ماشین ذهن!

 ماشین ذهن!


***

بالاخره بعد از کلی کلنجار رفتن با خودم این قلم و کاغذ شیشه‌ای رو برداشتم!

حالا چرا کلنجار؟

یه وقتهایی که تنها هستم آرامش خیلی خوبی دارم. سعی می‌کنم ورودیهای ذهنم را ببندم. یعنی گوشی رو برندارم. به کسی زنگ نزنم! فکر هم نکنم! این آخری اما خیلی آسون نیست! 

ذهن مدام در حال تقلاست. مدام در حال تلاش برای بقاء. بدن هم همینطور. 


بدن و ذهن رو تماشا می‌کنم! از درون! 

از موضع نانوشتنی. 


بدن کارهای خودش رو انجام میده مثل نفس کشیدن؛ هضم غذا؛ حس های پنجگانه و غیره. 

ذهن هم کارهای خودش رو انجام میده! مثل مرور گذشته و تخیل آینده و ساختن داستان! چیدن کلمات! حرف زدن! نوشتن!


این نوشته‌ها خروجی‌های ذهن من هست در این لحظه!

به همین سادگی! 

نگاه کردن به این دو ابزار بدن و ذهن مهمترین کار دنیاست! بهترین کار دنیا! تنها کار تاثیر گذار در دنیا! دقیقا با همین قاطعیت!


در طول زندگی روی سطح زمین؛  یک انرژی حیاتی هست که ما رو زنده نگه میداره و این دو ابزار! بدن و ذهن! 

اگر یاد بگیریم از این دو ابزار بدن و ذهن درست استفاده کنیم بُردیم! 


ذهن هم که میگم شامل حافظه و پردازش منطقی و هویت و چیتتا هست و همینطور شامل احساسات! انواع احساسات مثلا آرامش یا بی قراری یا بی حوصلگی و غیره!


ذهن همون ابزاریه که باهاش تمدن را ساختیم و ما رو از حیوانات متمایز کرده! 

با قدرت حافظه به گذشته میریم و یا قدرت تخیل به آینده! 

ذهن نوعی ماشین زمان هست. 

راننده‌ی این ماشین زمان لحظه هست! لحظه می‌تونه سوار ماشین بشه بره گذشته یا سوار بشه بره آینده! لحظه همیشه اما هست! 

میشه ماشین ذهن رو پارک کرد و در لحظه ماند! 

رانندگی با این ماشین زمان کار هرکسی نیست! خیلی ها رانندگی بلد نیستند! ماشین خودش حرکت می‌کنه گاهی می‌بره گذشته و گاهی می‌بره آینده‌! 

سرعت این ماشین خیلی زیاده! ترمز هم نداره! 

در هزارم ثانیه می‌تونه پرتابت کنه به گذشته یا آینده! 


سوخت این ماشین توجه هست! 

اگر توجه بگیره حرکت می‌کنه! اگر توجه نگیره سرعتش کم میشه. 

با کنترل سوخت یا همون توجه می‌تونید سوار ماشین ذهن بشید. 


خوب همینجا عنوان رو گذاشتم ماشین ذهن!

این نوشته باشه یک وعده غذای ذهن!

فعلاً بریم تا وعده‌ی غذای بعدی ذهن!

مراقب ماشین ذهن باشید!





نظرات

برای تجربه‌ی کل نانوشته ها؛ لطفا فهرست موضوعی و زمانی بالای صفحه را ببینید!

کارما برای خودم و برای تارا!

خودکشی!

کونِ کار -۶- آیا معنویت جدی است؟

شُکرگذاری در لحظه!

عدالت - عدالتِ لحظه

چرا می‌نویسم؟ چون هستم؟

مکالمات من و تارا

زندگی در جنگل

توجه به خود، اتصال با خدا

تنهایی و آرامش جاده