٨ روز تا ویپاسانا یا آگاهی

٨ روز تا ویپاسانا یا آگاهی


اصلاً شاید در تست کووید پذیرفته نشدم. شاید هم اصلا نتوانستم روزهای اول را دوام بیاورم. زیاد نباید توقع خودم را بالا ببرم. شاید هیچ اتفاق عجیبی اصلا نیفتاد. بهتره زندگی عادی خودم رو داشته باشم. شاید تغذیه یا نداشتن سکس اثرات خوبی برمن نگذارد. 

اما زندگی عادی چیست؟ بهتر است دنبال جواب این سوال باشم. تعادل برای من کجاست؟ چند ساعت کار؟ گوشت‌خواری یا گیاه خواری؟ محل زندگی؟ تصمیمات زندگی و هزاران سوال و شک و تردیدهای دیگر. 

بهتر است همین ٨ روز نهایت استفاده را ببرم. زیاد روی دیگری که اینجا همین ویپاسانا است حساب نکنم. 

این که واقعا تعادل کجاست؟ چقدر باید کار کرد؟ چقدر مدیتیشن؟ معیار چیست؟ چقدر پول لازم است ؟ آیا روزی ۴ ساعت کار کم است و ٨ ساعت زیاد؟ چقدر برای آینده باید فعالیت کرد و هزاران سوال دیگر. اصلا چقدر باید سوال پرسید؟

اهمیت جایگاه اجتماعی چیست؟ چقدر باید برایش وقت گذاشت؟

با چه کسانی و چطور ارتباط بگیرم و با چه کسانی ارتباطم را قطع کنم ؟

چقدر از ارزش انسان ها به دارایی و موقعیت اجتماعی شان است؟

احتمالا با این سوالات به سفر خواهم رفت. شاید جوابی بیابم شاید هم نه. به هر حال جستجوگر می مانم. 

منتقد درونم می گوید چهل سال اگر جواب را نفهمیدی دیگر نخواهی فهمید! شاید هم نفهمم. اما همین طور خودم را قبول می‌کنم. 

مابقی امروز به امور مالی و صحبت با دوستان گذشت. 




نظرات

برای تجربه‌ی کل نانوشته ها؛ لطفا فهرست موضوعی و زمانی بالای صفحه را ببینید!

کارما برای خودم و برای تارا!

خودکشی!

شُکرگذاری در لحظه!

چرا می‌نویسم؟ چون هستم؟

عدالت - عدالتِ لحظه

مکالمات من و تارا

زندگی در جنگل

توجه به خود، اتصال با خدا

کونِ کار -۶- آیا معنویت جدی است؟

تنهایی و آرامش جاده