نوشتن هایی برای روزمره

زمان خواندن 2 دقیقه ***

 نوشتن هایی برای روزمره 

***


با دوستی قدیمی تماس داشتم. گفتم ارتباط و تعامل میتواند غیر مادی هم باشد. یعنی مثلا از نوع نوشتن و خواندن. 

قبول نداشت و معتقد بود که نوشتن های من ربطی به امور روزمره ندارد. چیزی که ایشان میگفت، امور روزمره، من اسمش را گذاشتم بقاء. 

درصد بالایی از آدمها تنها نوع ارتباط را معامله میدانند. یعنی معامله در دنیای مادی. یعنی بده بستان. یعنی تهش چقدر پول به من میرسه. یعنی هما بقاء. البته بد هم نیست. بقا مهم است و شاید معنوی ترین کار، همین بقاء باشد.


تقریبا تمام ارتباطات در جوامع پیشرفته بر همین مبنا تعریف میشود. 

تمام آدمها و ارزش ارتباط با آنها نهایتا تبدیل به دلار میشود. 

چون از نظر درصد بالایی از آدمها اصلا چیزی فرای ماده وجود ندارد که مهم باشد که در موردش حرف زده شود. البته قابل فهم هست. چون معنویات در تجربهء ‌جمعی ما معمولا ابزاری شده برای همان مادیات. گوش ها پر است. 

من هم اصراری نکردم. البته یاد این لینک افتادم که جدی بودن معنویات و تفاوت معنویات و مذهب را توضیح میدهد.

https://www.unwritable.net/search?q=معنویت


هر که بخواهد بداند میداند. هر کسی از راهی. لزوما راه من هم بهترین راه نیست! 

نوشتن های من در مورد خودم، روزمره ترین کاری است که انجام میدهم. پولی از آن بدست نمی آورم. ولی سهمی است که به دنیا میدهم. بلافاصله خودم هم به شفافیت و هم به آرامش میرسم. یعنی دنیا هم بلافاصله به من برمیگرداند.

پرداختن به ذهن، روزمره ترین کار ممکن است. 

در هر لحظه و هر ثانیه از زندگیمان درگیر ذهن و برنامه ریزی برای آن هستیم. 

من با این نوشتن ها در حال برنامه ریزی ذهن خودم و هر کسی که میخواند هستم. 

و برای هر کاری در بیرون ابتدا باید ذهن را تغییر داد. ابتدا باید ذهن را شناخت. ذهن را دید. 

ذهن را هم با مراقبه میشود دید. تقریبا تنها راهِ دیدن و تسلط بر ذهن، مراقبه است. 

از آن دوست تشکر کردم و لینک نانوشتنی را پاک کردم. فهمیدم روزمرهء من حداقل با روزمرهء او تفاوت دارد. اشکالی هم ندارد. 

برایش آرزوی خوب کردم و دیگر اصرار نکردم.


نظرات

برای تجربه‌ی کل نانوشتنی ها؛ لطفا فهرست موضوعی و زمانی بالای صفحه را ببینید!

حل اختلافِ خانوادگی

عکس های قاجاری

شُکرِ موفقیتِ کامل

جدا شدن از هویت کار

روایت های ذهن برای زندگی

وصلهء ناجور

عدالت نامه

میراثِ من!

پذیرشِ کامل

رابطهء من با دنیا