اگر فلان بشود!

 اگر فلان بشود!

***

اگر فلان جا باشم! اگر فلان کار را بکنم! اگر فلان شیء را داشته باشم! در فلان شهر زندگی کنم! فلان قدرت را داشته باشم! فلان پول را داشته باشم! فلان ماشین را سوار شوم! فلان مرد یا زن را داشته باشم! فلان رابطه را داشته باشم! 

فلان مقام را داشته باشم! فلان فضیلت معنوی را داشته باشم! فلان رقابت را برنده شوم! دوباره متولد بشوم! فلان عادت را ترک کنم! فلان عشق را بدست بیاورم! 


اگر فلان بشود فلان می‌شوم!

این جمله‌ای است که بارها و بارها از ذهنتان شنیده‌اید. اگر کمی دقت بکنید می‌فهمید که این یک الگوی تکرار شونده است! 

بسیاری از این فلانها اتفاق افتاده و بسیاری نیافتاده! 

اما الگو کماکان هست! 

این الگو چیزی نیست جز الگوی آینده در ذهن. 

ذهن یا ایگو یا توهم به تو می‌گوید چیزی کم است!

می‌گوید چیزی کم داری! 

می‌گوید لحظه کافی نیست! 

می‌گوید تو قربانی هستی!

می‌گوید تو نیازمند این و آن هستی!

می‌گوید تو تنها هستی! 


وقتی این الگو یا پتِرن را بفهمی کمتر گولش را می‌خوری. شاید فریاد بزنی!الیس الله بکاف بعبده! 

یا از کفایت لحظه بنویسی! 

کفایت لحظه

https://www.unwritable.net/2022/08/blog-post_39.html


اینجاست که تمام چیزهایی که دنبالشان بودی را در یک جا پیدا می‌کنی!

آرامش را! فراوانی را! ثروت را! لذت را! عشق را! سرور را! نامیرایی را! اکسیر حیات را! لحظه را! نانوشتنی را! دوستی را! محبت را! زیبایی را! همه را! 


اینجاست که دیگر دست ذهن برایت رو می‌شود! 

تو رسیده‌ای! 

تو به منبع خلاقیت! و منبع ثروت و منبع حیات و منبع انرژی ‌ منبع سلامتی و منبع هرآنچه هست و نیست رسیده‌ای! 

تو به مقام استغنا رسیده‌ای! 

تو سرشار هستی!

نیازی به چیز دیگری نیست!

حتی نوشتن! 



ویدیویی از اکهارت در این موضوع

نظرات

برای تجربه‌ی کل نانوشتنی ها؛ لطفا فهرست موضوعی و زمانی بالای صفحه را ببینید!

میراثِ من!

خواستن و استغنا

پذیرشِ کامل

معنیِ زندگی

مهمترین کار ۳

چسبیدن به دنیا

صدای سخن عشق

در جستجوی سلامتی - مراسم غذا

مراقبهء نوشتن ۱۶ اردیبهشت

عشق چیست؟