وصف یک یوگی

 کار امروز - ۲۲ شهریور ۱۴۰۲- وصف یک یوگی

***


امروز یک لایو برگزار کردم به جای نوشتن! اما هنوز نوشتن را آرام تر و دقیق تر می‌دانم. 

نوشته را میتوان سریع تر و ساده تر خواند. هر کسی با صدای خود نوشته را می‌خواند. نوشتن در سکوت بیشتری نوشته می‌شود. پس این هم نوشته‌ی امروز. یعنی کار امروز.

حدود ۴۸ ساعت است که کربوهیدرات وارد بدنم نکردم و بدنم در آرامش خوبی است و بالطبع ذهنم. سطح انرژی ام بالاست. پس باید کاری انجام بدهم. یعنی بگذارم انرژی در راستایی جریان پیدا کند. حال اینکه این انرژی کجا جریان پیدا کند انتخاب من است. به صورت نوشته یا ویدیو یا وویس یا توجه به موضوعات مختلف.


یک یوگی همیشه در حالت سرور و وجد است پس از روی نیاز کاری انجام نمی‌دهد. یک یوگی خودش را به لحظه و جهان می‌سپارد. یک یوگی هر کاری که در هر لحظه نیاز باشد انجام میدهد.

یک یوگی همان مسلمان است. یعنی تسلیم لحظه است. در هر لحظه! 

او می‌داند که در این جهان فقط اراده ای کوچک دارد و از آن درست استفاده میکند.

یک یوگی در لحظه غرق است و هیچ کاری را برای رسیدن به چیزی در آینده انجام نمی‌دهد. هیچ کاری را. حتی نوشتن. 

یک یوگی صوفی است. یعنی ابن الوقت است. وقتی کلمات را تایپ میکند هر حرف را جدا جدا تایپ میکند. 

وقتی لحظه را پیدا کنی دیگر چیز زیادی لازم نداری. کارهایت از روی عشق است نه از روی نیاز.


یک یوگی مهمترین کار دنیا را ماندن در لحظه میداند. ماندن در عشق. ماندن در یوگا. بقیه‌ی کارها زیر مجموعه‌ی همین هستند. 

مثلا ارتباط با انسان ها و تمام موجودات و طبیعت زیر مجموعه‌ی بودن در لحظه است. 

مثلا کار کردن و پول در آوردن زیر مجموعه ی لحظه است. 

نوشتن زیر مجموعه ی لحظه است. 

چیز مهمتری وجود ندارد. 

وقتی غذا و سرپناه داشته باشد به یوگا میپردازد.یعنی به عشق ورزی با جهان! با خدا! 

او منتظر است. یعنی همیشه در لحظه است. 

منتظر یعنی سوار بر زمان. منتظر یعنی خارج از بعد زمان. یعنی امام زمان!

لحظه برای یوگی کافیست!

مثل کفایت خدا برای محمد. 

یک یوگی مثل بودا می‌تواند در سکوت بنشیند و کاری نکند و این مهمترین کار دنیاست. یعنی سپردن کارها به کارگردان اصلی. 

یک یوگی به راحتی تمام می‌کند. هم زندگی را هم نوشتن را.


نظرات

برای تجربه‌ی کل نانوشته ها؛ لطفا فهرست موضوعی و زمانی بالای صفحه را ببینید!

کارما برای خودم و برای تارا!

خودکشی!

شُکرگذاری در لحظه!

چرا می‌نویسم؟ چون هستم؟

عدالت - عدالتِ لحظه

مکالمات من و تارا

زندگی در جنگل

توجه به خود، اتصال با خدا

کونِ کار -۶- آیا معنویت جدی است؟

تنهایی و آرامش جاده