آنچه بر سر ما آمده

روی سخنم با جوونتر هاست.

اگر رای شما رو نشمردند خیلی نگران نباشید.

اگر بدونید که با ما چه کردند اونوقت می بینید که دزدیدن رای کار عادی ای هست.

بزرگان قوم ما وقتی که دنیا به سمت رشد و تکنولوژی حرکت می کرد فکر کردند که یک آخوند اسلامی که عقایدش رو از 1400 سال پیش برداشته می تونه برای اونها زندگی خوبی به ارمغان بیاره.

سی سال پیش مسابقه ی رشد اقتصادی در اقتصاد بازار شروع شده بود. بزرگان ما شروع به دویدن کردند اما متاسفانه در جهت معکوس.اونها سی سال پیش شرکت های بزرگ و موفق رو مصادره کردند و به دست چند تا جوون ریشو که هیچی نمی فهمیدند دادن. جنازه اون شرکتها که می تونست رفاه و ثروت رو به ارمغان بیاره هنوز توی لجن زار فساد دولتی سفره رانت دروغگوهاست. بزرگان قوم ما شرکت معضم نفتی انگلیس رو که دانش و تکنولوژی و دانشمندانش رو به اینجا آورده بود رو تهمت غارت زدند و اموالشو مصادره کردند.

بعضی از مردم ما فکر کردند همین که یک نفر دم از خدا و کار خوب بزنه و ریش یک متری داشته باشه و آروم صحبت کنه میتونه کشور رو بدون کمک دانش و علم شرق و غرب مدیریت کنه.

بعضی از مردم ما عقده های خودشون رو نسبت به کسایی که از نظر مالی و تحصیلی بالاتر از اونها بودند با اخراج کردن و اعدام کردن اونها خالی کردند. هنوز هم ادامه داره.

ماجراجویان سیاسی جنگی رو تحریک کردند و ادامه دادند که تمام خانواده ها و بدنها و روحها رو ناقص کرد. آژیر موشک رو برای ما عادی کردند و کشته شدن و تشییع جنازه رو برای ما به امر ی روزانه بدل کردند.

اونها برای کسب برتری و ثروت ما رو مدام به یاد مرگ انداختند ما رو از فشار قبر ترسوندند و برای کمک گرفتن وادار به توبه و گریه و زاری کردند.

اونها به خاطر عقده های ناشی از مذهب چون مذهب شون به اونها اجازه خوب لذت بردن از زندگی رو نمیده اجازه نمیدهند که مردم آزاد باشند و از زندگی شون لذت ببرند. هرجا مجلسی برای شادی بود رو خراب کردند. هنوز هم می کنند.

اونها اجازه سرمایه گذاری اقتصادی برای داشتن رفاه اقتصادی برای مردم رو ندادند چرا که خودشون باید همه ی سود ها رو می بردند.

اونها وقتی که ما کره و نوشابه و نفت نداشتیم شعار خودکفایی سر می دادند.

اونها باعث شدند که ما توی صف واستیم برای دو تا نون برای یک کپسول گاز برای نفت برای مجوز و ...

اونها باعث شدند برای یک نامه مجبور بشیم رشوه بدیم .

اونها باعث شدند توی بانک برای ضایع نشدن حقمون با همدیگه گلاویز بشیم و فحاشی کنیم.

اونها باعث شدند که بسیاری از ما توی جاده ها کشته بشیم قطع نخاع بشیم و کودکان و پدران و مادران رو از دست بدیم.

اونها با علم جنگیدند انکار کردند و سانسور کردند.

اونها لبخند رو کمیاب کردند زیبایی رو ممنوع.

اونها کتاب 200 صفحه ای تاریخ تحریف شده رو توی مدرسه به زور شلنگ و خط کش توی سر ما کردند.

اونها نظریات دانشمندان بزرگ انسان شناس و طبیعت شناس رو انکار، نفی و سانسور کردند. اونها به کتابهای داروین و فروید و ... توهین کردند. هنوز هم می کنند.

اونها مردم رو فقیر نگه داشتند تا پای مجلس اونها زار زار به مشکلات خودشون گریه کنند و از نماینده خدا - که خودشون هستند - طلب حاجت کنند.

اونها بعد از 1400 سال که دنبال حکومت شیعی بعد از پیغمبر بودند اون رو به دست آوردند و با بی شرمی خودشون رو مالک و صاحب اختیار کشور و جان و مال و ناموس مردم دونستند.

اونها بزرگان رو از راس امور خارج کردند و به جای استفاده از علم و دانش برای پیشبرد سیاستها از جهل مردم سود بردند.

اونها از تمام پیشرفتهای دانش بشر مثل موبایل و کامپیوترو اینترنت هم در جهت اهداف کثیف خودشون استفاده کردند.

اونها اجناس بی کیفیت خودشون رو به چند برابر قیمت به مردم فروختند و نفت و گاز مردم رو برای رسیدن به اهداف سیاسی خودشون هزینه کردند.اونها انحصار و فساد دولتی رو سازمان یافته کردند.

اونها گردش آزاد اطلاعات رو مسدود کردند.

اونها با شروع جنگ خوشحال شدند چرا که حکومت و تئوری های اونها با جنگ و مرگ آبیاری می شد.

اونها اسب سفید توی جبهه ها فرستادند تا جوونها فردا صبح به عشق امام زمان خودشون رو روی مین تکه و پاره کنند.

