پادکست رواق و اگزیستانسیالیسم

 یادداشت های پراکنده‌ی من در مورد پادکست رواق

***

مدتی پیش درگیر این پادکست شدم. چند ماهی مست آن بودم.

مرگ کلید زندگی است.

با عرض معذرت این نوشته کمی پراکنده هست. گاهی سعی کردم بعضی قسمتها را خلاصه کنم. 

موضوع اگزیستانسیالیسم البته به نظر من پایه و قدم خوبی برای رشد معنوی است.

این پایین یادداشت های پراکنده‌ی من هست در مورد اپیزودهای مختلف رواق. شاید هم نوعی فهرست. خیلی ارزش خواندن ندارد!

نامرتب است درست مثل ذهن من در آن روزها. 

میتوانید نخوانید!

اما خود پادکست را میتوانید از داخل گوگل پیداکنید و گوش کنید

Ravaq Existentialism

یادآوری! گوش دادن به رواق خودش نوعی فرار از زمان حال نشود و نوعی اجبار که این خود مخالف زندگی وجودی است. احساس می کنم گاهی در من اجبار به گوش دادن به رواق بوجود می آید میخواهم به آن آگاه شوم و آنرا بشناسم. نوعی مسکن آرام بخش شاید از اضطراب مرگ(میل به حیات) 


چهار اصل اساسی زندگی

مرگ

تنهایی

پوچی

آزادی و مسوولیت


تصمیم دارم در حین گوش دادن به کتاب، به نوشتن هم بپردازم

تصمیم گرفتن مساوی است با پذیرش مرگ یک گزینه و در صورت پذیرفتن مرگ کلی آسان می شود

چرخه ی بهبود:

هست آگاهی

آرزو

اراده

عمل


اپیزود فرعی ۲۱

باید مواظب بود که پرونده ی جدید باز نشود

پرونده های باز و مسوولیت های انجام نشده و تصمیم های گرفته نشده رو باید از کوچک به بزرگ به آن پرداخت و انجام داد. 


فرعی ٣۵

مفهوم پذیرش


لینک ١٢ اپیزود فرعی

https://drive.google.com/folderview?id=1aA2fDhOFGZl8hjxYtyR64N0BUTimwtci

می‌ترسید بی‌آنکه بداند می‌ترسد.

غمگین بود بی‌آنکه بداند از چه.

می‌خواست برود، بی‌آنکه بداند به کجا.

دلتنگ بود، بی‌آنکه بداند برای که.


پادکست_رواق با رویکردی روانشناختی، به اگزیستانسیالیسم می‌پردازه و ساده‌تر از اسمش، ریشه‌ی بسیاری از احساساتِ عمیق آدمی رو واکاوی می‌کنه، غمها، ترسها، آرزوها.

هدف رواق کشفِ فردیِ مخاطبان از ابعادِ زیستِ اصیله و من با تکیه بر آثار اروین یالوم، در این مکاشفه همراه شما هستم. 

من فرزین رنجبر هستم



            بخش اول: سائق مرگ

اپیزود اول: روان‌درمانی اگزیستانسیال


اپیزود دوم: ترس‌های وجودی


اپیزود سوم: هستی‌اندیشی


اپیزود چهارم: لمسِ نیستی


اپیزود پنجم: خُرده‌مرگ


اپیزود ششم: من دلم میخواد برگردم به کودکی


اپیزود هفتم: سنگر انکار

👌خلاصه فصل های قبل

فکر کردن به بودن تا شدن

ترس های وجودی

قدر دانستن زندگی


فصل ۴ کتاب

اپیزود هشتم: آخرین وسوسه‌ی مسیح

ادیان اسلام و مسیحیت

خوب متوجه نشدم


اپیزود نهم: پنهان شدن در لانه‌ی گرگ

قهرمان اجباری/ در نهایت خدا شدن/ پدر شدن

دقیقه ۱۵ 

اعتیاد به پیشرفت و سعودی نگهداشتن نمودار زندگی

کار زیاد

عدم توانایی بیکار نشستن *


اپیزود دهم: فرزند دوقطبی شیطان

سازوکار حامی غیبی/ بیرونی/ کودک ماندن و حمایت گرفتن

نیاز به همدردی و دردودل با دیگران

اعتیاد

نوازش منفی

سلطه پذیری

در مقابل سازوکار خود استثناپنداری/خدا شدن

این دو در نهایت دو قطب یک فرزند شیطان هستند و باعث زندگی غیراصیل می شوند

اگر میخواهیم یکی را انتخاب کنیم بهتر است خدا بشویم و اینگونه استثنا بشویم چون موفق تر خواهیم بود و رنجمان کاهش می‌یابد چون پیشرفت و رفاه بیشتری بدست می آوریم


