حرف زیاده!

حرف زدن!

***

دارم از حرف زدن ناامید می‌شوم. حرف تولید ذهن است. و حرف از فیلتر ذهن عبور می‌کند. 

کسی که در ذهن باشد، حرف دورش می‌کند. 

خدای من همیشه خدایی ساکت بوده و هست. 

«خدای من» معنی ندارد. 

خدا برای من! این هم معنی ندارد. 

منی در کار نیست! 

من خدا هستم! 

من نیستم! 

اینها همه، گمراهی ناشی از کلمات است. 

گمراهیِ ناشی از حرف زدن. 

گمراهی ذهن! 


درخت حرف نمی‌زند. گیاهان کوهها ماه خورشید هیچکدام حرف نمی‌زنند. 

حشرات پروانه‌ها زنبورها حرف نمی‌زنند. 

استادان ذن حرف نمی‌زنند. 

استاد واقعی, زیاد حرف نمی‌زند! 


در برابر عظمت زندگی، حرف زدن، خیره سری است. 

سکوت زیبا تر و جذاب تر است. 

سکوت گویا تر است. 


نوشتن هم نوعی حرف زدن است اما حرف زدنی در سکوت! 

با سرعت نور! سرعت نور هم از سرعت صوت بالاتر است! 

سکوت سریعتر است. 

جالبتر است. 

عاشق تر است. 

خداتر است. 

متصل تر است. 










نظرات

برای تجربه‌ی کل نانوشتنی ها؛ لطفا فهرست موضوعی و زمانی بالای صفحه را ببینید!

صدای سخن عشق

میراثِ من!

خواستن و استغنا

معنیِ زندگی

جاعنوانی

مهمترین کار ۳

پذیرشِ کامل

چسبیدن به دنیا

مراقبهء نوشتن ۱۶ اردیبهشت

فرمولِ حالِ بد