اونها وقتی که ما 6 سالمون بود دروغ ها و عقاید باطل خودشون رو به خورد ما دادند. ما رو به زور به اردوی زیارتی بردند و به زور به زیارت لعن و نفرین تاریخ دعوت کردند.

اونها برای اینکه یک نفر بتونه جایی کار کنه او رو تفتیش عقاید کردند.

اونها وقتی که حق طبیعی خودمون یعنی رابطه با جنس مخالف رو می خواستیم توی ما تخم احساس گناه رو کاشتند. اونها کتاب گناهان کبیره سرتاسر دروغ رو هزاران نسخه چاپ کردند تا احساس گناه رو آبیاری کنند.

اونها باعث شدند ایران از مرکزیت خاور میانه در بیاد خلیج فارس عربی بشه نصف دریای خزر بشه 10 درصد و همون عربها که اسلام و با سرنیزه به ما تحمیل کردند ما رو به عنوان مسلمون قبول نداشته باشند. صحراهای عربی جنوب خلیج فارس جایی بشه که ما آرزو داریم. اونها کار ی کردند که خاور میانه به جای اینکه با پرسپولیس و تهران و اصفهان و دماوند شناخته بشه با دوحه و امارات و خلیج عربی شناخته بشه.

اونها روی سر تمام دخترها به زور مقنعه انداختند. زیبا ترین موجود دنیا یعنی زن رو با زشت ترین پارچه و بسته ترین رنگ پوشوندند.

اونها کاری کردند که ما هروقت تو ایران به آدم باهوشی بر می خوریم می گیم اینجا چه کار می کنی؟ انگار که پیش فرض همه ی ما این شده که اینجا جای امل هاست.

اونها کاری کردند که وقتی میایم به کشورخودمون باید هزاران بار سوال "چرا برگشتی ؟" رو جواب بدیم.

اونها موسیقی و هنر رو از اروپا دزدیدند و تکنولوژی رو از اونها کپی کردند ومفاهیم اونها رو با تحریف تحویل ما دادند.

اونها نگذاشتند ما با جنس مخالف خودمون مهمونی بریم ورزش کنیم. بگیم و بخندیم.

اونها حتی نگذاشتند ما با همسرمون ورزش کنیم مسافرت بریم و هتل بگیریم. اونها حتی اجازه نمی دهند که ما کاروان بخریم چادر بزنیم یا حتی شب بعد از ساعت 12 بیدار بمونیم و تو مغازه ها با هم داد وستد کنیم.

اونها نگذاشتند که ما موتور 1000 سوار شیم. دیزنی لند بریم یا به کنسرت یانی بریم که قرار بود توی تخت جمشید برگزار بشه.

اونها حتی کاری کردند که برای آزادی بیان باید جنگید. اونها دگر اندیش ها رو اول منزوی کردند و بعد متهم و بعد مهدورالدم.

اونها کاری کردند که ما از کتابهای علمی دزدی کنیم کپی کنیم و آفست بگیریم و توی دانشگاه بخونیم.

اونها کاری کردند که ما توی لیست ها همواره به دنبال نام ایران بگردیم و اگر که از هر 100 لیست تو یکی نام ایران بود اندکی خوشحال بشیم.

اونها کاری کردند که ما برای خرید یک چیز کوچک باید سفر بریم. ما رو قاچاقچی کردند چون هیچ جنسی بدون اجازه اونها اجازه ورود نداره.

اونها کاری کردند که نه تنها ما تو دنیای حقیقی آرزوی رفتن داریم حتی تو دنیای مجازی هم باید از آی پی امریکا یا اروپا استفاده کنیم.

اونها دروغ رو نهادینه کردند اخلاق رو از بین بردند مردم رو نادان خطاب کردند و متاسفانه در این راه از هنر و احساس سوء استفاده کردند.

اونها هنر رو محدود کردند موسیقی رو حرام کردند و خوب زیستن رو دشوار.

اونها هنر مندان و خواننده های محبوب ما رو تبعید کردند. باعث شدند هایده ها و ویگن ها توی غربت از غم و دوری بخونند و همونجا آرزوی بودن در کنار مردمشون رو به گور ببرند.

اونها هنرمندان رو سرکوب کردند نویسندگان رو سلاخی کردند کارگردانان رو اخراج کردند و شجاعان و عاشقان رو بالای دار برند و سنگسار کردند.

اونها اسم تروریست هارو روی خیابونها گذاشتند و پول بمبگذاری ها رو از صدقه های ما دادند.

اونها چاقو کش ها و هفت تیر کش ها رو تشویق کردند.

اونها خودشون رو نماینده خدا دونستند برای گول زدن هاله دیدند و حکم محاربه صادر کردند و جوونها رو اعدام کردند.

اونها کاری کردند که خیلی از ما از ترس جونمون صدامون در نیاد و خودمون از قبل خودمون رو سانسور کنیم.

اونها کاری کردند که من برای به اشتراک گذاشتن این نوشته ها کلی تردید داشتم احتمالا شما هم دارید ...

نظرات

برای تجربه‌ی کل نانوشته ها؛ لطفا فهرست موضوعی و زمانی بالای صفحه را ببینید!

کارما برای خودم و برای تارا!

کونِ کار -۶- آیا معنویت جدی است؟

خودکشی!

شُکرگذاری در لحظه!

عدالت - عدالتِ لحظه

چرا می‌نویسم؟ چون هستم؟

کونِ کار -٣ - آیا مراقبه فرار است؟

تنهایی و آرامش جاده

مکالمات من و تارا

توجه به خود، اتصال با خدا