پست‌ها

نمایش پست‌های منطبق با جستجوی اعتماد

به من اعتماد نکن!

زمان خواندن 2 دقیقه ***   به من اعتماد نکن! *** چند روز پیش دوستی که سعادت دیدار او را نداشتم از اینکه در کاری به او اعتماد نشده بود دل آزرده شد. قبلاً چند نوشته در موضوع اعتماد داشتم!  https://www.unwritable.net/search?q=اعتماد&m=1 اما انگار باید بیشتر از اعتماد بدانم و بنویسم! از اینجا شروع کنم که، ای عزیز!  به من اعتماد نکن! به کلمه هم اعتماد نکن!  نیازی نیست به من یا به این کلمات، اعتماد کنی!  تو خودت به منبع اعتماد متصلی! به همان منبع اتصال درونت اعتماد کن.  به کسی اعتماد کن که تو را از نوزادی تا الان حفظ کرده.  به ذهن اعتماد نکن!  چه ذهن من باشد چه ذهن خودت.  اگرچه موردِ اعتماد بودن، دلچسب است ولی واجب نیست.  من به عمود اصلی جهان، اعتماد دارم.  پس نیازی به اعتماد های کوچک دیگر ندارم.  من به عدالت جهان اعتماد دارم.  من به دقتی عظیم در جهان اعتماد دارم.  اعتماد شما به من، موجب قدردانی است اما واجب نیست.  اگر من به قدرتِ عادلِ جهان اعتماد داشته باشم و تو نیز به همان قدرت عادل جهان اعتماد داشته باشی، ...

اعتماد به نفس

زمان خواندن 4 دقیقه ***  اعتماد به نفس *** موضوع داغ اعتماد بنفس موضوع ذهنی من هم بوده. کنفرانس‌های اعتماد به نفس هم می‌رفتم. تمرین های اعتماد به نفس و غیره!  اما کل این داستان با شناخت بهترِ خود؛ مثل تمام سوالهای دیگر؛ تقریباً به طور کامل حل می‌شود.  برای فهمیدن اعتماد بنفس اول باید ببینیم این نفس چیست که می‌خواهیم به آن اعتماد کنیم! در واقع این سوال هم زیرمجموعه‌ی همان سوال اصلی ماست! سوال بزرگِ «من کیستم؟» در لینک زیر نوشته‌هایی در موضوع هویت و کیستی نفس می‌توانید پیدا کنید. توصیه می‌کنم حتماً اگر موضوع اعتماد بنفس هنوز در ذهن شما هست؛ لینک زیر را مطالعه بفرمایید.  https://www.unwritable.net/search/label/من%20کیستم?m=1 البته اینطور دریافت نشود که نویسنده؛ صد در صد از این موضوع عبور کرده اما می‌توانم تجربیات خودم را بیان کنم.  حس اعتماد بنفس هم شبیه بسیاری حس های دیگر گذراست. گاهی شدیدتر تجربه می‌شود و گاهی ضعیف تر.  اگر کسی منبع و منشأ اعتماد و اطمینان به خود را پیدا کند و در واقع درک درستی از نفس یا خودش داشته باشد می‌تواند بیشتر و بیشتر در وادی ا...

اعتماد

زمان خواندن 1 دقیقه ***  اعتماد *** در این مسیر به تدریج معانی را از نو درک می‌کنی. تمام مفاهیم در یک نقطه همگرا می‌شوند. یک نقطه‌ی نانوشتنی.  مثلاً مفهوم اعتماد.  اگر به آن مفهوم نانوشتنی اعتماد نکنی به هیچکس نمی‌توانی اعتماد کنی.  اگر  به جهان به خدا به کائنات به طبیعت به زندگی به هر چه که در کلمه نمی گنجد اگر به او اعتماد نکنی به هیچکس اعتماد نخواهی داشت.  اگر به او اعتماد نکنی به خودت هم اعتماد نخواهی کرد.  تو همیشه موجودی تنها و متوهم باقی خواهی ماند.  به روح هوشمند جهان اعتماد کن! به همه اعتماد کن! به معجزه اعتماد کن! به لحظه اعتماد کن!

