حالِ خوب
زمان خواندن 3 دقیقه *** حالِ خوب *** ساعت ١٢:٢٠ صبح در یک مرکز ویپاسانا هستم. خوابم هم نمیآید و خواستم در مورد حال خوب بنویسم. وقتی مراقبه کنی حالت خوب است. وقتی در طبیعت باشی حالت خوب است. اما حال خوب را خیلی از آدمها نمیدانند. آدمهای شهری قطعاً نمیدانند. وقتی حالت خوب است حتی نیاز به نوشتن نداری! نیازی به حرف زدن از حال خوب نداری. نیازی به گفتن این که حالت خوب است نداری! پس چرا مینویسم! چون میخواهم مردم بدانند حال خوب هم وجود دارد. میخواهم مردم بدانند بهشت، همین زمین است! خیلی ها خبر ندارند زمین بهشت است! و چون حالشان خوب نیست، بهشت را در تخیلاتشان میسازند و زمین را جهنم میکنند! اول برای خودشان و بعد برای دیگران! وقتی حالت خوب است اصلا لازم نداری چیزی بگویی! من هم نمیخواستم این را فعلاً آپلود کنم! شاید اما به عشق دوستانم آپلود کردم! دوستانی که با عشقی سرشار من را به مراقبه تشویق کردند و دل توی دلشان نیست! دل توی دلشان نیست که از حال خوب من خبر دار شوند! آنها حالشان خوب است! میخواهم با خواندن این حالشان بهتر بشود! خودشان میدانند! خلاصه وق...