پست‌ها

ترکیب ما

زمان خواندن 0 دقیقه ***   ترکیب ما ترکیب هر آدم منحصر به فرداست این ترکیب مختص اوست ترکیب چیزهایی که توجه ما را به خود جلب میکند فقط و فقط به ما تعلق دارد اجازه ندهیم دیگران تعیین کنند به چه چیز توجه کنیم ارزشمند ترین چیز در زندگی ما زمان نیست توجه ماست توجه مفهومی فراتراز زمان است مهمتر از زمان است  پس ترکیب خود را گرامی بدارید و همانگونه زندگی کنید

لطفن تکون بخورید !

زمان خواندن 4 دقیقه ***   لطفن تکون بخورید ! میخوام یه داستان نيمچه آهنگین بگم براتون  بلکه با هم یه تکونی بخوریم تحریک بشیم و یک کاری بکنیم … نشدیم هم؛ حداقل با خوندنش دور هم  یه حالی بکنیم :) اما اگه جايى قافيش تنگ اومده جاى خوشبختيست كه اينجا  شاعر به جفنگ نيومده اميدوارم زياد گير ندين به وزن و قافيه در عوض خوب ببينين كه شاعر داره چى ميگه! خوب ... یکی بود یکی نبود یک روز آقای گالیله گفت به خدا كه زمین گرده؛ مذهبی ها  هم گرفتنش و گفتند  خدا میگه که حرف تو چرته ! همینطور گذشت تا این که تو همین دور و برا ... یک زمانی آدمها ترجیح دادند  زیر دوش بروند تا زیر آب خزینه های کثیف؛ گروهی گفتند ای دوش گیرنده ی غرب زده ای کثیف ! یک زمانی مردم دوست داشتند رادیو گوش کنند؛ اونها هم سعی کردند که رادیو رو ممنوش کنند! یک زمانی مردم خواستند نامه هاشون رو با فکس بفرستند مخابرات گفت فکس و تلفن بیسیم ممنوعه  همه باید پیغام ها رو با اسب و قاطر برای هم بفرستند! یه دوره ای مردم تو ماشین هاشون ترانه گوش میداد...

داستان پول

زمان خواندن 2 دقیقه ***   داستان پول واما داستان زيباى پول ! فراتر از آنچه كه هرروز ميخوريم و مصرف ميكنيم مال و ملك هاى بيشتر هدف نيست بلكه وسيلست وسيله اى براى رسيدن به هدف و هدف بزرگتر؛ رسيدن به يك داستان خوب براى زندگىيست زندگى ما هم زندگى جمعيست و جمع تشكيل شده از ما ها و ارتباطهاى بين ما پس پول و ثروت وسيله ايست براى ارتباط بهتربا ديگران همانطور كه تبادل ثروت يك نوع ارتباط است معامله هم عمل كردن با يكديگراست ! يادش بخير ... قديمها  وقتى به بقال محل پول ميداديم و جنس ميگرفتيم يك لبخند و يك سلام گرم هم رد و بدل ميكرديم ! بازى پول يك بازى دادن و گرفتنى بيش نيست اينطور كه نگاه كنيم كار با پول مثل بازى و تفريح ميشود... داستان زندگى بخش هاى مهمترى هم دارد مثل بخشهاى تولد و مرگ ! اين داستان بخشهاى زيباترى هم دارد مثل قسمتهاى اشك و لبخند! اين داستان كه ما در زندگى دويديم كه پول در بياوريم و بخوريم و تمام؛ حتى در شان گنجشكهاى روى درختان كوچه ى ما هم نيست ! آنها بعد از پيدا كردن و خوردن دانه ى روزانه شان كمى با هم پرواز ميكنند  كمى آواز ميخ...

