایم معجزه می‌نماید! شاید من مریضم اما حتی یک وجب از بدن زن می‌تواند چیزی را درون من روشن کند! یک انرژی! یک حرکت م...

خلأ زنانگی

زمان خواندن 6 دقیقه ***  خلأ زنانگی --- با دوستی در مورد خلأ زنانگی درونم می‌گفتم. این شد که تصمیم گرفتم این خلأ را بنویسم. شاید روزی خودم توانستم آن را پر کنم. به هر حال همه‌ی ما ترکیبی از زنانگی و مردانگی هستیم. ایده‌آل وقتی است که ما هر دو را در خود داشته باشیم.  وقتی جوان تر که بودم زن فقط موضوعِ جنسی بود. تقریباً هر زنی می‌توانست این کار را انجام دهد. تخلیه‌ی جنسی برای مردها کار سختی نیست. یک کار کاملاً جسمی و فیزیکی؛ اما زن و زنانگی بالاتر از اینهاست.  یک زن مظهر زندگی و سرچشمه‌ی محبت و در لحظه زیستن است.  اینجا از یک زن ایده‌آل صحبت می‌کنم ولی می‌دانم چنین زنی وجود ندارد. این زن ایده‌آل آن قسمت وجود خود من است که باید بسازمش.  یک زن ایده‌آل دم از استقلال نمی‌زند. او به دنبال کسب قدرتهای مردانه نیست. او به دنبال برنامه‌ریزی و آینده نیست. یک زن ایده‌آل مظهر زیبایی است. او مثل یک گل می‌داند که زیباست. نیازی نیست خیلی رنگ و لعاب به خودش بزند! درست مثل یک گلِ طبیعی؛ همانطور که هست زیباست. یک زن ایده‌آل این را می‌داند. همان هندسه ‌ی بدن زن برای جذابیت فیز...