ذهن

خوب الان نمی دونم از چی بگم
آخه ذهن من گاهی اونقدر شلوغه که نمی دونم کدوم و انتخاب کنم و
سرعت ذهن خیلی از سرعت نوشتن بیشتره
مثل یک جریان سیل آسای کلماته که باید یک ظرف کوچیکشو بردارم و اینجا بنویسم
ذهن من و فکر کنم آدم ها همیشه پر از حرفه
حرفهای مختلف مدام میان و میرن
گاهی اون ها رو به زبون میاریم و گاهی مینویسیم
چیز هایی که سرعت ذهن من رو کم میکنه یکی ورزش و فعالیت بدنیه
یکی هم وقتی که احساس خیلی شدیدی داشته باشم که او موقع هم نمیشه حرف زد
و وقتی که موسیقی آدم رو می گیره
بعضی فرقه ها ی عرفانی سعی می کنن ذهن رو خاموش کنن یا به اون گوش بدن
بعضی جاها هم اون رو تقویت می کنن مثلا مدرسه و دانشگاه

نظرات

برای تجربه‌ی کل نانوشته ها؛ لطفا فهرست موضوعی و زمانی بالای صفحه را ببینید!

کارما برای خودم و برای تارا!

خودکشی!

کونِ کار -۶- آیا معنویت جدی است؟

شُکرگذاری در لحظه!

عدالت - عدالتِ لحظه

چرا می‌نویسم؟ چون هستم؟

مکالمات من و تارا

زندگی در جنگل

توجه به خود، اتصال با خدا

تنهایی و آرامش جاده