ذهنِ گرسنه

 ذهنِ گرسنه

***

ذهن همیشه گرسنه است. گاهی این ذهن گرسنه تبدیل به بدن گرسنه می‌شود. بدن گرسنه نیاز به خوردن پیدا می‌کند اما بدن محدود است و بزودی سیر می‌شود. 

مشکل ذهن اما اینجاست که سیر نمی‌شود. 

ذهن گرسنه همواره گرسنه است. ماهیتِ ذهن، گرسنگی است یعنی خواستن. 

خواستن بی پایان، خاصیت ذهن است. 

اینطوری است که ذهن مدام حرف می‌زند. 

مدام قضاوت می‌کند. 

مدام آینده و گذشته می‌کند. 

مدام داستان می‌سازد. 

ذهن می‌خواهد داشته باشد ولی با هر داشتنی هم سیر نمی‌شود و دوباره خواسته‌ی جدید ایجاد می‌کند. 

ذهن همان حرص است. حرص و طمعی که در اثر هم هویت شدگی با ذهن پدید می‌آید. 

برای خروج از خواستن بی پایان باید ذهن را مشاهده و سپس آرام کرد. 

حتی اگر کل زمین را به ذهن بدهی سیر نمی‌شود. بعد از تو طلب ماه و خورشید می‌کند. بعد مریخ را میخواهد. چون ذهن سیر وجود ندارد. ذهن برای باقی ماندنش خواسته ایجاد می‌کند. 

همین ذهن می‌خواهد نوشته بسازد! 

می‌خواهد تکثیر شود و تأیید بگیرد. 

اما همین جا متوقفش می‌کنیم! 



نظرات

برای تجربه‌ی کل نانوشتنی ها؛ لطفا فهرست موضوعی و زمانی بالای صفحه را ببینید!

صدای سخن عشق

جاعنوانی

میراثِ من!

معنیِ زندگی

خواستن و استغنا

مهمترین کار ۳

چسبیدن به دنیا

مراقبهء نوشتن ۱۶ اردیبهشت

برای تارا، همه‌ی آدم‌ها و خودم!

فرمولِ حالِ بد