عشق به دانستن


این عشق چیزیه که من هم دچارشم یعنی از دانستن لذت می برم، شاید همین حس دلیل درس خوندن تودانشگاه و گرفتن لیسانس و فوق لیسانس در من شده، این برای من امری بدیهی بود اما وقتی دوستایی رو دیدم که از دانستن لذت نمیبرند فهمیدم که این حسی هست که بعضی ها دارند.
تازه کشف کردم که بسیاری از ما انسانها این حس رو داریم و این یکی از زیباییهای دنیای ما آدمهاست، یعنی ما دانستن رو دوست داریم. نمونه های جالب اون سرمایه گذاری های مشترک کشورها و انسانها برای دانستن و کشف و ارضای حس کنجکاوی هست. مثلا سرمایه گذاری مشترک برای ساختن ایستگاه فضایی و یا شتاب دهنده بزرگ اتمی هست. و نمونه ی جالب اون که من عاشقش هستم همین ویکی پدیا هست که با سرمایه گذاری و همکاریه داوطلبانه کل آدمها سوا از دین و کشور و نژاد درست شده.

نظرات

برای تجربه‌ی کل نانوشته ها؛ لطفا فهرست موضوعی و زمانی بالای صفحه را ببینید!

کارما برای خودم و برای تارا!

کونِ کار -۶- آیا معنویت جدی است؟

خودکشی!

شُکرگذاری در لحظه!

عدالت - عدالتِ لحظه

چرا می‌نویسم؟ چون هستم؟

کونِ کار -٣ - آیا مراقبه فرار است؟

تنهایی و آرامش جاده

مکالمات من و تارا

توجه به خود، اتصال با خدا