چرا مریض شدم؟

چرا مریض شدم؟

***

یک دو روز مریض شدم. سعی کردم بنویسم. نمی‌دانم از دیدن آدمهای نامناسب بود یا از غذای نامناسب یا از خودم! به هرحال مسؤولیت آن را خودم قبول می‌کنم. مسوول سلامتی خودم قطعاً خودم هستم. این معنی کارما است. کارما یعنی پذیرش مسؤولیت. 


عصر 

چای با کندی نعنایی

شب

یک گلابی

یک نارنگی

چند پسته

ماکارانی با گوشت چرخی

پیازچه

ته دیگ سیب زمینی

خیارشور

سیر ترشی

سوپ

ماست و اسفناج

کچاب

سالاد شیرازی گوجه و خیار

لبو

بعد از یکی دو ساعت

یک لیوان قهوه و شیر

پای تارت میوه بری

انواع بحث های سیاسی با دوستان

خوردن اجتماعی

آخر شب

ماکارانی با گوشت چرخ‌کرده

کچاپ

ماست

آب پرتقال

شش صبح

بیرون

مک گریدل

تخم مرغ

پنیر

چای نعنا با کرم و اسپلندا

مافین میوه

سیب زمینی هش بروان با کچاپ

خانه

نان معمولی

نان  پنیر دار

پنیر و کره

آلو سیاه

آب پرتقال

چای

عسل

دو بار فشار به سیستم هاضمه

حال بد

دل درد

خواب آلودگی و استراحت

پیاده‌روی در پارک

اینستاگرام فیس‌بوک و یوتیوب

کپسول سرکه و کپسول زردچوبه

تهوع

سه بار بالا آوردن مایع

سرد شدن بدن

عرق کردن

نصف شب

یبوست

نوشتن این سطور!

بالا آوردن مایع

عرق کردن

مشاهده حس پشیمانی

خوردن های عصبی

ذهن شلوغ

مدیتیشن

آگاهی

سکوت

پذیرش مسئولیت و کارما




نظرات

برای تجربه‌ی کل نانوشته ها؛ لطفا فهرست موضوعی و زمانی بالای صفحه را ببینید!

کارما برای خودم و برای تارا!

کونِ کار -۶- آیا معنویت جدی است؟

خودکشی!

شُکرگذاری در لحظه!

عدالت - عدالتِ لحظه

چرا می‌نویسم؟ چون هستم؟

کونِ کار -٣ - آیا مراقبه فرار است؟

تنهایی و آرامش جاده

مکالمات من و تارا

توجه به خود، اتصال با خدا