پست‌ها

نمایش پست‌های منطبق با جستجوی ازدواج

قصد ازدواج داری؟

تصویر
زمان خواندن 3 دقیقه ***   قصد ازدواج داری؟ *** این سوالی بود که یک دوست به شوخی یا جدی از من پرسید!  این نوشتن ها تمرینی برای ساماندهی ذهنی است. ذهنی که مدام درحال کار است! ذهنی که فکر میکند با انجام کاری در آینده به آرامش میرسد! ذهنی که در زمان معنی پیدا میکند! ذهنی که فکر میکند با ازدواج کردن همه چیز درست میشود! ازدواج یعنی یکی شدن دو نفر و این یکی از زیبا ترین پدیده هاست.  یکی شدن در بعد بدن و ذهن و روح میتواند اتفاق بیافتد! قبلادر مورد انواع ازدواج اینجا نوشته ام. https://www.unwritable.net/2022/07/blog-post_40.html این بار اما کمی شخصی تر و عملی تر! در واقعیت بین جسم و ذهن و روح تفاوتی نیست! بالا وپایین ها معمولا ساخته ی ذهن است. اما این بار داستان خودم را میگویم. ازدواج اول من با آشنایی با اوشو بود. و خواندن کتاب از سکس تا فراآگاهی!  اولین ازدواج من با نیت رسیدن به فراآگاهی بود! یک کار معنوی!  عبور از خود! مهم دانستن دیگری!  نوعی تمرین بزرگ شدن معنوی! تجربه ی پدر شدن! اینها همه انجام شد! حدود بیست سال توانستم موارد بالا...

برداشت هوش مصنوعی از نانوشتنی

زمان خواندن 7 دقیقه ***  برداشت هوش مصنوعی از نانوشتنی *** در صورتیکه تمایل دارید درگفتگو با هوش مصنوعی مطالب نانوشتنی را مرور کنید از لینک زیر استفاده کنید. https://chatgpt.com/g/g-aulqQ02PM-nnwshtny https://chatgpt.com/share/66e7a6e9-ec64-800b-81ac-0a05d474dd9e نمونه هایی از درک هوش مصنوعی از نانوشتنی در اینجا آورده شده است که خواندن آن خالی از لطف نیست. -   عشق چیست؟ در نانوشتنی، عشق از دیدگاه‌های مختلفی بررسی شده است. یکی از عمیق‌ترین توضیحات در مطلب **"نمایشنامۀ جهانی"** مطرح شده، جایی که عشق به عنوان یکی از بنیادی‌ترین نیروهای جهان توصیف می‌شود. پیر عارف در این نوشته توضیح می‌دهد که داستان زندگی، ماجرای عشقی است که خدا به خودش دارد. عشق در اینجا یک نیروی الهی و فراگیر است که همه‌چیز را در بر می‌گیرد و حتی زنانگی و مردانگی، دو تجلی از یک حقیقت هستند. عشق به معنای وحدت با خدا و خود حقیقی تعبیر شده است. در این نگاه، عشق چیزی فراتر از روابط انسانی و رومانتیک است. عشق، رسیدن به مرحله‌ای است که انسان، خود را از همه‌چیز جدا می‌بیند اما در عین حال به همه‌چیز متصل است. به ...

انواع ازدواج

زمان خواندن 6 دقیقه ***  انواع ازدواج *** خواستم در مورد ازدواج صحبت کنم. گفتم شاید نوشتن بهتر باشد. با نوشتن راحت ترم. می‌توان سکوت کرد و نوشت. می‌شود موسیقی گوش داد و نوشت. انگار ذهن من و تو که می‌خوانی آرام تر است! می‌توانی بارها بخوانی! انگار چیزی که از لحظه بیاید ابدی تر است.  ازدواج از زوج می‌آید. یعنی دو. یعنی یک شدن دو. حال ببینیم این یکی شدن چه حالت هایی دارد. در بعد های مختلف می‌شود یکی شد. جسمی، ذهنی و روحی یا معنوی.  در بعد جسمی همان رابطه‌ی جنسی است. دو جسم در ابعاد زنانه و مردانه به هم می‌پیوندند. ماجرای خودش را دارد. این ازدواج در بعد جسم است. تحت سیطره‌ی هورمون‌ها و شیمی این بدن. شیرینی خودش را دارد. اما محدود است. درست مثل همان بدن. لذتی لحظه‌ای می‌دهد. بعد تمام می‌شود. دوباره در چرخه‌های جسم می‌افتد. چند سالی این آتش روشن است. کم کم سویش کم می‌شود. نه خوب است نه بد. در بُعد بدن اتفاق می‌افتد. می‌توانی تا وقتی روی زمینی از آن لذت ببری. می‌تواند پَست باشد یا مقدس. بسته به نگاه تو دارد. می‌تواند دروازه‌ای باشد برای پرواز جسم و روح. یا دوزخی برای هر دو...