پایان فصل ۴

سازوکار پرهیز از نیستی با پرهیز از هستی

وقتی در زندگی غرق شویم بیشتر اضطراب مرگ سراغمان می آید پس از هردو پرهیز می کنیم

مثلا پشت کردن به دنیا در ادیان یعنی زندگی را نخواهیم تا مرگ هم ترسناک نباشد


اپیزود یازدهم: تو نیز شیهه بکش گاهی

قیمت عمر! وجود. زندگی

ارزشمندترین داشته ی ما وجود است

این داشته قابل پس انداز نیست مگر با ورزش

داد و ستد ما با واحد زمان انجام می شود نه پول

زندگی کوچ نشینی مثال زندگی اصیل

سلامتی ورزش

برای همه چیز روح قایل شدن/ جاندار پنداری


اپیزود دوازدهم: گاهی با آینه حرف بزن

مفهوم و اهمیت شکرگذاری

مفهوم برابری


اپیزود سیزدهم: آشیانه‌ی خالی

                       (شمارنده‌ی معکوس)


اپیزود چهاردهم: دوگانه‌ی ابدی

اضطراب وجودی بعد از اتمام یک مرحله از زندگی

دقیقا همین اضطراب برای من بعد از پایان دور اول گوش دادن به رواق به وجود آمد

انتخاب بین اصیل زندگی کردن و بیشتر زندگی کردن! ( مثلا در بیماران ترمینال)

دوگانه رضایت و امنیت !

ماجرای چارلز

آدم منزوی و رک و سرد که نیاز به روابط بهتر داشت

عدم بروز احساسات

سرزنش خود

صمیمی نشدن با زنان


اپیزود پانزدهم: ممکن‌ها_غیرممکنها

مثال مهمانی برای زندگی

پایان بخش مرگ


          بخش دوم: سائق آزادی

                    (مسئولیت)


اپیزود شانزدهم: قلم در دست توست

معرفی مولف بودن ما در زندگیمان


اپیزود هفدهم: کی‌بود کی‌بود؟ من نبودم

یا درمان شو‌ یا بپذیر

هرکسی‌خودش نسخه ی‌خودش را باید بنویسد

اجباری گری (خود را مجبور دانستن)

جابجایی مسؤلیت

قربانی بیگناه

از دست دادن کنترل


اپیزود هجدهم: آزادی از قفس پرید

سازو کار کاری نکردن 


اپیزود نوزدهم: دختردایی گم شده

چهار-پنج روش فرار از مسوولیت

جابجایی مسوولیت

بی عملی

مثال کسی که از دوستانش برای رفع تنهایی دعوت نمیکرد

مشغله زیاد هم سازو کار قربانی بی گناه است 


اپیزود بیستم: اگر شکنجه‌گر تویی

مثال از کره ی شمالی  روانشناسی دیکتاتوری

گروه درمانی و نمونه بودن احساسات ما در آن به احساسات ما در جامعه

تاثیر گروه درمانی

فهمیدن این که رفتار ما چه احساسی در دیگران به وجود می آورد

پیشگویی خود برآورانه

مثال دوریس که خشونت مردان را بر می انگیخت و مردان را به خشونت وا می داشت ولی میگفت مردان خشن هستند!

هنر واقعی کشف سازوکارها در خودمان است

گزینش و تحریف اطلاعات در مثال سالاد درست کردن خانم برای آقا

انباشت نظر ها و نگه داشتن احساسات باعث روان نژندی می شود


اپیزود بیست‌ویکم: جنگلِ چوب‌خورده

مفهوم گشتالت(نا تمام های زندگی)


اپیزود بیست‌ودوم: با اینا زمستونو سر میکنم


اپیزود بیست‌وسوم: باده‌ی عام از برون، باده‌ی عارف از درون


اپیزود بیست‌وچهارم: جبر جغرافیایی


اپیزود بیست‌وپنجم: گناه چهارم

سه نوع احساس گناه

۱- شکستن رسوم کهن

۲- آسیب زدن به کسی

۳- اگزیستانسیال


             (تصمیم و انتخاب)

اپیزود بیست‌وششم: اراده

فصل ۷

خواستن


اپیزود بیست‌وهفتم: رنک، فاربر، می

بسیار مهم

سرکوب اراده های کودک

جداسازی از احساسات 

فرعی ۲۷:

اپیزود بیست‌وهشتم: صورت‌سنگی

اراده و آرزو


الان باید چکار کنم؟ ( توسط جامعه تعیین می شود) 