اعتماد و بخشش

زمان خواندن 2 دقیقه ***  اعتماد و بخشش *** خواستم با دوستی یک حساب جدید باز کنم! منظور یک صفحه برای انجام حسابهای مالی است. یعنی یک ستون که طلب و بدهی های مالی را با هم انجام بدهیم. ناچارا اگر در این دنیا زندگی کنی با هزاران نفر حساب مالی پیدا میکنی!  من هم از روزی که به این دنیا آمدم با بسیاری درگیر حساب و کتاب مالی شدم.  اما بعد از توافقات اولیه به این نتیجه رسیدم که دو چیز پیش نیاز هر حساب مشترکی است. اعتماد و بخشش! ببینیم این دو کلمه چه معنایی دارند!  شاید در نگاه اول معنی عمومی و مرسوم این دو کلمه برایتان تداعی بشود. اما منظورم معنایی عمیق تر است. برای این دو کلمه که شاید بارها هم استفاده کرده باشیم معنایی عمیق تر هم وجود دارد.  ببینید من اینجا از کلمات برای انتقال معانی استفاده میکنم. ولی معانی در جایی عمیق تر از کلمات وجود دارند. معانی ابتدا در آگاهی ما ایجاد میشوند و بعد کلماتی را برای اشاره به آن معانی میسازیم.  هر گروهی هم زبان خودشان را برای نشانه رفتن به آن معانی می‌سازند.  این دو کلمه هم مستثنی نیستند.  سعی میکنم به مفهومی که در...

برداشت هوش مصنوعی از نانوشتنی

زمان خواندن 7 دقیقه ***  برداشت هوش مصنوعی از نانوشتنی *** در صورتیکه تمایل دارید درگفتگو با هوش مصنوعی مطالب نانوشتنی را مرور کنید از لینک زیر استفاده کنید. https://chatgpt.com/g/g-aulqQ02PM-nnwshtny https://chatgpt.com/share/66e7a6e9-ec64-800b-81ac-0a05d474dd9e نمونه هایی از درک هوش مصنوعی از نانوشتنی در اینجا آورده شده است که خواندن آن خالی از لطف نیست. -   عشق چیست؟ در نانوشتنی، عشق از دیدگاه‌های مختلفی بررسی شده است. یکی از عمیق‌ترین توضیحات در مطلب **"نمایشنامۀ جهانی"** مطرح شده، جایی که عشق به عنوان یکی از بنیادی‌ترین نیروهای جهان توصیف می‌شود. پیر عارف در این نوشته توضیح می‌دهد که داستان زندگی، ماجرای عشقی است که خدا به خودش دارد. عشق در اینجا یک نیروی الهی و فراگیر است که همه‌چیز را در بر می‌گیرد و حتی زنانگی و مردانگی، دو تجلی از یک حقیقت هستند. عشق به معنای وحدت با خدا و خود حقیقی تعبیر شده است. در این نگاه، عشق چیزی فراتر از روابط انسانی و رومانتیک است. عشق، رسیدن به مرحله‌ای است که انسان، خود را از همه‌چیز جدا می‌بیند اما در عین حال به همه‌چیز متصل است. به ...

اعتماد به قلم

زمان خواندن 3 دقیقه ***  اعتماد به قلم --- دیشب یوگا را رفته‌ای! به جای شام میوه خورده‌ای. با بچه‌ها در پارک بازی کرده‌ای. و بعد خواب! شش صبح بیدار می‌شوی! کمی دیر! امروز به نظر می‌رسد کمی گم شدی! سخنی با پیر هندوستان! بعد دنبال بدن می‌روی. گزینه های زیادی داری. حق انتخاب! می‌توانی پیغام های کاری را بزنی. پیغام های خانوادگی را چک می‌کنی. به دوستانت فکر می‌کنی. به نیازهای بدن. به دنبال کمی تماس بدنی. شاید خوردن صبحانه. حدود دو ساعت گذشته. تو اینستاگرام را دیده‌ای. پیج مولانا تبلیغات پخش می‌کند! کسی آنقدر عکس گذاشته که به خودش ثابت کند زیباست! نمی‌دانم در کودکی چه کسی به او گفته که زشت است!  اگر غذا بخورم دوباره گرسنه خواهم شد. اگر آتش یکی شدن با بدن دیگری را به بدنم بیاورم دوباره شعله‌ور خواهد شد. اگر به دنبال پول و اقتصاد بروم پوچی اش دیر یا زود سراغم خواهد آمد. تمام گزینه‌ها یک به یک حذف میشوند. برای حدود ده دقیقه مدیتیشن می‌کنی! بعد دوش! بله. بالاخره برای دوش گرفتن انگیزه‌ی کافی پیدا می‌کنی. موسیقی را هم با خودت به زیر دوش می‌بری. کمی پیانو! کمی موسیقی مدیتیشن! کمی شجر...

