درک عدم خشونت! درک عشق!

 درک عدم خشونت!

***

می‌گویم فیلم های خشن پخش نکنید چون سمت خشونت ورز قرار می‌گیرید! 

می‌گویم ترس را گسترش ندهید چون سمت نادرست قرار می‌گیرید!

می‌گویم اگر هم جنگی هست، جنگجوی آرام و بی خشونتی باشید! 


می‌گویم اگر با ذهن جلو بروی، ناچاراً خشونت می‌ورزی!

می‌گویم ذهن، کارش جدا کردن است! 

ذهن کارش ساخت دو از یک است!

ذهن کارش، دسته بندی و برچسب زدن است!

ذهن باینری است!

ذهن دودستگی ایجاد می‌کند!

ذهن منشأ خشونت است! 


می‌گویم در مقابل، عشق هست!

عشق یکی می‌کند!

عشق دو ها را یک می‌کند! 

عشق خشونت را برطرف می‌کند! 

عشق تنها ابزار از بین بردن خشونت است! 

اول در خودت، بعد در کل جهان!


می‌گویم عشق، تو را به اندازه‌ی جهان بزرگ می‌کند!

می‌گویم اگر بزرگ شوی، می‌شوی شبیه خدا! 

شبیه خورشید! 

به همه می‌تابی! 

همه را در بر می‌گیری! 


اما ای کاش که ذهن را ببینیم! 

ای کاش که عشق به ما بتابد! 

که می‌تابد! اگر ذهن بگذارد!


اگر می‌خواهی با ظلم بجنگی، اول ظلم را درون خودت ببین!

اگر می‌خواهی خشونت جهان را از بین ببری، خشونت درونت را ببین! 

وقتی راه از بین بردن خشونت را با خودت تمرین کردی، بعد بیرون بیا! 

وقتی راه پیدا کردن عشق را، درون خودت پیدا کردی، بیرون بیا! 


وقتی در جهان درون خودت خشمی نبود!

آنگاه، تو خشونت موجود در جهان را از بین برده ای! 


نگذار ذهنت، تو را یک موجود کوچک جدا افتاده‌ی بی تاثیر ببیند! 

نگذار ذهن، تو را چند قسمت کند! نگذار ذهن، تو را خشن کند! 


بگذار قلبت، تو را بزرگ ببیند!

یکی با تمام جهان ببیند! 

بگذار قلبت به تمام جهان عشق بدهد! 

این ممکن است! باور کنید!


اگر ذهن کنار برود ممکن می‌شود! 

ذهن را مشاهده کن! 

ذهن، من و تو را از هم جدا می‌کند! 

ذهن مدام حرف می‌زند!

مدام خشونت می‌ورزد! با هر قضاوتی که می‌کند! 


ذهن را که آرام کنی، عشق می‌تابد! 

عشق، یگانگی می‌آورد! 

محبت می‌آورد! 

خشونت را آب می‌کند! 

دود می‌کند! 


بگذار ذهن کمی استراحت کند! 

آرام شود! 

طوفان ذهن که بخوابد گل‌های آرامش شروع به رشد می‌کنند! 

و در سکوت، راه روشن می‌شود! 





نظرات

برای تجربه‌ی کل نانوشتنی ها؛ لطفا فهرست موضوعی و زمانی بالای صفحه را ببینید!

صدای سخن عشق

جاعنوانی

میراثِ من!

معنیِ زندگی

خواستن و استغنا

مهمترین کار ۳

چسبیدن به دنیا

مراقبهء نوشتن ۱۶ اردیبهشت

برای تارا، همه‌ی آدم‌ها و خودم!

فرمولِ حالِ بد