فلسفه آزادی

فلسفه آزادی
فلسفه آزادي بر مبناي اصل مالكيت انسان بر خويشSelf-Ownership بنا نهاده شده است. شما مالك زندگي خود هستيد. انكار اين مساله منجر به اين مي شود كه خص ديگري بيش از خودتان در زندگي شما حق داشته باشد.هيچ شخص يا گروهي صاحب اختيار زندگي شما نيست، شما نيز مالك زندگي ديگران نيستيد. آنچه شما داريد محصول آزادي و ثمره زندگي شماست. دارايي هاي شما ميوه تلاشهاي شماست كه خود محصول زمان،انرژي و استعدادهايتان است.دارايي هاي شما آن قسمتي از طبيعت است كه شما آنرا به كاربردي ارزشمند تبديل كرده ايد. دارايي هاي شما آن چيز هايي است كه ديگران داوطلبانه و با رضايت آگاهانه به شما بخشيده اند. دو فردي كه داوطلبانه داشته هاي خود را به يكدي گر مي بخشند تنها وقتي خودشان اين تصميم را براي خود مي گيرند غني تر مي شوند. گاهي بعضي افراد بدون رضايت ارادي براي گرفتن داشته هاي ديگري از اجبار يا فريب استفاده مي كنند. استفاده از اجبار يا فريب: به منظور گرفتن زندگي يك فرد مي شود "آدمكشي" به منظور گرفتن آزادي يك فرد مي شود "استثمار و بهره كشي" به منظور گرفتن دارايي هاي يك فرد مي شود "سرقت" تفاوتي نمي كند كه ان اعمال از طرف يك نفر بر ديگري يا توسط گروه زيادي بر اقليت كمي انجام گيرد يا حتي توسط ماموران رسمي با انواع پستها و عناوين انجام شود. شما حق داريد از زندگيتان،آزاديتان و دارايي هاي برحقتان در برابر تجاوز اجباري ديگران حفاظت كنيد يا ممكن است از ديگران بخواهيد كه براي كمك از شما دفاع كنند؛ اما حق نداريد آغاز گر عملي قهري بر ضد زندگي، آزادي و دارايي هاي ديگران باشيد، بدين صورت كه حق نداريد كسي را از طرف خود براي آغاز كردن تحميلي عليه ديگران بگماريد. شما حق داريد رهبري براي خود بر گزينيد اما حق نداريد قانوني بر ديگران تحميل كنيد. مهم نيست سردمداران از چه راهي انتخاب شده باشند(تبليغات يا خشونت) به هرحال آنها انسان هستند و حق اين ادعا را ندارند كه از انسانهاي ديگر برتر هستند هرچند كه بسته به موقعيتشان برچسب هاي مختلفي به خود بزنند يا تعداد زيادي طرفدار داشته باشند. صاحب منصبان حق آدمكشي ، بهره كشي و سرقت ندارند. شما نمي توانيد حق انجام كاري را به آنها بدهيد كه خود حق انجام آن را نداشته باشيد. شما مالك زندگي خود هستيد و تنها شما مسؤول زندگيتان مي باشيد.شما زندگي تان را از افرادي كه از شما تقاضاي فرمانبرداري مي كنند نگرفته ايد. همچنين شما بنده اشخاصي كه از شما تقاضاي فدايي شدن و قرباني شدن دارند نيستيد. شما خود اهداف رندگيتان را بر اساس ارزشهاي شخصي تان انتخاب مي كنيد، موفقيت و شكست هردو لازمه هاي ضروري براي تجربه كردن، آموختن و رشد است. كارهاي شما براي ديگران و اعمال ديگران براي شما تنها زماني ارزشمند است كه با رضايت آگاهانه طرفين و انتخاب آنها انجام شود. جنگ ها ودرگيريهايي كه در جهان به سبب اعمال زور دولتها آغاز مي شود يك راه حل دارد: راه حل اين است كه انسانهاي روي كره زمين از سردمداران دولتي درخواست اعمال زور به نفع خودشان نكنند.زيرا شرارت و خشونت تنها از افراد شرير سر نمي زندبلكه از انسانهاي معمولي كه آغاز اعمال زور به نفع خود بر ديگران را قبول مي كنند سرچشمه مي گيرد. بدين ترتيب انسانها در طول تاريخ افراد شرور را تقويت كرده اند. براي اطمينان از يك جامعه آزاد هركسي آزاد است ارزشهاي شخصي خودش را انتخاب كند نه اينكه هدف يا آرماني خاص بر ديگرن تحميل شود. استفاه از نيروهاي دولتي براي تحميل عقيده اي بر ديگران باعث ضعف خردمندي شده نتايج ناخواسته انحرافي را سبب مي شود. رسيدن به جامعه اي آزاد نيازمند شهامت در فكر كردن، حرف زدن و عمل كردن است بخصوص وقتي راحت تر است كه كاري انجام ندهيم. منبع ترجمه با اندكي تلخيص: http://www.isil.org/resources/introduction.html International Society for Individual Liberty انجمن بین المللی آزادي فردي

نظرات

برای تجربه‌ی کل نانوشته ها؛ لطفا فهرست موضوعی و زمانی بالای صفحه را ببینید!

کارما برای خودم و برای تارا!

کونِ کار -۶- آیا معنویت جدی است؟

خودکشی!

شُکرگذاری در لحظه!

عدالت - عدالتِ لحظه

چرا می‌نویسم؟ چون هستم؟

کونِ کار -٣ - آیا مراقبه فرار است؟

تنهایی و آرامش جاده

مکالمات من و تارا

توجه به خود، اتصال با خدا