*** الان میخواهم چکار کنم؟ (آرزو) مرتبط به ساز و کار رفتن در قالب بچه حامی بیرونی


احساس اولین پله ی زیست اصیل


ناتوانی در خواستن= ناتوانی در احساس کردن

ناتوانی در بروز یا بیان احساسات یا عدم درک احساسات دیگران Alexitymi

ناتوانی در تمایز احساسات خود

ناتوانی در تخیل احساسات خودمان


عاطفه ی مسدود شده به ناخودآگاه رانده می شود

چاره: یافتن عاطفه مسدود شده و پیدا کردن راه تخیله و شکستن سد آن


چرخه بهبود

احساس —> آرزو —> آگاهی اراده —> آگاهی تبدیل به عمل می شود —> تغییر —> زیست اصیل


آرزو اگر بر اساس احساس نباشد بر اساس انتظارات عرفی و اخلاقی خواهد بود


اپیزود بیست‌ونهم: کوررنگی

احساس —> آرزو —> اراده —>  عمل —> تغییر —>بهبود

فروبستگی احساسات


اپیزود سی‌ام: فاخته

تکانه گری

هدف محوری


اپیزود سی‌ویکم: تلقین

تصمیم

انواع ۵ گانه تصمیم

اپیزود سی‌ودوم: دشواری تصمیم

          (ممکن‌ها_غیرممکن‌ها۲)

دشواری تصمیم چرا تصمیم گرفتن سخته؟

هست آگاهی -> احساس --> آرزو --> اراده --> عمل --> تغییر --> ارتقا زیست اصیل

اراده + عمل  = تصمیم و انتخاب

- هر انتخاب یعنی محروم شدن از گزینه های دیگه

مرگ = غیر ممکن شدن تمام ممکن ها ==> هر چه کمتر انتخاب کنیم ممکن های بیشتری حفظ کرده ایم و از خود را از مرگ دور  می بینیم

- بهترین انتخاب اونیه که گزینه های کمتری رو از دور خارج کنه


اپیزود سی‌وسوم: سختی‌گریزی

-در استانه انتخاب قرار گرفتن باعث می شه که باور به ناجی غایی به مشکل بخوره (قرار بوده قلم دست اون باشه) پس صبر می کنم تا خودش انتخاب کنه

- بسیاری از اراده ها از تکانه شروع می شه

- جامعه پذیری یعنی تبدیل تکانه به اراده خودآگاه

- همزمانی احساس گناه (نوع ۱ روان نژندانه)  با تکانه در اموزه های کودکی باعث ایجاد احساس گناه در زمان تصمیم گیری در بزرگسالی می شود (تصمیم با تکانه همراه هست)

- احساس گناه نوع سوم (اگزیستانسیال = ناشی از زندگی نزیسته) باعث می شه که تصمیم جدید برای تغییر زندگی و رفتن سراغ زندگی اصیل نرویم (چون وقتی بپذیریم و تصمیم به تغییر بگیریم حسرت زمانهای قبل که اینکار اصیل رو نمی کردیم رو می خوریم)


اپیزود سی‌وچهارم: اژدهای خفته

اپیزود ٣۴

راههای غلبه بر اضطراب تصمیم

بررسی کامل گزینه ها در ساحت خود آگاه

میدان دادن به سایق خود شکوفایی و بررسی چشم  انداز در ساحت نا خود آگاه


اپیزود سی‌وپنجم: تصمیمِ اِما

            (حجم زیرین کوه یخ)

دلایل ناخود آگاه پنهان فردی در ساحت ناخود آگاه

مثال تصمیم فروش ویلا و اتصال آن به اضطراب مرگ

ارایه ی راهکار و نصیحت و مشورت چیزی درست نمیشود


اپیزود سی‌وششم: آتشفشان را معنی کن

مفهوم بینش

مثال پرش بانجی با بینش و با هول دادن

خطاب به روان‌درمانگر ها 

ترس از فجایع بعد از تصمیم

اینجا با بی تصمیمی مقابله می کنیم

در تصمیم خطری نیست



اپیزود سی‌وهفتم: جوونه سر زده

آمار شنوندگان

اپیزود سی‌وهشتم: گذشته دربرابر آینده

مقایسه با  روان‌درمانی کلاسیک

انتقادات از روانشناسی فروید


                        تنهایی

اپیزود سی‌ونهم: آغاز تنهایی

فالش شدن احساسات

تنهایی درون فردی. خفگی عاطفی. خودغریبگی

معمولاً نمیدانیم چه عواطفی داریم چون بخشهایی از خودمان را از دسترس آگاهی خارج می‌کند


اپیزود چهلم: تئاتر استالینی

خلاصه ی خوب از فصول قبل

عدم ارتباط دنیا با ما و عدم وجود عدالت در دنیا


اپیزود چهل‌ویکم: آتشفشان بی‌معناست؟

کارما معنی ندارد و یک سازوکار دفاعی است برای غلبه بر اضطراب جد اافتادگی

رابطه ی یک طرفه ی ما با دنیا که لازم هم هست


اپیزود چهل‌ودوم: گاهی به آسمان نگاه کن


اپیزود چهل‌وسوم: قایقرانان رودخانه‌ی ولگا


اپیزود چهل‌وچهارم: به چشم‌های من نگاه کن


اپیزود چهل‌وپنجم: قلب‌شناسی (در باب عشق)


