پست‌ها

نمایش پست‌های منطبق با جستجوی خواستن و نخواستن

جایی بین خواستن و نخواستن

زمان خواندن 2 دقیقه ***  جایی بین خواستن و نخواستن --- یک بازی طبیعت با ما همین است. ماندن بین خواستن و نخواستن! اگر چیزی را بخواهی باخته‌ای. اگر هم نخواهی باخته‌ای. باید جایی بین این دو بایستی. شاید گرفتی شاید هم نه! پل صراط را یادت هست؟ یا از چپ می‌افتی یا از راست!  جایی بین خواستن و نخواستن! اگر چیزی را مدام بخواهی بدست بیاوری بازنده‌ای. دنبال چیزی رفتی؟ دنبال هدفی هستی؟  حال را از دست می‌دهی.  اگر شادی را طلب کنی شادی بلافاصله می‌رود. اگر از غم فرار کنی دنبالت می‌آید.  باید جایی آن وسط ها بیایستی.  گریان و امیدوار!  شاید اشک‌هایت بیاید!  نمی‌توانی آن را توضیح بدهی!  آن لحظه را فقط باید ببینی! حتی دیدن آن را نمی‌توانی طلب کنی!  اگر یک لحظه خواستی ببینی اش محو می‌شود!  از یک طرف می‌افتی! نمی‌توانی با ذهن دنبالش بگردی!  خودت را خسته نکن.  ذهن کار را خراب تر می‌کند.  صدای پرنده‌ها را گوش کن.  روی نت های موسیقی سوار شو! هیچ نتی را جدا نمی‌شنوی!  همه‌ی آن ها با هم تو را به جایی می‌برد.  به سکوت....

حاجت های درون

زمان خواندن 3 دقیقه ***  حاجت های درون --- دوستی می‌گفت به حج می‌روی؟ حاجتی داری؟ فردا عازمم. عازم سرزمین هندوستان. سرزمین باستانی هندوستان.  ای قوم به حج رفته کجایید کجایید معشوق همین جاست بیایید بیایید معشوق تو همسایه و دیوار به دیوار در بادیه سرگشته شما در چه هوایید گر صورت بی‌صورت معشوق ببینید هم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمایید ده بار از آن راه بدان خانه برفتید یک بار از این خانه بر این بام برآیید آن خانه لطیفست نشان‌هاش بگفتید از خواجه آن خانه نشانی بنمایید یک دسته گل کو اگر آن باغ بدیدید یک گوهر جان کو اگر از بحر خدایید با این همه آن رنج شما گنج شما باد افسوس که بر گنج شما پرده شمایید قبلاً جایی نوشته بودم. جایی بین خواستن و نخواستن! لینکش را می‌گذارم. پس نمی‌توانم بگویم حاجتی دارم. اما شوقی و امیدی شاید داشته باشم. شوق سفر به درون. دنیای غرب سمبل دنیای بیرون است. غربی‌ها خانه و موشک و هواپیما ساخته‌اند. بیرون را درست و تمیز کرده‌اند. خیابان ها تمیز است. پیاده‌رو ها مرتب اند. درست همان‌قدر که غربی‌ها به دنیای بیرون پرداخته‌اند شرقی ها به درون پرداخته‌اند.  شر...

مناجاتِ امروز-۱۹ مرداد ۱۴۰۳

زمان خواندن 3 دقیقه  *** مناجاتِ امروز *** دیروز روز عجیبی بود. تقریباً با پنج شش نفر حرف زدم و گاهاً خیلی طولانی و بیشتر از یک ساعت. با آدم‌های مختلف با ساختارهای ذهنی مختلف.  مقداری ترس از آینده داشتم. فکر می‌کنم روز پرباری بود. ترسم در واقع ترس دوری از دخترم بود. تخیل اتفاقی در آینده.  امروز بهترم. امروز ترس تقریباً از بین رفته و ذهن آرام تری دارم. می‌توانم خلاصه‌ای از آنچه اتفاق افتاد را بنویسم.  ابتدا از خودم.  گفتگوهای درونی خودم چنین است.  از یک سو با خودم می‌گویم،  به هیچ چیز وابسته نباش. سیال باش. سعی در حفظ چیزی نکن. سعی در حفظ این حالتِ زندگی در ونکوور نکن. تو نمی‌دانی بهترین راه چیست. بین خواستن و نخواستن بمان.  https://www.unwritable.net/search?q=خواستن+و+نخواستن&m=1 فقط آگاه بمان.  https://www.unwritable.net/2024/08/blog-post_5.html ببین جریان زندگی تو را به کدام سمت می‌برد. ماندن یعنی پوسیدن و مرداب شدن.  اگر لازم است برو ایران یا هند یا آمریکا.  از سوی دیگر می‌گویم؛ برو از لاک راحتی خودت بیرون و با جامعه ار...

زندگی در جنگل - بقاء و شهرنشینی

تصویر
زمان خواندن 6 دقیقه ***  زندگی در جنگل *** همین ابتدا اعتراف کنم که برای قسمت اول، چون کار دیگری نداشتم دارم می‌نویسم. البته ایده‌هایی هست که شاید بتوانم انتقال بدهم. امروز تقریباً روز سوم است که در جایی در جنگل‌های کانادا زندگی می‌کنم.  دو نفر از دوستان خیلی خوبم تصمیم گرفته‌اند که در طبیعت و کنار رود و جنگل زندگی کنند. من هم چند روزی است میهمان آنها هستم.  اینجا برق نیست. اینترنت نیست. آب نیست. حتی ساختمان نیست. ما سه نفر در چادر زندگی می‌کنیم.  زمانی که داشتم شهر را ترک می‌کردم حسی شبیه فرار داشتم. حس آدم‌هایی که اکثراً ناراحت و مضطرب هستند و در ترافیک به دنبال کاری می‌دوند.  شبیه حیوانی بودم که در شهر دوام نمی‌آورد. حیوانات کمی هستند که در شهر دوام می‌آورند مثل موش و کلاغ و گربه. بیشتر حیوانها در شهر دوام نمی‌آورند.  من هم انرژی اضطراب و دیوانگی شهر را به خوبی می‌بینم و حس می‌کنم.  با آمدن به قعر طبیعت بدن و ذهنم دچار تغییرات زیادی شد. سرما و باد و آب منجمد رودخانه تاثیر خودش را گذاشت.  همانطور که بدنم با محیط خشن طبیعی عادت می‌کند ذهنم ...