ازدواج؛ آری یا خیر؟

زمان خواندن 2 دقیقه ***  ازدواج؛ آری یا خیر؟ *** قبلا از ازدواج نوشته ام. آن قدیم ها تازه که دانشگاه رفته بودم بحث های زیادی میشد! سوال این بود که آیا میتوان قبل از ازدواج رابطه‌ی جنسی داشت یانه؟ ازدواج تقریبا پذیرفته شده بود. خلاصه انرژی جوانی باعث میشد ساعتها و روزها با دوستان در مورد ازدواج صحبت کنیم.  بعد از مدتی دوست دختر خوب پیدا کردم. کم کم دیدم نیازی به ازدواج نیست. مقالاتی نوشتم در مورد عدم لزوم ازدواج. خلاصه یک هفت هشت سالی همینطور دوام آوردم. تا اینکه در سیستم ایران و کانادا دیگر کم آوردم. درخواست دوست دخترم هم مبنی بر این که بدون ازدواج رسمی دایم پیش تو نمی آیم هم باعث شد بالاخره تن به امضای قرارداد ازدواج بدهم. از همان ابتدا رابطه‌ی ما بر اساس آزادی بود! یعنی میگفتم ما هر دو آزادیم. آزادی بیایی یا بروی!  اما واقعا هیچکداممان آزاد نبودیم.  هم درگیر ذهن بودیم هم درگیر هورمون هم در گیر شرطی شدگی های اجتماعی.  با این که هر دوی ما نوعی شورشی بودیم اما هنوز نتوانسته بودیم از تمام شرطی شدگی های اجتماعی رها بشویم.  رها شدن از تمام شرطی شدگی ها رس...

در جستجوی ازدواج و عشق

تصویر
زمان خواندن 7 دقیقه ***   در جستجوی ازدواج و عشق *** دم دمای طلوع صبح است. باد خنکِ قبل از طلوع، از پنجره به من می‌وزد.  معمولاً نزدیک صبح و قبل از بیدار شدن رویاهایی می‌بینم گاهی بصورت خواب ها و تصاویری ظاهر می‌شوند و بعد هم کم کم بیدار میشوم. این رویاها بصورت افکاری خودشان را نشان می‌دهند. قبل از بیدار شدن شبیه الهامات است ولی بعد از بیدار شدن به حوزۀ ذهن می‌آیند و تبدیل به افکار می‌شوند.  گاهی این افکار را می‌نویسم. مثل الان!  امروز در رویاهایم ازدواج بود و رابطه. ازدواج دوستانم را می‌دیدم و ماجرای ازدواج خودم را هم می‌دیدم. البته کمی حسرت و مقایسه هم بود.  چند وقت پیش که با همسر اول حرف می‌زدم گفتم ببین همۀ ما به دنبال عشق هستیم. همه به دنبال عشق ازدواج می‌کنیم. در این که شکی نیست.  اصلاً پسرها در دخترها به دنبال عشق میگردند و دخترها هم در پسر ها به دنبال عشق هستند.  آن جذبه و عطش و نیرویی که زن را به سمت مرد و مرد را به سمت زن می‌کشد همان نیرویی است که ما را به سمت عشق می‌کشد.  وقتی تا قبل از ازدواج فقط به خودت می‌رسی ولی بعد از ازدواج ...