عشقLove

بعضی وقتها من بی انصاف می شم
یکیش وقتیه که فراموش می کنم عشق رو
من توی این دنیا دو تا دوست دارم که تقریبا عاشقشونم
یکی دختره یکی پسر
این عشق بخاطر تجربیاتیه که با هم داشتیم
اینها دو نفری هستند که تقریبا مثل من به دنیا نگاه می کنند
بسیار مهربون هستند
بیشتر از هر کس من رو درک می کنند
خلاصه از بهترین اوقات من اون وقتایی بوده که با اونها بودم
اگه مدتی اونها رو نبینم یا حرف نزنم واقعا مشکل پیدا می کنم
به نظر من این خود عشقه

نظرات

برای تجربه‌ی کل نانوشته ها؛ لطفا فهرست موضوعی و زمانی بالای صفحه را ببینید!

کارما برای خودم و برای تارا!

خودکشی!

شُکرگذاری در لحظه!

چرا می‌نویسم؟ چون هستم؟

عدالت - عدالتِ لحظه

مکالمات من و تارا

کونِ کار -۶- آیا معنویت جدی است؟

زندگی در جنگل

توجه به خود، اتصال با خدا

تنهایی و آرامش جاده