سقف‌فلک

 سقف‌فلک

کار ما این نیست که سقف فلک را بشکافیم

سقف فلک را پیش از ما شکافته‌اند

درها باز است

عشق ها در هواست

کار ما شناور بودن در راز گل سرخ است

در شب در سکوت در کویر

فرهاد تیشه ها را زده

مولانا خاموش ایستاده

کار ما ماندن است

شب تا به صبح تنها

کار ما شاید مراقبت از مورچه هاست

مبادا از بی احتیاطی ما بدوند

کار ما گفتن نیست

گفتنی ها

غزل ها

شاه بیت ها

همه گفته شده

گلیم خود را بکش

بنشین منتظر

باد را حس کن

آرام قدم بزن

نگاه کن

بخوان

بنویس

بمان

چنین زیر و زبر باش

دیوانه شو

مستانه شو

بنوش آرام

بزن سازت را

بنواز کلماتت را

پرده برافتاده

صبح نزدیک است

یاران همه جمعند

سقف فلک را حافظ شکافت

هفت شهر عشق را عطار رفت

خیام خاک کل کوزه گران شد

تو فقط بنشین

می باش چنین زیر و زبر

بشنو از نی

نی شو

برقص

میانه‌ی میدان

افسانه‌شو

دیوانه شو

یکی شو

یگانه شو

یوگا باش

بنشین 

یوگی باش

سکوت کن

نفس بکش

بی رنگ شو

نشانه‌شو

خالی شو

غرق شو

موج سودا شو

خاموش شو

...





نظرات

برای تجربه‌ی کل نانوشته ها؛ لطفا فهرست موضوعی و زمانی بالای صفحه را ببینید!

کارما برای خودم و برای تارا!

کونِ کار -۶- آیا معنویت جدی است؟

خودکشی!

شُکرگذاری در لحظه!

عدالت - عدالتِ لحظه

چرا می‌نویسم؟ چون هستم؟

کونِ کار -٣ - آیا مراقبه فرار است؟

تنهایی و آرامش جاده

مکالمات من و تارا

توجه به خود، اتصال با خدا