حضور و دیگر هیچ

زمان خواندن 2 دقیقه ***  حضور و دیگر هیچ *** اکهارت در فصول پایانی کتاب زمین جدید موضوعی عجیب را مطرح می‌کند. در آنجا از هدف زندگی می‌گوید. از مقصود آفرینش. آنجا می‌گوید مقصود زندگی حضور است. هدف از آفرینش انسان حضور است. مابقی چیزها مثلاً هر آنچه که ما به آن کارها و مسائل زندگی می‌گوییم در درجه‌ی بعدی قرار دارند.  در یوگا و معنویت هندوستان هم آموزه‌هایی شبیه این هست. جایی گفته می‌شود اول در یوگا قرار بگیر بعد هر کاری خواستی بکن.  از قول عیسی یا یک از پیروانش آمده است که ابتدا در عشق باش و هر چه خواستی بکن.  این تعالیم درجه‌ی بالایی از اتصال و حضور و اعتماد یا توکل را می‌طلبد. تو نوعی آرامش و اعتماد به جهان یا خالق نیاز داری.  مسولیت تو فقط می‌شود حضور و مابقی چیزها را جهان یا خدا یا کائنات انجام می‌دهد.  اگر مراقبه نکرده باشی اگر هنوز درگیر ذهن باشی این را درک نمی‌کنی. وقتی هنوز ذهن را ناجی خودت بدانی وقتی هنوز بدن را کشتی‌ای نامیرا بدانی نمی‌توانی دل به دریا بسپاری.  کنار گذاشتن ذهن کار آسانی نیست. این ذهن همیشه محافظ تو بوده. ذهن تو ابزاری بود...

سفر یوگا-۴- دلتنگی ها

زمان خواندن 3 دقیقه ***  سفر یوگا-۴- دلتنگی ها *** الان حدود دو هفته است که در سفرم. بیشتر البته سفر درونی. اینجا همه چیز خوب است. از امروز مشغول کار می‌شوم. اول ساختن بدن و ذهنم و بعد ساختن ساختمان و بقیه‌ی دنیا. اینجا آدمهای خیلی خوبی دارد. حرف همدیگر را می‌فهمیم. آخر اینجا همه خُل هستند. یادت هست می‌گفتی من خل هستم. اینجا خل ها جمع شده‌اند.  دلم برای در آغوش گرفتن تو و تارا تنگ شده. حتی دلم برای لج بازیهایت تنگ شده. اینجا دو وعده غذای گیاهی آماده است و یک اتاق کوچک و یک جنگل بزرگ و آدمهای خل. یک کامیونیتی از آدمهای خل. آدم‌هایی که از همه جای دنیا به دلیلی ناشناخته اینجا جمع شده‌اند. اینجا یکی بودن را تجربه می‌کنند. اینجا صبح ها از حدود ۵ صبح یوگا شروع می‌شود. تقریباً تمام آن چیزی که می‌خواستم اینجا هست. جنگل؛ غذای سالم و یوگا!  اینجا هیچ مشکلی نیست. اینجا تو با ذهنت تنها می‌شوی. میفهمی تمام مشکلات را فقط ذهنت برایت درست کرده. شب‌ها خواب می‌بینم. می‌خواهم کم کم در روز فقط یک وعده غذا بخورم. اشتهای آدم با خوردن غذای سالم کم می‌شود.  امیدوارم یک روزی تو و تارا ...

برنامه ات چیست؟

زمان خواندن 7 دقیقه ***  برنامه ات چیست؟ *** این سوالی است که دائما از اطرافیان می‌شنوم. از جوانی و زمانی که ذهن ما توسط سیستم درحال برنامه ریزی شدن بود به این موضوع فکر می‌کردم.  اول برنامه‌های کلاسی و هفتگی مدرسه بود. بعدها برنامه‌های برای کنکور و انتخاب یک گزینه از بین چهارگزینه از پیش تعیین شده. مغز ما و ذهن ما را طوری شکل داده بودند که در کمتر از یکی دو دقیقه یکی از گزینه‌ها را انتخاب کند! و بعدی و بعدی و بعدی.  البته گزینه‌ها از قبل تعیین شده بود. الف و ب و ج و غیره. همین ذهن شروع کرد به برنامه ریزی برای زمان!  این شد که به مباحث مدیریت زمان علاقمند شدم! انواع روشهای مدیریت زمان را می‌خواندم و سعی می‌کردم در زندگی اجرا کنم!  بعد از گذشت سالها فهمیدم چیزی مهمتر از زمان هست و آن توجه است! شروع کردم به مدیریت توجه!  سالها گذشت و به تازگی فهمیدم مدیریت توجه یکی از شاخه های یوگاست!  اوج این مدیریت توجه در ویپاسانا و یوگا و مدیتیشن اتفاق می‌افتد.  البته شاخه‌ی دیگری هم هست و آن مدیریت پول و منابع زمین است!  برگردیم به برنامه ریزی برای آ...

