نویسنده؛ شاعر؛ هیچکدام

 نویسنده؛ شاعر؛ هیچکدام!

---

نویسنده ای؟

شاعر؟

هردو!

هیچکدام!


گزینه‌ی درست را انتخاب کنید! 

جواب این تست چهارگزینه‌ای هیچکدام است. 


گاهی بعضی دوستان می‌پرسند که هستی و چه هستی! جواب این سوال مرا دیوانه می‌کند! شاید دیوانه بهترین تعریف باشد. برای ذهن جستجو گر تو؛ من قطعا یک دیوانه‌ام! 


دیوانه تعریف خوبی است! رهایت می‌کند! هر تعریف عاقلانه ‌ی دیگری زندانی می‌سازد برای تو! چارچوبی می‌شود! تابوتی می‌شود! تابوتی که باید تا آخر عمر در آن بمیری! 


مدتی است در فکر جمع کردن کاسه کوزه هایم هستم. اینجا زیاد حرافی کردم! از بساط پهن شده ام هر که می‌خواست چیزی بردارد تا حالا باید برداشته باشد! دیگر ماندن در این شهر کلمات شاید مناسب نباشد! 

شاید به شهر صدا ها و نت ها رفتم. 

شاید هم به شهر بدن!

شاید به سکوت! 

بهترین شهر همان سکوت است. 


آنجا درگیر معاملات نیستی! 

فروختن کلمات را دیگر زیاد انجام داده‌ام. 

باید شغلم را عوض کنم! 


سکوت فروختن بهترین کار است! 

البته اگر کسی بخرد. 

این روزها سکوت کمیاب است. 

اگر هم باشد کمتر خریدار دارد. 

سکوت فروختن اما بهترین کار است. 

هرچه سکوت بفروشم مشتری هایم ساکت تر می‌شوند!


بعد هردومان در همان سکوت شاید به همدیگر نگاه کردیم!

بعد اینطوری با هم حرف می‌زنیم ...



نظرات

برای تجربه‌ی کل نانوشته ها؛ لطفا فهرست موضوعی و زمانی بالای صفحه را ببینید!

کارما برای خودم و برای تارا!

خودکشی!

شُکرگذاری در لحظه!

چرا می‌نویسم؟ چون هستم؟

عدالت - عدالتِ لحظه

مکالمات من و تارا

کونِ کار -۶- آیا معنویت جدی است؟

زندگی در جنگل

توجه به خود، اتصال با خدا

تنهایی و آرامش جاده