خواسته ها

دوشنبه‏، 2008‏/09‏/08

بعد از دیدن فیلم های مربوط به طبیعت حالا می تونم که یک نظریه در مورد تکامل، قانون جذب، فلسفه ی خدا و نظریه زندگی های قبلی و بعدی شرقی بگم
در واقع دعوای اصلی بین طرفداران نظریه تکامل و دینی ها اینه که اولی ها می گن همه چیز تصادفی بوجود اومد ولی گروه دوم می گند که یک هوش برتر سکاندار همه ی این تغییراته.
اما من میخوام نظریه سومی رو بگم ، هیچ کدوم از دو نظر بالا درست نیست.
اما قانون جذب رو هم در نظر داشته باشید
قانون جذب میگه که هرچیزی رو که اراده کنی بدست می آوری
یعنی هرچیزی رو که واقعا بخوای بدست میاری اما معلوم نیست چقدر طول بکشه
حالا من میگم همین قانون جذب بوده که باعث شد تکامل بوجود بیاد.

مثلا اجداد فیلها خواستند که خرطوم دراز داشته باشند
اجداد ما آدمها خواستند که ذهن قوی داشته باشند
خزندگان خواستند که پرواز کنند و پرنده شدند
ماهیها خواستند که از آب بیرون بیاند و خزنده شدند
مولکولها ی کربن و هیدروژن خواستند که با هم ترکیب بشند
نیروی جاذبه میخواد که هر جرمی رو جذب بکنه

پس اجداد ما که حیوانها گیاهان حشرات و مولکولها هستند، تعیین کردند که ما باشیم
ما هم به نوبه ی خودمون تعیین می کنیم که در همین زندگی و زندگی های بعدی چه چیز هایی می خواهیم

این خواستنها همه توی یک دفتر خیلی بزرگ که نقشه ی ژنها ست نوشته می شه
هر لحظه و هر ثانیه و هر آرزو وخواستی که داریم توی این دفتر ژنی نوشته می شه و بالاخره یک روزی توی نسلهای بعد یا همین زندگی کسی اون خواسته رو می خونه و اگر هماهنگ با طبیعت بود اجرا میشه

گاهی یک خواسته ی بزرگتر و قوی تر به خواست های دیگه غلبه می کنه
مثلا وقتی نیروی جاذبه اون شهاب سنگ رو به زمین کوبید
این خواسته ی اون و خواسته ی مولکولها به خواسته ی تمام دایناسورهای قوی و باشکوهی که می خواستند زندگی کنند غلبه کرد.

یا وقتی یک شیر میخواد که زنده بمونه به راحتی به خواسته ی بچه آهوی کوچک غلبه می کنه.

اما این خواسته ها در جایی منجر شده به بوجود اومدن موجودی جالب و تحلیل گر و ابزار ساز. اسم اون آدمه و شاید من کمی جانبدارانه در مورد اون قضاوت کنم.

اما من به عنوان یک آدم می خوام که اول از همه طبیعت رو خوب بشناسم یعنی عالم بشم
بعد از اون می خوام که بتونم هر جایی که خواستم زندگیمو ادامه بدم یعنی نسلم از بین نره
و منقرض نشم
پس من مغزی بزرگتر و بهتر میخوام
من مغزی پیش بینی کننده می خوام
من میخوام که بتونم اگر زمین نابود شد جایی دیگه ادامه بدم
من میخوام که با طبیعت هماهنگ بشم و هرچیزی اون خواست من هم بخوام تا نابود نشم
من میخوام که به رویای اخیراجدادم یعنی خدا شدن برسم
من میخوام که ثمره ی کل تکامل رو به عهده بگیرم و اون رو جلو تر ببرم
من میخوام که بهترین از هر چیزی بشم
من میخوام بهترین و مقاومترین بدن رو داشته باشم
من میخوام که نسل های بعدی بهتر بدانند بهتر ببینند بهتر بشنوند و بهتر حس کنند

و میدونم که این خواسته های من توی یک دفتر بزرگ طبیعت بنام دفتر ژنها نوشته میشه و بالاخره یک روزی یا یک نسلی در آینده ای که معلوم نیست کی باشه اونها رو میخونه و اجرا می کنه.

نظرات

برای تجربه‌ی کل نانوشته ها؛ لطفا فهرست موضوعی و زمانی بالای صفحه را ببینید!

کارما برای خودم و برای تارا!

خودکشی!

کونِ کار -۶- آیا معنویت جدی است؟

شُکرگذاری در لحظه!

عدالت - عدالتِ لحظه

چرا می‌نویسم؟ چون هستم؟

مکالمات من و تارا

زندگی در جنگل

توجه به خود، اتصال با خدا

تنهایی و آرامش جاده