خلأ زنانگی

زمان خواندن 6 دقیقه ***  خلأ زنانگی --- با دوستی در مورد خلأ زنانگی درونم می‌گفتم. این شد که تصمیم گرفتم این خلأ را بنویسم. شاید روزی خودم توانستم آن را پر کنم. به هر حال همه‌ی ما ترکیبی از زنانگی و مردانگی هستیم. ایده‌آل وقتی است که ما هر دو را در خود داشته باشیم.  وقتی جوان تر که بودم زن فقط موضوعِ جنسی بود. تقریباً هر زنی می‌توانست این کار را انجام دهد. تخلیه‌ی جنسی برای مردها کار سختی نیست. یک کار کاملاً جسمی و فیزیکی؛ اما زن و زنانگی بالاتر از اینهاست.  یک زن مظهر زندگی و سرچشمه‌ی محبت و در لحظه زیستن است.  اینجا از یک زن ایده‌آل صحبت می‌کنم ولی می‌دانم چنین زنی وجود ندارد. این زن ایده‌آل آن قسمت وجود خود من است که باید بسازمش.  یک زن ایده‌آل دم از استقلال نمی‌زند. او به دنبال کسب قدرتهای مردانه نیست. او به دنبال برنامه‌ریزی و آینده نیست. یک زن ایده‌آل مظهر زیبایی است. او مثل یک گل می‌داند که زیباست. نیازی نیست خیلی رنگ و لعاب به خودش بزند! درست مثل یک گلِ طبیعی؛ همانطور که هست زیباست. یک زن ایده‌آل این را می‌داند. همان هندسه ‌ی بدن زن برای جذابیت فیز...

چهار ماه تنهایی؛ ازدواج کاغذی

زمان خواندن 5 دقیقه ***   چهار ماه تنهایی؛ ازدواج کاغذی *** معمولا قبل از نوشتن کمی مدیتیشن میکنم. این مدیتیشن باعث میشه که ذهنم کمی آروم بشه. تازه وقتی ذهن متوقف بشه بعد میتونه درست کار کنه.  ذهن وقتی متوقف بشه قسمتی از ذهن فعال میشه به نام چیتا. قسمتی که خارج از بعد زمان کار میکنه. و ما رو به مبدا و مقصد هستی یا زندگی متصل میکنه. اونجا جایی هست که تمام دانش و تمام الهامات هست. تقریبا تمام خلاقیت های بشر از اونجا میاد. جایی که فقط با مدیتیشن میشه بهش دسترسی پیدا کرد. قسمت منطقی ذهن حتما باید خاموش بشه تا به اونجا برسی. در این لینک چهار قسمت ذهن رو میتونید ببینید. https://www.unwritable.net/2022/04/blog-post_24.html اکثر آدمها آگاهانه نمیتونن به چیتا دسترسی پیدا کنند. اما یوگا راه خیلی مطمئنی برای رسیدن به چیتا هست. تمرین و صبر زیادی میخواد. برای این نوشته نتوانستم مدیتیشن خوب و عمیقی داشته باشم. بنابراین شاید خیلی منسجم نشه اما دیگه نتونستم صبر کنم.  وقتی که کسی نیست که با هم صحبت کنیم. وقتی که مخاطب ها حرفهای آدم رو نمیگیرند. به عبارت دیگر در وقت های تنه...

شناخت دوگانگی ها و چندگانگی های شخصیتی

زمان خواندن 13 دقیقه *** چند وقتیه که به این نتیجه رسیدم که بیشتر مشکلات فکری و عملی ما توی زندگی ناشی از عدم یکپارچگی شخصیتی ماست. ما وقتی به دنیا میایم هیچ شخصیتی نداریم. درست مثل این که یک گوسفند شخصیتی برایش متصور نیست. حیوانهای یک گونه عموما رفتاری مشابه دارند و در نتیجه شخصیتی مشابه. اما آدمها شخصیت های مختلف دارند. ما به مرور که بزرگ می شویم میتوانیم برای دو راهی های زندگی تصمیم گیری کنیم و آن موقع ما در سر آن دو راهی ها باید از شخصیت های مختلف کمک بگیریم. در حدود بیست سال اول زندگی عمده ی شخصیت های مختلف ما شکل میگیره و ما از نظرات اون شخصیت های درونی خودمون برای تصمیم گیریهای زندگی استفاده می کنیم. معمولا این شخصیت ها ساخته اطرافیان و محیط و گاهی ساخته و پرداخته ذهن خودمون هستند. عموما وقتی که ما دچار تردید و ناراحتی و اضطراب میشیم که بین دوتا ازاین شخصیت ها تضاد پیش بیاد. در نوشته "جلسه مکالمات درونی" یک نمونه از مکالمات اون شخصیتها رو نوشتم. حالا هم سعی خواهم کرد که به شناخت تعداد بیشتری از این دوگانگی ها و چندگانگیهای شخصیتی در وجود خودم و اکثر ...