مثل یک آتیش

زمان خواندن 1 دقیقه ***   مثل یک آتیش --- که از یک نطفه شروع میشه بزرگ میشه به اوج میرسه  گرما میده بعد خاموش میشه ما آدمها از لحظه ی لذت شروع میشیم بزرگ میشیم به اوج میرسیم  تموم میشیم بعضی آتیشها  با یک باد ازبین میرند بعضی ها به گروهی گرما میدن بعضی به اوج نرسیده خاموش میشوند از ما و آتیشها جز کمی خاکستر باقی نمیمونه یک خاکستر تلخ گرما ی آتیش مهمه که کجا بره گرما میتونه به سادگی به هوا بره گرما میتونه آتیش بعدی رو روشن کنه گرما میتونه زندگی ها رو نابود کنه این گرما بر اساس قانون ترمودینامیک به یک فرم دیگه تبدیل میشه گرمای ما میتونه آتش جنگ و شعله ور کنه یا آتش محبت رو ما و آتیش ها گرماهامون مهمه که کجا بره  وگر نه  جرقه ای خواهیم بود و خاکستری

سکوت نشانه ی چیست؟

زمان خواندن 0 دقیقه ***   سکوت نشانه ی چیست؟ نشانه ی رضا؟ نشانه ی ترس؟ نشانه ی لال بودن؟ نشانه ی نا امیدی؟ نشانه ی امید؟ نشانه ی عشق؟ نشانه ی نفرت؟ نشانه ی نادانی؟ نشانه ی دانایی؟ نشانه ی تنبلی؟ نشانه ی پاچه خواری؟ نشانه ی مخفی کاری؟ نشانه ی خود برتر بینی؟ نشانه ی خود کمتر بینی؟ سکوت می کنید  اشکالی نداره توروخدا فقط بگید  نشانه ی چیست؟ ! حداقل تکلیفمون رو بدونیم

خدای پارتی

زمان خواندن 1 دقیقه ***   خدای پارتی بعد ای سی و چند سال زندگی در مملکت اسلامی و یاد کردن هر روزه ی خدا در هر صبح و شام و هر خـــــــــداحافظی چند سالی میشه که تصمیم گرفتم در مورد خدا زیاد با کسی حرف نزنم ! چون تعریف خدا برای من اینه :  یک حس شایع بین آدمها؛ خصوصا آدمهایی که تو مناطق خشک  و کم باران زمین زندگی می کنند؛ این حس شاید خیلی عمیق باشه و حرف زدن منطقی در مورد اون حس شاید منجر به صدمات عاطفی به فرد بشه ! اما تقریبا هر کسی تو حرفاش با تو گفت من خدا رو قبول دارم یا خدا فلان و فلان ... تلویحا داره میگه : من از تو بالاترم! چرا؟ خیلی ساده است: خدا برای اکثر آدمها یک شخصیت فرا تر از انسان است و به محض صحبت در مورد یک مفهوم بالاتر از انسان گوینده نیز در مقامی بالاتر از مخاطبش قرار میگیره ! به طور خلاصه هر کسی در مورد خدای برتر صحبت کرد منظورش اینه :  < من در مورد خدابیشتر میدونم یا من خدای برتر رو قبول دارم و تو نداری !  پس من به خدایی که از تو و همه ی انسانها بالاتره نزدیک ترم و بنابر این تو از من پایین تر قرار میگیری ! > ...

اول سياسي ها رو بيرون كرديد

زمان خواندن 0 دقیقه ***   اول سياسي ها رو بيرون كرديد بعداً مشروب خورها و ديسكو روها رو بيرون كرديد بعداً اساتيد بدون ريش را، بعدا هنرمندان و خواننده ها را، بعداً زنان بدون حجاب و مردان كراواتي را، بعد نخست وزير و رييس جمهور خودتون را، بعد هم درس خوانها رو؛ بعد هم آدمهاي عادي كه فقط اينترنت آزاد مي خواهند

خبرخوب

زمان خواندن 0 دقیقه ***   خبرخوب یک روز اگه خبر جنگ و نمی شنوی ... جایی زلزله نیومده هیچ انفجاری رخ نداده هیچ جا سونامی نشده بدون که این خیلی خبر خوبیه نشون میده ۷ میلیارد آدم  یک روز خوب دیگه زندگی کردند پیشرفت کردند و کاروان زندگی روی زمین یک قدم کوچیک به جلو رفت من که با این خبر خیلی خوشحال میشم :) 

آي آدماي لاغر!

