نگاه کردن به دفترچه تلفن

 نگاه کردن به دفترچه تلفن


از وقتی موبایل و تکنولوژی وارد روابط ما شد

همیشه گوشی موبایل یک وسیله ی دوست داشتنی بود

هم باعث ارتباط میشد

هم یک وسیله ی همه کاره الکترونیکی بود که برام جالب بود

مهم ترین قسمت یک گوشی موبایل دفترچه تلفنش هست

جایی که لیستی از آدمها رو با یک شماره ذخیره کردی

حتما شما هم گهگاهی این لیست رو مرور می کنید

مرور این لیست واسه خودش تجربه ای هست

برای بعضی ها این لیست به سادگی یک صفحه ی نیازمندیهای روزنامه هست اما برای من پر از داستانه


داستان آدمهایی که فقط یک بار هم و دیدین

آدمهایی که قبلا هم و می دیدین ولی دیگه نمی بینین

داستان آدمهایی که دوست دارید ببینید

داستان آدمهایی که دیگه زنده نیستند

داستان آدمهایی که هر روز می بینید

داستان آدمهایی که باهاشون یک بیزنسی دارید

داستان آدمهایی که دوست دارید در آغوش بگیرید

داستان آدمهایی که یک زمانی ارتباطی داشتید ولی دیگر ندارید

ولی پاک کردن اسمشون هنوز امکان نداره

حتی آدمهایی که اسمشون یادت رفته و جرات نمی کنی زنگ بزنی بگی شما کی هستی!

آدمهایی که با هم مسافرت رفتین و روزهای خوشی داشتید

آدمهایی که ممکنه دیگه نبینید

و هزاران داستان ریز و درشت دیگه


همین داستان هاست که نگذاشته هیچ وقت دفترچه تلفنم رو کامل پاک کنم و نمی تونم اون رو از نو بنویسم

فقط به صورت یک گنجینه نگه داری می کنم ازش


راستش گاهی فکر می کنم زندگی چیزی نیست جز مجموعه ای از روابط


نظرات

برای تجربه‌ی کل نانوشتنی ها؛ لطفا فهرست موضوعی و زمانی بالای صفحه را ببینید!

بیزینسِ امروز

معجزۀ روشن بینی

نوشتن یا بودن

برای تارا- ستارۀ زندگی-عشق

بازبینیِ تاریخ

هفت مهارت کلیدی!

آخوند نباش!

از قربانی به مسئول

شهرت، غذای نفْس

تمرینِ آدم جدید