کار امروز - ٢١ دسامبر ٢٠٢٣-کار در لحظه

 کار امروز - ٢١ دسامبر ٢٠٢٣-کار در لحظه

***

کار امروز را شروع می‌کنم قبل از اینکه افکارم مرتب شده باشد. این بار صبح است و ساعت شروع کار برای همه. در این زمین بعضی ها در حال کندن زمین هستند برای تهیه‌ی غذا و سرپناه و دسته‌ی دیگری به مسائل بعد از بقاء فکر می‌کنند. 

هرآنچه که تولید غذا و کالا باشد و مربوط به بقای بدن روی زمین می‌شود کارهای مربوط به بقاء و هر چیزی که فرای آن باشد می‌شود حل مشکلات بعد از بقاء. 


شکم گرسنه یک مشکل است و شکم سیر صد مشکل! 

اگر چشم و دلت هنوز گرسنه باشد در محدوده‌ی اول هستی یعنی محدوده‌ی بقاء. یعنی نگران درآمد و بهره‌ی بانکی و قیمت نان و خانه! 

تعداد کمی هم هستند که به مرحله‌ی دوم می‌رسند یعنی می‌گویند اگر بقاء داشتیم حالا چه؟ اگر درآمد و ماشین و خانه و شهرت و بیمه‌ی عمر و غیره را داشتیم حالا چه؟! این گروه یا بعد از آن را پوچ می‌بینند و برمیگردند به همان بقاء! این گروه می‌گویند «حرص خوب است! » در جمله‌ی آن اقتصاد دان معروف که گفت Greed is Good! 

و یا معنی را در چیزی بعد از بقاء پیدا می‌کنند. البته هنوز پروسه‌ی بقا برای دسته‌ی دوم هست، تا وقتی که زنده هستند. 


برای بقاء کارکردن بد نیست ولی همیشه در بقاء ماندن شبیه حیوانها زندگی کردن است. اگر همیشه حواست باشد که تو چیزی فراتر از بقا هستی آن وقت بقا معنی پیدا می‌کند. 

لازم نیست کار خاصی داشته باشی! 

لازم نیست حتماً معلم معنوی باشی! لازم نیست حتماً یوگا درس بدهی! لازم نیست حتماً موقعیت اجتماعی و طرفداران زیاد داشته باشی! 


حالا که می‌دانی معنی در لحظه است دیگر فرقی ندارد! 

چه خیابان را نظافت کنی و در لحظه باشی و چه سخنران معنوی باشی و در لحظه باشی! 

چه هیچ کاری نکنی و در لحظه باشی!

چه بنویسی و در لحظه باشی! 


مهم در لحظه بودن است! 

وقتی در لحظه باشی حتی جارو زدن تو شبیه معجزه است. لازم نیست حرفی بزنی. لازم نیست چیزی بنویسی! 

وقتی در لحظه باشی لاجرم در عشق هم هستی. 

وقتی در لحظه باشی بدون ترسی. 

وقتی در لحظه باشی بدون غمی. 


تلاش اصلی تو شناختن ذهن خودت باید باشد. شناخت بدنت باید باشد. 

وقتی در لحظه هستی لاجرم با محبت هم هستی. 

وقتی در لحظه هستی متصل هستی. 

وقتی در لحظه هستی در فراوانی هم هستی. 


وقتی در لحظه باشی بقاء تو هم شبیه معجزه می‌شود. 

یعنی همان خور و خواب و خشم و شهوت تو هم کمی از معجزه ندارد. 

تو آرام راه می‌روی و آرام غذا می‌خوری و آرام لمس می‌کنی و آرام مشاهده می‌کنی! 

به محض مشاهده‌ی پروسه‌ی بقاء تو از آن پروسه رها و جدا شده‌ای! 

تو دیگر زندگی حیوانی نداری. 

تو داری زندگی حیوانی روی زمین را مشاهده میکنی! 

از جایی بالاتر! 

از جایگاه مشاهده کننده‌ی اصلی! 


در این حالت تو درگیر ذهن نیستی. درگیر مقایسه نیستی. درگیر آینده نیستی. درگیر پول نیستی. درگیر نتیجه نیستی. درگیر شهرت نیستی. 


درست مثل عیسی یا موسی، بدون خیس شدن از دریای زندگی عبور می‌کنی. 


نظرات

برای تجربه‌ی کل نانوشتنی ها؛ لطفا فهرست موضوعی و زمانی بالای صفحه را ببینید!

صدای سخن عشق

میراثِ من!

خواستن و استغنا

معنیِ زندگی

جاعنوانی

مهمترین کار ۳

پذیرشِ کامل

چسبیدن به دنیا

مراقبهء نوشتن ۱۶ اردیبهشت

فرمولِ حالِ بد