پست‌ها

نمایش پست‌هایی با برچسب مذهب

من کیستم ؟ - ٣

زمان خواندن 2 دقیقه ***   من کیستم؟ - ٣ *** تا به حال حدود هفتاد نوشته در این زمینه نوشته‌ام. اما این سوال جواب قطعی ندارد!  این سوال، سوالی به درازای زندگی است!  هر روز می‌توانی دوباره از خودت بپرسی من کیستم!  تا وقتی در ذهن باشی این سوال با توست.  وقتی از ذهن بیرون بروی، این سوال و تمام سوالات حل می‌شوند.  تا وقتی خودت به دنبال جواب نباشی، دیگران برایت جواب می‌دهند!  هر شخص و سازمان و گروهی تو را از دید خودش تعریف می‌کند.  پدر و مادر، همسر، مدیر و معلم، مدیرعامل و دولت و بازاریاب، هر کدام تو را به روش خودشان تعریف می‌کنند. آنها تعاریف خودشان را به تو می‌قبولانند و براساس همان تعریف ها تو را شکل می‌دهند و برده میکنند.  یکی می‌گوید پدر باش، دیگری می‌گوید مهندس باش، آن یکی می‌گوید خوب باش! موفق باش و و و ... و تو در هزارتویی گرفتار خواهی شد!  آنها تو را تکه تکه می‌کنند.  از رنگ پوستت یک تعریف می‌سازند، از مدرک دانشگاهی ات یک تعریف!  از کارهایی که انجام میدهی یک تعریف و از روابط اجتماعی ات یک تعریف.  نهایتاً تو را تبد...

تناقضات بزرگ معنوی - ۱

زمان خواندن 3 دقیقه ***   تناقضات بزرگ معنوی *** یک بار دوستی نقل می‌کرد که فلانی که دانشجوی روانشناسی است گفته علایم تو شبیه اسکیزوفرنی است. جواب من به او این بود که قطعا اینطور است. اسکیزوفرنی یا دوشخصیتی، در تمام آدم‌ها هست. تمام آدم‌هایی که به مسیرهای معنوی یا عرفانی یا مذهبی روی می‌آورند چنین اند. از یک طرف بعد حیوانی خودشان را می‌بینند و از یک طرف بعد ماورایی. این خودش بزرگترین اسکیزوفرنی است.  ما همه پا در زمین داریم یعنی حیوانیم. درست مثل حیوانات متولد می‌شویم و غذا می‌خوریم و جفتگیری می‌کنیم و می‌میریم.  از طرف دیگر سر در آسمان داریم که می‌خواهیم شبیه خدایی بشویم که بزرگ و نامیرا و نامحدود است.  اگر حدس زده باشید زیاد حالم خوب نیست. دچار شک به مسیر شده‌ام.  بین زمین و آسمان گیر کردم.  کم کم این نوشته را تکمیل خواهم کرد.  این دوگانگی ها در تجربیات حافظ هست و گاهی هم در تجربیات مولانا. حتی در زندگی سادگورو.  مثلاً سادگورو در جایی می‌گوید که زندگی خودش را وقف مردم کرده و در جایی می‌گوید دنیا برایش مهم نیست و فقط کافیست چشم‌هایش را ببند...

دیوانگیِ ذاتی

تصویر
زمان خواندن 7 دقیقه ***   دیوانگی ذاتی *** قبلاً در مورد تنهاییِ ذاتی صحبت کرده بودم. https://www.unwritable.net/search?q=تنهایی&m=1 حالا در مورد دیوانگی ذاتی صحبت می‌کنم.  اول از دید نوروساینس یعنی علم اعصاب.  در بین تمام حیوانات مغز انسان بیش از حد رشد کرده و بزرگ شده. این مغز بزرگ یعنی توانایی ذخیره‌سازی مقادیر زیادی از حافظه و بالطبع پیش‌بینی آینده. همینطور توانایی تعمیم دادن و حس کردن انواع احساسات هم نوع.  خوب حالا این توانایی را بگذارید کنار موضوع مرگ!  همۀ ما در کودکی با پدیده‌ای به نام مرگ آشنا می‌شویم. برای دختر من دیدن یک کلاغ مرده، یا یک حشرۀ مرده بود. شاید هم برای کسی دیدن یک آدم مرده باشد.  خوب این مشاهدات را بگذارید کنار توانایی گستردۀ مغز. پس هرکسی مرگ خودش را می‌تواند از قبل ببیند. حتی پیش‌بینی کند. هرکسی می‌تواند مرگ خودش را تصور کند. حالا بسته به میزان حساسیت فرد، نتایج متفاوت است. همینطور بسته به میزان  قابلیت‌های مغز، نتیجه متفاوت است.  بعضی ها می‌توانند به راحتی مرگ را فراموش کنند و به زندگی عادی و مادی بپردازند. شا...