شکستِ مراقبه و خواستن
زمان خواندن 2 دقیقه *** شکستِ مراقبه *** نوشتن مساوی است با شکست مراقبه برای من. یعنی چه؟ در حالت مراقبه که باشی تقریباً نیازی به هیچ چیز نداری. همان حالت استغناست. در حالت مراقبه که باشی نیازی به انجام هیچ کاری نداری. حتی نوشتن. اما گاهی سخت میشود که بشود! عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها! ذهن آنقدر کار میکند تا بالاخره مجبورم میکند که بنویسم! این نوشتهها هم آنقدر زیاد شده که از دست خودم هم در رفته! اما چه کنم! فعلاً میروم یک چرتی بزنم برگردم شاید تمامش کردم! نان و شیر را نباید میخوردم چون سیستم گوارشی و بالطبع سیستم بدنی ام و بالطبع سیستم ذهنی ام را به هم میریزد. بعد از یک چرت کوتاه شاید برگردم! شاید هم همین را گذاشتم! در این نوشته کمی از مراقبه گفتم، پس خوب است! مفید است! نبود هم مهم نیست! همین هست که هست! چشمهایم در حال بسته شدن است! خواب گاهی بهترین گزینه است. حتی بهتر از نوشتن! خوب من برگشتم! پادکست «صدای سخن عشق» از فرزین رنجبر که روایت حافظ است و عشق بازی هایش...