زمان خواندن 1 دقیقه ***   آي آدماي لاغر! من كه اينو خودم درك كردم .. فكر كنم علم هورمونها هم اينو تاييد كنه ... شما نميدونيد! ما چاقها وقتي میخوایم بیدار بمونیم ميخوريم وقتي ناراحتيم ميخوريم وقتي خوشحاليم ميخوريم وقتي احساساتي هستيم ميخوريم وقتي يه فيلم خوب ميبينيم ميخوريم وقتي كه ميخوايم قليان احساساتمون رو كنترل كنيم ميخوريم وقتي حوصله نداريم ميخوريم وقتي ميخوايم مهمونامون راحت باشن ميخوريم وقتي ميخوايم كول باشيم ميخوريم وقتي ميخوايم دوست باشيم ميخوريم و... به چاقها احترام بگذاريد  چون اونها احساساتي ترين و بعضيشون مهربون ترين آدمها هستند خلاصه اينكه ..   شكم گنده اونقدر ها هم كه ميگن زشت نيست و شايد محل ذخيره ي احساسات ما باشه ؛ )

نماز طبیعت

زمان خواندن 2 دقیقه ***   نماز طبیعت ‏جمعه‏، 2008‏/08‏/08 نگاه کردن به فیلمهای طبیعت برای من نوعی نمازه درواقع خدای من طبیعته و دیدن و شناختن اون بهترین کار برای منه این که سیر تکامل و مکانیزم طبیعت رو درک کنم برای من مهمترین کاره من با شناخت ریشه ی همه زندگی که همون طبیعت باشه می تونم بهترین راه رو برای خودم پیدا کنم درواقع سیستم های اجتماعی هم نوعی تکامل در طبیعت حساب می شه که همه برای بقا بوجود اومده  و کاملا طبیعی باید خودم رو در سیستم اجتماع بالا بکشم امروزه اونقدر زوایا و گوناگونیه جوامع زیاد شده که به راحتی ریشه ی اصلی طبیعت رو که همون تلاش برای بقا، امنیت، غذا وپیدا کردن جایگاه در گروه و نهایتا تولید مثل هست رو فراموش می کنیم اونقدر ذهن ما پیچیده و درگیر شده که به راحتی بدن محدود خودمون رو فراموش می کنیم به راحتی یادمون میره که ما چه ماموریتی در طبیعت داریم و به راحتی یادمون میره که باید برای بهتر بودن جنگید  جنگ بهتر بودن بهترین کاره که می تونیم انجام بدیم حال این جنگ یا با طبیعت هست یا با هم نوع من امروزه به روشنی حس می کنم که تولید مثل باید...

جهان من

زمان خواندن 2 دقیقه ***   ‏2008‏/01‏/23‏ 11:28 ق.ظ جهان من می خوام افکارم و کمی از جهان  بینی م رو توضیح بدم من دنیا رو همون طور که هست  می بینم یعنی از دید گاه یک ناظر فیزیک یا شیمیدان انیشتین ثابت کرد که ماده و انرژی یکی هستند یعنی روح و جسم یکی هستند البته الان هم تو تجربه خودم  هم تو تجربه کارگردانها من دیدم  که رویا و واقعیت مرز مشخصی ندارند و دیدم که زمان و مکان برای ما توی رویا درست مثل جهان انیشتین سیال و اعوجاج پذیره این رو شاید بشه اسمشو گذاشت فلسفه جهان بینی فیزیکی – فلسفی در کل من  طبیعت رو توی جهان بینی در جایگاه خدا می بینم یعنی چیزی که ابدی ازلی گونه گون پرورش دهنده و زنده کننده و مرده کننده هست یعنی چیزی که به اون بازخواهم گشت یعنی چیزی که اطاعت از اون کار  منه یعنی چیزی که به من الهام میکنه و  خدایی که همه جا هست به هرکجا که بنگری ... اگرچه دیدگاه محمد که خدای مهربان و بخشنده رو ارائه کرد خیلی دوست دارم اما اون دیدگاهی که به خدا یک شخصیت انسانی بدیم و اون رو دارای عواطف و خصوصیات انسانی مثل محبت خشم و ... ب...

