تولد-مرگ

 ۱۹ تیر ۱۴۰۰ - ۱۰ جولای ۲۰۲۱


تولد-مرگ


۴۲ سال پیش در چنین روزی من از بدن مادرم جدا شدم. مادرم در آستانه ی ۷۷ سالگی نشانه هایی از فراموشی را نشان داده است. امروز مدیتیشن مادر زمین را با شیده‌‌ی عزیز انجام دادم. 

مادر زمین که درواقع مادر اصلی ماست. مادر همه‌ی ما. 

چند میلیارد سال پیش پدری ناشناخته مادر زمین را با نور حیات بارور ساخت. مادر زمین ما را پرورش داد و امروز من و شما از طریق این اشکال و نمادها با هم در تماس هستیم. موجودات زیادی از مادر زمین زاییده شدند و خواهند شد. بسیاری به زمین باز خواهند گشت. ما نیز به زودی به مادرمان باز خواهیم گشت. 

حدود نیمی از زندگی ام را در پاسخ به این سوال که چطور می توان خوب زندگی کرد گذراندم. در حدود نیمه ی دوم به پایان این نمایشنامه فکر می‌کنم. این که پایان نمایشنامه باید چطور باشد. این که پایان نمایشنامه روی خود نمایشنامه تاثیر میگذارد.

زمین یا طبیعت همان ما هستیم. ترکیب بدن ما نمونه از ترکیب هوا و پوسته ی زمین است. همین هوش و همین ذهنی که این کلمات را کنار هم می چیند هم روزی از بین خواهد رفت. پس تا هست از آن استفاده میکنیم برای ارتباط. برای اشاره به مفاهیمی و اشاره به حس هایی که راه دیگری برای اشتراکش نداریم. فرصتمان کوتاه است. ما قایقرانان تک نفره رودخانه هرگز نمی توانیم سوار قایق هم بشویم. ولی میتوانیم در پیچ و خم امواج رودخانه با هم بخندیم و برویم.

درصدد نوشتن وصیت نامه هستم. نه برای برنامه‌ریزی برای بعد از مرگم. بلکه برای روشن شدن نیمه دیگر زندگی ام. بیشتر برای تکمیل نمایشنامه‌‌ی زندگی ام. بیشتر برای نوشتن پیش نویسی برای نیمه‌ی دوم و شاید روایت نیمه‌ی اول. شاید در نگاه اول غمگین و افسرده به نظر برسم. کسی که در روز تولدش به فکر وصیت نامه است! اما غم و شادی از دل هم تولید می‌شوند. وجودیکی بدون دیگری بی معنی است. اوج غم از اوج شادی می آید. اوج زندگی از اوج مرگ.

فرزین رنجبر به نقل از اروین یالوم می گفت آخرین وظیفه ی ما در زندگی آموزش خوب مردن به فرزندان و اطرافیانمان است. مجتبی شکوری به نقل از بزرگان دیگری می‌گفت بزرگترین سلاح مرگ را که غافلگیری است را از او بگیرید. وقتی آمد بگویید سالها منتظرت بودم و متعجب نشوید. هر روز برایش نامه بنویسید. از او فرار نکنید. فراموشش نکنید. او شما را فراموش نمی کند. شما هم هر روز به یادش باشید. در نگاه اول غمگینانه به نظر می رسد. اما شاید اوج شادی باشد. 

هر چیزی را از متضادش بشناسید. تولد را از مرگ. زندگی را از مردگی. بودن را از نبودن. سیاهی را از سفیدی. و کلمات را از سکوت

نظرات

برای تجربه‌ی کل نانوشتنی ها؛ لطفا فهرست موضوعی و زمانی بالای صفحه را ببینید!

بیزینسِ امروز

معجزۀ روشن بینی

نوشتن یا بودن

برای تارا- ستارۀ زندگی-عشق

بازبینیِ تاریخ

هفت مهارت کلیدی!

آخوند نباش!

از قربانی به مسئول

شهرت، غذای نفْس

تمرینِ آدم جدید