اپیزود چهل‌‌وششم: گرگه تو بیابونه


اپیزود ۴۶

راه حل تنهایی عشق بدون نیاز

عشق می ورزم پس هستم


اپیزود چهل‌وهفتم: اقتصادِ عشق

۴۷ اقتصادِ عشق

فروم: منش عاشقانه تا كجا؟ پس من چي؟‎

بدون توقع بخشیدن نفعش بيشتر به خود عاشق ميرسه‎ و ادم تهی نمی شه، بخشیدن از نیازه که ادم رو تهی می کنه

۵ تیپ رابطه:

 ٤ نوع عشق غير اصيل:

1. بسيار پذيرنده‎

2. استثمارگر: فقط و فقط گيرنده است

3. ‎كاسب كار: ميبخشه ولي براي ستاندن بعدش‎ (پارتنر اين افراد هميشه فشار جبران رو حس ميكنه)

4. محتكر‎: متاعي رو داره ولي عرضه نميكنه تا وقتش بشه، قطره چكاتي عشق ميورزه‎

- كسي كه آماده ي عشق ورزيدنه، بي تاب عشق ورزيدن هم هست‎

- حسرت واقعي حاصل عشق نورزيدنه‎

- با عشق ورزيدن خالي نميشي، غني ميشي‎

- اون سختگيري و احتياط در مرحله انتخاب هست و پيدا كرذن فرد رشد يافته اي كه بهش كشش داري‎

و یک نوع عشق اصیل (عاري از نياز) / عشق مولد

- انسان رشد يافته بخشيدن را نشانه ي رشد يافتن ميدونه‎


اپیوزد چهل‌وهشتم: گذرگاه

٤٨ عشق عاري از نياز = عشق برادرانه 

چه خواهر و برادر واقعي باشن و چه با غريبه 

آنچه صحبتش شد در مورد منش در عشق بودنه

نه در مورد يافتن عشق، براي يافتن شريك عاطفي 

بايد طبق اصول خودش پيش رفت 

اگر داري عشق ميورزي و توقع تغيير داري، عشقت عاري از نياز نيست


٢-٤٨

نقطه مقابل استفاده ابزاري = مواجهه جوهري است

با وجود و جوهر ديگران رابطه بگيريم

ما بچه ها رو بخاطر اون چيزي كه هستن دوست داريم ( مواجهه جوهري )

تفاوت درك و تاييد:

درك ميكني كه بچه روت ادرار ميكنه ولي تاييد نميكني


اپیزود چهل‌ونهم: زیستن در برابر چشم دیگران


اپیزود پنجاهم: تنها مرا اثبات کن


اپیزود پنجاه‌ویکم: آمیختگی

در این اپیزود هم با یک سازوکار دفاعی دیگه آشنا میشیم که سطوح روان‌نژندانه‌ی بیشتری نسبت به سازوکار قبلی (زیستن در برابر چشم دیگرا


اپیزود پنجاه‌ودوم: به‌علا‌وه‌ی هجده

در اپیزود ۵۲ همون‌طور که از اسمش پیداست، به مسائل جنسی و رابطه‌ش با تنهایی اگزیستانسیال می‌پردازیم.


اپیزود پنجاه‌وسوم: پایان تنهایی

در این اپیزود دو رابطه‌ی غیراصیل رو می‌شناسیم و فصل تنهایی رو به پایان می‌بریم.


             آغاز فصل پوچی

اپیزود پنجاه‌وچهارم:

بیداری

قصه‌ی اول فصل پوچی اینقدر طولانی شد که خودش تبدیل شد به یک اپیزود.


اپیزود پنجاه‌وپنجم:

         پوچی

در این اپیزود از مفهوم ابزورد و موقعیت انسان در جهان می‌شنویم.


اپیزود پنجاه‌وششم:

          طاعون

از اسم این اپیزود نترسید ولی ساده هم از کنارش نگذرید.

در اپیزود پنجاه‌وششم به زندگی تولستوی سرکی می‌کشیم، یک رباعی از خیام می‌خوونیم، آقای دکتر فرانکل به جمع‌مون اضافه میشن و با حسین پناهی به پایان می‌بریم.


نظرات

برای تجربه‌ی کل نانوشتنی ها؛ لطفا فهرست موضوعی و زمانی بالای صفحه را ببینید!

میراثِ من!

خواستن و استغنا

پذیرشِ کامل

معنیِ زندگی

مهمترین کار ۳

چسبیدن به دنیا

در جستجوی سلامتی - مراسم غذا

مراقبهء نوشتن ۱۶ اردیبهشت

عشق چیست؟

فرمولِ حالِ بد