منطق پول

زمان خواندن 0 دقیقه *** اگر خیلی منطقی فکر کنی می فهمی که موفقیت همان پول است  می فهمی که پول است که دنیا را می چرخاند می فهمی که پول است که بسیاری از روابط را تعیین می کند . . ولى من سالهاست از منطق عبور كرده ام

داستان اسپيكرفون و اخلاق

زمان خواندن 1 دقیقه ***   داستان اسپيكرفون و اخلاق ده پونزده سال پیش داشتم دفترچه راهنمای یک گوشی تلفن پاناسونیک رو میخوندم  در قسمت اسپیکر فون خیلی درشت نوشته بود <اگر خواستید تلفن رو روی اسپیکر بگذارید حتما به طرف مقابل اطلاع بدید> من اون وقت تازه زبان یاد میگرفتم و تازه گوشی بی سیم پاناسونیک با اسپیکر فون خریده بودم یک کم تعجب کردم و ازش گذشتم تا اینکه سالها گذشت و کم کم من با حقوق انسانها آشنا شدم  و حق حریم خصوصی رو تو اعلامیه جهانی حقوق انسانی خوندم و فهمیدم که این کار از نظر اخلاق و قانون کار درستی نیست که وقتی طرف مقابل فکر میکنه با یک نفر داره حرف میزنه ولى در عمل چند نفر بشنوند !  و فهمیدم که تو چه جامعه ی بی اخلاقی بزرگ شدم ! و فهمیدم که ما فقط تکنولوژی ها و وسایل رو وارد کردیم ولی اخلاق و نحوه ی درست استفاده از اون رو وارد نکردیم ! به نظرم ما افراد کمی داشتیم که بروند و کمی فلسفه و کمی اخلاق و کمی انسانیت وارد کنند! و اين دو تا دليل ميتونه داشته باشه : یا به خاطر این بوده که فکر کردیم اینها رو داریم اون هم از نوع ناب محمديش !...

آزادى در اتوبوس

زمان خواندن 2 دقیقه ***   آزادى در اتوبوس آزادى را دوست دارم حتى اندكش را آزادى را دوست دارم  حتى اگر براى اطرافيانم باشد آزادى را دوست دارم حتى به اندازه ى آزادى همشهريم در لباس پوشيدن  آزادى را دوست دارم حتى اگر به اندازه ى اندكى فكر كردن باشد آزادى را دوست دارم حتى اگر توهم باشد آزادى را دوست دارم حتى اگر رويا باشد آزادى را دوست دارم حتى به اندازه ى نوشتن اين پست در اتوبوس ! اتوبوس پر از مسافر توى ايستگاه كنار زد ارتفاع اتوبوس كم شد وسطح شيبدار براى وارد شدن ويلچر از در جلوى اتوبوس به آرامى بيرون اومد معلولى كه روى صندلى چرخدار برقى نشسته بود به ارامى بعد از چند بار چپ و راست رفتن دنده عقب وارد اتوبوس شد راننده قبلا پياده شده بود و اون رو همراهى مى كرد و صندلى چرخدار رو در جاى خودش كه حداقل جاى ٤ صندلى رو ميگرفت قرار داد صندلى چرخدار برقى با كلى وسايل و صفحه هاى ال سى دى در جاى خودش محكم شد.  معلوم بود كه قيمت اين صندلى چند هزار دلارى ميشه و ميشد فهميد كه پول اون از ماليات و كار آدمهاى سالم و پولدار جامعه پرداخت شده.  رضايت توى چهره ى معلول كه يك...