کونِ کار-۲-مقدارِ کار

زمان خواندن 4 دقیقه ***   کونِ کار-۲ *** در ادامه‌ی مبحث کون کار میرسیم به میزان انجام کار!  چقدر باید کار کنیم؟ سوال دیگر این است که کار چیست؟ کار فقط برای پول است؟ پول چقدر نیاز است؟ کار فقط برای پول نیست. البته پول برای بقا نیاز است. ولی بقا میتواند مینیمال تعریف شود. بقا میتواند زندگی در طبیعت باشد یا یک زندگی ساده. داشتن یک سرپناه و کمی غذا. این بقا در زمین متعادل برای همه مهیاست. زمین همان بهشت است. از زمین غذا میروید و از درختان میوه. خورشید مداوم می تابد و گرما و انرژی میدهد. فراوانی در آب و خاک و درختان و زمین و خورشید موج میزند. از زاویه‌ ی مرگ که نگاه کنیم تمام کارها پوچ است. با مرگ هر چه بدست آورده ای نابود میشود و نتیجه ی تلاشهای تو به دست دیگران می افتد. هر چقدر کار کرده باشی اهمیتی ندارد.  پس با وجود اصل مرگ و بقا؛ چقدر باید کار کرد؟  جواب ساده است؛ درست به اندازه ی بقا.  بقا را هم نسبی ندان. مطلق بدان.  بقا را خودت تعریف کن. نگذار تبلیغات یا کارخانه ها یا مدیا یا مقایسه با دیگران بقا را برای تو تعریف کند.  آنچه می‌خ...

تناقضات معنوی -٣

تصویر
زمان خواندن 2 دقیقه ***   تناقضات معنوی -٣ *** صداقت با خودم، اصل اساسی این نوشته‌هاست. این نوشته‌ها مسیر درونی من را ثبت کرده. هزار و اندی نوشته در بیش از ده بیست سال. اکثر آن‌ها برای دو سه سال بعد از جدایی و همزمان با ورود من به دنیای درونی نوشته شدند.  اولین داستان این است که حالت و وضعیت اتصال یا حضور، دائمی نیست.  سرور و حضور مراقبه در زمانهایی از بین می‌رود.  در زمانهایی ذهن غالب می‌شود.  در زمانهایی مادیات بر معنویات غلبه می‌کند.  دنیای مدرن -بخصوص دنیای غرب که ساخته و پرداختۀ ذهن است- محل جولان ایگوها یا شخصیتهای ساختۀ ذهن است.  ماندن در وضعیت مراقبه گون باعث می‌شود به مرور شخصیت و ایگوی آدم کمرنگ شود و فرد به مرور از جامعه دور می‌افتد.  افراد یا در آشرام ها جمع می‌شوند یا تبدیل به مانک می‌شوند.  نداشتن ایگو با زندگی اجتماعی قطعاً مخالف است. کسانی مثل من که همزمان با زندگی در جامعه وارد مسیرهای معنوی می‌شوند باید به صورت مدام ذهنمان را برنامه‌ریزی کنیم.  اینطور می‌شود که مثلاً من به مدت شش ماه کل زندگی ام را وقف گوش دادن به...

پست شامل لینک بعضی نوشته ها

زمان خواندن 11 دقیقه ***   این پست فهرست هر از چندگاهی به روز میشود برای جدید ترین نوشته ها به لینک زیر مراجعه کنید https://www.unwritable.net/p/blog-page.html این هم فهرست موضوعی https://www.unwritable.net/p/blog-page_8.html نوامبر 2022 3 به دیگران خدمت کن و شاد باش! برای تارا- آبان ١۴٠١ هویت! بدن! ذهن! خدا! زندگی در لحظه جمهوری اسلامی/طالبان/داعش کیست؟ چیست؟ کجاست؟ لجن پراکنی با لینک! کنایه هایی برای شاشیدن! مسابقه‌ی بی نیازی! مکالمات دو من ! در مورد خانواده و جهان! اول حال خودت را خوب کن! پس جلسه با اکس محترم - ٩ نوامبر- مسؤول دیکتاتوری و... چرا مریض شدم؟ پیش جلسه با اکس محترم- ٨ نوامبر ٢٠٢٢ - تمرین یوگا برای آزادی ... اکتبر 2022 20 نوشتن برای تنهایی عدالت و پذیرش شرح و تفسیر فارسی کتاب صوتی اکهارت تُله به نام یک ... ساماندهی ذهن ٢٢ اکتبر ٢٢ درد زایمان و تماس همزمان دعا در جمع دوستان پراکنده گویی و حضور حافظ خدایی که شما باشی! بازگشت به خویشتن! مسؤول تمام بی مسؤولیتی ها پول یا عرفان؟ راه طبیعت، راه زندگی بی شرف یا با شرف؟ ریشه های مذهب چرا برای تغییر دنیا؛ خودم را تغییر می...