وادیِ سرسپردگی
زمان خواندن 3 دقیقه *** وادیِ سرسپردگی *** دو روز دیگر مسافرم و از یک سمت زمین به سمت دیگر میروم. آدمها از من میپرسند کجا میخواهی زندگی کنی! و جواب کوتاه من این است: در وادی سرسپردگی! کلمهی Devotion که به فارسی سرسپردگی مینویسم معنی عمیقی دارد. وادی سرسپردگی جایی فرای ذهن و محاسبات منطقی و سود و زیان است. اگر هنوز با ذهن ات زندگی میکنی این نوشته برایت بی معنی و متناقض خواهد بود چون سرسپردگی برای ذهن بی معنی و مسخره است. ببینید جایی میرسد که تو به کوچکی خودت در این دنیا پی میبری. میفهمی بودن تو روی زمین هیچ تفاوتی ایجاد نمیکند. یعنی در مقابل این جهان ناچیز هستی. از این ناچیزی درکی حاصل میشود که تو را به سمت نظم و عدالت گستردهی جهان سوق میدهد. تو میفهمی یک قطره از اقیانوس هستی و یک قطره میتواند اقیانوس هم باشد! آنقدر کوچک میشوی که بزرگ میشوی! تناقض های ذهنی از همینجا شروع میشود. مولانا هم این مسیر را پیمود. مولانا در مردنِ خودش زنده شد. مولانا کوچک شد تا وارد وادی عشق شد و بزرگترین مرجع عشق شد در دلهای عاشقان. تو وقتی در ای...