برای مسوولین تارا!

 برای مسوولین تارا!

***

در ایشا یوگا تمرین می‌کنیم که مسوولیت جهانی داشته باشیم. 

https://www.unwritable.net/2022/12/blog-post_23.html


اینکه شما نسبت به تارا دخترم احساس مسوولیت می‌کنید یک قدم بسیار ارزشمند است! پس شما غیر از خودتان و اطرافیانتان نسبت به تارا هم احساس مسئولیت دارید پس این را به فال نیک می‌گیریم. می‌توانیم با هم به مسولیت شخصی و جهانی خودمان پی ببریم. 

این هم در مورد حس پدری و مادری

https://www.unwritable.net/2023/07/blog-post_11.html


اگر میخواهید در همین حد بمانید و رابطه‌ی بین پدر تارا و دخترش را قضاوت کنید هم می‌توانید. قبل از صدور حکم شما باید بگویم که من هم چند سال پیش ناآگاه بودم. فکر میکردم پدر بیولوژیکی بودن خیلی مهم است. فکر میکردم فرزندم در کانادا زندگی بهتری خواهد داشت. پس در کانادا بچه‌دار شدم. می‌توانید این اعترافات را به اشتباهات گذشته در حکمتان در نظر بگیرید. 


اگر کمی حس شما عمیق تر است لطفاً صحبت های اکهارت در مورد مسولیت را ببینید در موردش صحبت کنیم. 

https://youtu.be/vtOA_fcOn7Q


همینطور نوشته‌های در مورد تارا

https://www.unwritable.net/search/label/تارا?m=1


همینطور در مورد مسوولیت و تعهد

https://www.unwritable.net/search?q=مسوولیت&m=1


اگر آنقدر برایتان مهم بود که بعضی از مطالب را خواندید بسیار خوشحال می‌شوم که با هم در مورد مسوولیت و تعهد در ارتباط باشیم. چه حضوری چه تلفنی و چه نوشتاری. می‌توانیم در مورد مسوولیت شخص من صحبت کنیم و اقدامات عملی را برنامه‌ریزی کنیم. همواره آماده‌ی یادگیری هستم و مشتاقانه منتظر تماس شما هستم. 


نظرات

‏ناشناس گفت…
اقدامات عملی را برنامه‌ریزی کنیم
اقدامات عملی اینه که این منتال مستربیشینی رو که راه انداختی تموم کنی و با واقعیت روبرو بشی
منتال مستربیشن یعنی یوگا، فکر کردن ، تحلیل کردن و تو ذهن خودت ارضا شدن بدون عمل و تولید در ذنیای واقعی
ناشناسی که میترسی دیگران اسم تو را بدانند!
شاید توهم تو واقعیت من و واقعیت من توهم تو باشد!

اینجا نوشته ام
https://www.unwritable.net/2023/05/blog-post_55.html
نقل از لینک بالا

وقتی که از زندان ذهن بیرون بیایی. یعنی دیگر از افکار و احساسات هویت نگیری؛ روابطت هم نوع دیگری میشود.
چون واقعیت و توهم برای تو تغییر کرده واقعیت تو برای بعضی توهم و توهم تو برای بعضی واقعیت میشود. اتفاقی که بین من و همسر اولم افتاد. زندگی من از نظر او توهم هست و زندگی او از نظر من توهم.
وقتی کسی بتواند از خواب افکار و احساسات کمی بیدار شود تازه میفهمد که خواب بوده. درست مثل خواب دیدن است. شما تا وقتی که در خواب هستید باور نمیکنید که خوابتان غیر واقعی است. شما در خواب گیر کرده اید. اما کسی که بیدار شده یا در حال بیداری است میداند که داشته خواب میدیده. کم کم بین خواب و بیداری تفاوت قایل میشود. اما بیشتر آدمها درخواب افکار و احساسات خودشان هستند. یعنی خواب ذهن.
جالب اینجاست که نام بیداری معنوی از همین گرفته شده.
معمولا در این دنیا کسی نمیتواند دیگری را بیدارکند. همه در زمان خودشان بیدار میشوند.
اما کسانی که خوابند نمیدانند که دارند خواب میبینند. آنها آدمهای بیدار را میبینند اما فکر میکنند که آنها هم خوابند. در واقع آنها آدمهای بیدار را هم در خواب خودشان میبینند. یعنی از دریچه ی ذهن خودشان میبینند و قضاوت میکنند.

برای تجربه‌ی کل نانوشتنی ها؛ لطفا فهرست موضوعی و زمانی بالای صفحه را ببینید!

میراثِ من!

خواستن و استغنا

پذیرشِ کامل

معنیِ زندگی

مهمترین کار ۳

چسبیدن به دنیا

صدای سخن عشق

در جستجوی سلامتی - مراسم غذا

مراقبهء نوشتن ۱۶ اردیبهشت

عشق چیست؟