خدای تنها(یان)

 خدای تنها(یان)

***

تا وقتی در بدن باشی تنهایی!

خدا هم تنهاست!

خدا: خدای تنهایان است! خدای طرد شدگان!

اکهارت می‌گفت طرد شدگان به خدا نزدیک ترند!

قدیمی ترین داستان بشر هم؛ طرد شدن از خداست!

طرد شدن از بهشت!

سفر به زمین با طرد شدن شروع شد! 

آدم و حوا هر دو طرد شدند! 


اما خدا هم تنهاست!

با این که همه جا هست آدم‌ها پیدایش نمی‌کنند! 

در هر لحظه و هر نفس هست اما همه دنبالش میگردند!


مثل برگهای یک درخت!

حتی اگر روی هم بیافتیم باز هم تنهاییم! 

وقتی باد دانه دانه برگها را از درخت جدا می‌کند؛ آنها تنهایی در رقص خود به زمین می افتند! 


تنهایی نزدیک ترین آشناست 

موقع تولد موقع مرگ موقع سکس موقع خواب!


کوهها تنهایند! 

آسمان تنهاست!

خورشید تنهاست!

زمین تنهاست! 

خدا تنهاست!


نوشتن در تنهایی است

خلقت در تنهایی است

بودن در تنهایی است


خوردن و داشتن و سکس کردن؛ گرچه با دیگری هم باشد باز در تنهایی است


نوشتن در تنهایی است! خواندن در تنهایی است!

لذت در تنهایی است!

رنج در تنهایی است!


انگار مولانا در تنهایی می‌سرود! عیسی تنها بالای دار بود! حافظ تنها و مطرود جمع بود! 


وقتی طرد می‌شوی آغوش اصلی را پیدا می‌کنی!

آغوش همیشگیِ خدا!


وقتی می‌خوابی در آغوش خدایی!

وقتی می‌میری در آغوش خدایی! 

تو همیشه در آغوش خدایی!

هنگام نفس کشیدن!

هنگام خواب دیدن!

هنگام بیداری! 


اما آغوش خدا تنها ترین آغوش است!

با دیگران می‌خندی و به تنهایی خودت و آنها لبخند میزنی!


خدا تنهاست! خدا ساکت است!

خدا در سکوت ارتعاشی دارد! 

ارتعاش خلقت در سکوت است!

رقص طبیعت در سکوت است!


خدا صفتی ندارد! صفتی به خدا نمی‌چسبد!

اما خدای تنها!

خدای دور و نزدیک!

خدای ساکت!

 گاهی خوب می‌چسبد! 


نوشتن از تنهایی گاهی خوب می‌چسبد!

چشیدن تنهایی گاهی خوب می‌چسبد!


بای بای کردن یواشکی و ساکت دخترم تارا، با آن چشمان زیبا گاهی خوب میچسبد! 

وقتی یک روز با هم هستیم!

وقتی مادرش مجبورش نمیکند به بوس و بغل دادن به ددی!

وقتی می‌دانیم این با هم بودن ها موقتی است!

وقتی آینده را تخیل نمی‌کنیم!

هر خداحافظی مثل مردن است!

هر نگاه اولی مثل تولد!


ما از خدا طرد شدیم! این اولین داستان آدم است!

اولین کاری که کردیم! 

آدم و حوا با اینکه با هم بودند؛ تنهاییشان رفع نشد!

شیطان هم بود! مار هم بود! 

باز هم تنهاییشان رفع نشد!

خدا با خلقت آدم و حوا تنهایی را هم آفرید!

شرابِ تنهایی، مدام است!

تلخی اش مدام است!

مستی اش مدام است!


تمام آغوش ها کار نمی‌کنند!

اما آغوش تنهای خدا همیشه هست!


آغوشی که هیچگاه از آن طرد نشدیم!

همیشه آنجا بودیم!

چه در بهشت! چه در زمین!

زمین خود بهشت بود! 


حبوط ما با احساس تنهایی شروع شد!

صعود ما هم با تنهایی میسر است!


شراب تلخ تنهایی! توهم خدای تنها! توهم تنهایی!

خوب می‌چسبد!

دورِ هم بیشتر می‌چسبد!

کمی با هم در آغوش خدای تنها شراب تنهایی بنوشیم!

آخر ما هنوز در زمین هستیم!

خدا هنوز هست!

خدا هنوز تنهاست!


دیگری ای وجود ندارد!

منی وجود ندارد!

مایی وجود ندارد!

فقط یک خدای تنها هست!

همه جا!

همیشه!

ابدی و ازلی!









نظرات

برای تجربه‌ی کل نانوشتنی ها؛ لطفا فهرست موضوعی و زمانی بالای صفحه را ببینید!

صدای سخن عشق

جاعنوانی

میراثِ من!

معنیِ زندگی

خواستن و استغنا

مهمترین کار ۳

چسبیدن به دنیا

مراقبهء نوشتن ۱۶ اردیبهشت

برای تارا، همه‌ی آدم‌ها و خودم!

فرمولِ حالِ بد