پست‌ها

نمایش پست‌هایی با برچسب من کیستم

تخیلی برای دنیا

  تخیلی برای دنیا *** از کودکی تخیلی داشتم که حالا دوباره می‌خواهم به آن بپردازم.  تخیل من از اینجا شروع شد که رقابت بین آدم‌ها را مسخره و بی مورد می‌دیدم. مثلاً می‌دیدم که گروهی در آمریکا هواپیما می‌سازند و گروه دیگری دوباره مثلاً در روسیه یا چین از ابتدا هواپیما می‌سازند.  برایم مسخره بود که چرا این همه وقت و انرژی مجدد صرف می‌شود برای رسیدن به همان هدف مشترک.  حالا می‌خواهم کمی این را پر و بال بدهم.  ببینید اگر انسانها به درجه ای از رشد برسند که اکثرشان هویت جهانی پیدا کنند این امکانپذیر است.  علت اصلی رقابت ها هویت جداست.  مثلاً هویت آمریکایی و چینی. این دو هویت جدا با هم رقابت و تقریباً جنگ دارند. در صورتیکه می‌شود یک چینی و یک آمریکایی هر دو متعلق به یک گروه باشند.  گروه انسانهای روی زمین!  در این حالت نه تنها جنگ و رقابت نمی‌کنند بلکه با هم همکاری می‌کنند برای زندگی بهتر.  تفاوت های فرهنگی تبدیل به مزیت و گوناگونی می‌شود و باعث جدایی نمی‌شود.  در این حالت هویت تک تک انسانها هویتی جهانی است. همه برای بهبود زندگی در زمین همکاری...

من هستم، پس خدا هست!

زمان خواندن 2 دقیقه ***   من هستم، پس خدا هست! *** من بیست و یک سال تمام آتئیست یا آگنوستیک بودم.  دیروز دوباره دوستی از من پرسید: «مطمئن هستی که توهم نداری؟» گفتم من مطمئن هستم که وجود دارم.  گفتم مطمئن هستم که بدون ذهن هم وجود دارم.  پس چیزی فرای ذهن هست.  قبلاً یک فیلسوفی گفت «من می‌اندیشم پس هستم» او مطمئن بود که فکر می‌کند. او این فکر را خودش می‌دانست.  حالا با هم این جمله را بشناسیم. «من هستم پس خدا هست» اما من کیستم که هستم؟  بودنِ خودم را مطمئن هستم. چون همین الان بیدارم و در حال قرار دادن حروف کنار هم هستم.  من هستم چون در حال قراردادن حروف و کلمات با ترتیبی معین در کنار هم هستم.  اما برگردیم عقب تر.  انگشت من چطور حروف را نشانه میرود؟ چون استخوان ها و عضلات در کنار هم چیده شده است.  باز برگردیم عقب تر.  وقتی فقط یک سلول بودم. ٢٣ کروموزم از اسپرم و ٢٣ کروموزوم از تخمک، احتمالا!  کروموزوم ها را یکی کنار هم چیده! درست مثل این کلمات! باز عقب تر برویم!  مولکول های پروتئین تشکیل شده از هیدروژن و اکسیژن و نیت...

یک، دو یا سه؟

زمان خواندن 1 دقیقه ***   یک، دو یا سه؟ *** من یک هستم! تو دو! من با خدا هم یک هستم! تو هم با خدا یک هستی! این نوشته شاید برای تو نباشد!  شاید من و تو دو باشیم!  اگر من و تو یک باشیم،  دیگر نیازی به نوشتن نیست!  می‌دانم دو توهم است!  می‌دانم سه هم، توهم است! اگر از یک به دو بروی، ناچار به سه می‌روی،  بعد گرفتار اعداد می‌شوی!  گرفتار کثرت! گرفتار سلسلۀ موی یک!  پس اصلاً از یک به دو نرو!  اصلاً دو وجود ندارد! ما یک هستیم!  ما یک بی‌نهایت هستیم!  از یک بپر به بینهایت!  از یک بپر به خدا! از خود به خدا برس! دیگری ای وجود ندارد! همه از همیم!  همه خودی اند!  یک های برابر! و یک بی‌نهایت!  و یکی که بینهایت می‌شود!  قطره‌ای که دریا می‌شود.  پس همیشه تو فقط با خودت حرف می‌زنی!  تلخ است؟  تنهایی مطلق است؟  نه!  تو با بی‌نهایت حرف بزن!  برای بی‌نهایت بنویس! برای نانوشتنی بنویس! 

فیلم معنویِ Inside out

تصویر
زمان خواندن 3 دقیقه *** فیلم معنویِ Inside out *** یکی دو روز پیش فیلم Inside out 2 رو در مدرسۀ دخترم تارا، برای والدین و بچه‌ها پخش کردند و من هم به همراه بقیه، کل فیلم رو دیدم.  ترجمۀ عنوان فیلم شاید بشود «نگاه به درون» یا «درون بیرون».  این فیلم، داستانِ درونیات یک کودک هست که هر کدام از احساسات درونی او را یک شخصیت نمایندگی می‌کند. مثلاً شادی، ترس، اضطراب، خجالت، غم و غیره.  اما چرا این فیلم کارتونی، یک فیلم معنوی است؟  معنویت، بودن در یک دستگاه فکری دینی یا اعتقاد به یک ایدئولوژی نیست.  جوهر و ریشۀ معنویت، نگاه به درون است.  ( معنویت چیست ؟ ) https://www.unwritable.net/search?q=معنویت&m=1 و این فیلم به سادگی و با زبان کودکانه، درونیاتِ روان ما انسانها را نشان می‌دهد.  فیلم در جایی به انبار حافظه ما سر می‌زند و به زیبایی نحوۀ تشکیل ایگو را با توجه به حافظه و خاطرات، به تصویر می‌کشد.  در جای دیگری، این فیلم به موضوع «من» یا Self می‌پردازد. و اینکه هر خاطره و هر عمل ما می‌تواند روی شخصیت ما سریعاً تاثیر بگذارد. مثلاً یک دروغ یا حس کافی...