بازگشت به خویشتن!

 بازگشت به خویشتن!

***

چند سال اول کودکی خوب یادم هست. ارتباط خوبی با درونم داشتم. هنوز تا حدودی مکالمات درونی ام یادم هست. 

سی چهل سالی گذشت و من در دنیاهای بیرون پرسه زدم! به دنیای دخترها و دنیای سکس و دنیای ازدواج و دنیای جامعه و کلا به دنیاهای دیگران سفر کردم! حالا در چهل و اندی سالگی سفر بازگشت را دوباره شروع کرده‌ام. بازگشت به خویشتن!

حالا هر اتفاقی بیافتد به درون می‌روم

اگر هر حسی بیاید! به درون می‌روم

اگر هر فکری بیاید به درون می‌روم

هرکجا باشم مهم نیست به درون می‌روم

با هرکه باشم یا تنها باز هم به درون می‌روم

چه در سفر باشم چه در خانه به درون می‌روم

حس تنهایی بیاید باز به درون می‌روم

حس شادب بیاید باز هم به درون می‌روم

بیمار بشوم به درون می‌روم

در خانه باشم به درون می‌روم

در طبیعت باشم به درون می‌روم

گرسنه باشم باز به درون می‌روم

سیر هم باشم به درون می‌روم

پول داشته باشم به درون می‌روم

پول هم نداشته باشم به درون می‌روم

حتی اگر مرگ هم فرابرسد باز به درون می‌روم


خانه را پیدا کرده‌ام

لحظه را پیدا کرده‌ام 

لحظه و بی زمانی در درون است

آرامش در درون است

ثروت در درون است

شادی در درون است

پذیرش در درون است

آگاهی در درون است

خدا در درون است

جواب سوال‌ها در درون است

جواب معماها در درون است

این نوشته در درون من است

خواننده ها هم در درون من هستند

جهان در درون من است

چیزی آن بیرون نیست

نگرد ما گشته‌ایم!




نظرات

برای تجربه‌ی کل نانوشتنی ها؛ لطفا فهرست موضوعی و زمانی بالای صفحه را ببینید!

صدای سخن عشق

میراثِ من!

خواستن و استغنا

معنیِ زندگی

جاعنوانی

مهمترین کار ۳

پذیرشِ کامل

چسبیدن به دنیا

مراقبهء نوشتن ۱۶ اردیبهشت

فرمولِ حالِ بد