بازی مافیا


در واقع این بازی نوعی تمرین نقش بازی کردن تو جمعه که البته میتونه به ازبین رفتن اعتماد و دوستی منجر بشه و شخصیت آدمها توی این بازی کمی نشون داده میشه
استدلال و توانایی متقاعد کردن و تاثیر گذاشتن روی رای دیگران توی این بازی نقش مهمی داره
این بازی رو چند نفر میتونند انجام بدند
بازی اینطوریه که هرکس یه نقش می گیره
خدا مسئولیت خدا مدیریت بازی و نظاره بر بازیه و انجام رای گیری و گردش شب و روز
دزدها معمولا تعداد دزدها کمتر از پلیسها ست اونها سعی می کنند پلیس ها رو گمرا ه کنند و همه اونها رو به کشتن بدند و خودشون زنده بمونند
پلیس ها وظیفه پلیس ها پیدا کردن دزدها و کشتن اونها با رای گیری عمومیه
رئیس پلیس هر شب میتونه مخفیانه از خدا در مورد یک دزد سوال کنه
ومرده ها که حق هیچ صحبت یا اشاره ای رو بعد از مردن ندارند

گردش بازی
بعد از تعیین خدا بقیه نقش ها مخفیانه توسط کارت تعیین میشه
با دستور خدا شب میشه و همه باید چشم هاشونو ببندند
با دستورخدا دزدها چشماشونو باز کرده همو می شناسند
با دستور خدا رییس پلیس چشماشو باز کرده و دزد بودن رو در مورد یک نفر می پرسه و خدا با اشاره بهش جواب میده
بعد روز میشه و با صحبت و گفتگو پلیس ها سعی در شناختن دزدها و دزدها سعی در گمراه کردن پلیس ها می کنند
این گفتگوها ممکنه تا یک ساعت هم طول بکشه و بالاخره با رای گیری یک نفر کشته میشه
از شب دوم به بعد دزدها با اشاره میتونن یک پلیس رو بکشن
این بازی خیلی جالب و هیجان انگیزه اما ممکنه روی روابط و دوستی ها اثر منفی بگذاره

نظرات

Unknown گفت…
hi dear friend,
hope that you are now harmonized with the system, although I don't think so, it takes acctualy a long time to get the sense of Iran after being out for a while.

It would be nice to send me your home Nr. so that we remain in contact (preferabely with e-mail). You've already mine.

Wish you all the best,
Take care,
Navid.

برای تجربه‌ی کل نانوشته ها؛ لطفا فهرست موضوعی و زمانی بالای صفحه را ببینید!

کارما برای خودم و برای تارا!

خودکشی!

کونِ کار -۶- آیا معنویت جدی است؟

شُکرگذاری در لحظه!

عدالت - عدالتِ لحظه

چرا می‌نویسم؟ چون هستم؟

مکالمات من و تارا

زندگی در جنگل

توجه به خود، اتصال با خدا

تنهایی و آرامش جاده