ریش صوفی

 ریش صوفی!

---

در حین دید و بازدید های مجازی عید دوستی گفت صوفی شدی! 

به شوخی یا به جدی! مزاح یا غیرآن. این کلمه چون مُشتی بر صورتم بود! 

اول گفتم صوفی ابن الوقت باشد! بعد گفتم اگر بگویی صوفی همین امروز میزنم! 

امان از این برچسب ها! 

وقتی چیزی را نمی‌دانیم ولی می‌خواهیم آن را به کنترل ذهن در بیاوریم اولین کار برچسب زدن است. 

قبلا برچسب‌های دیگری را حتما شنیده‌اید! شاید هنوز بعضی از آنها به من و شما چسبیده باشد! خوب نگاه کنید!

زن! مرد! صوفی! پیامبر! خوب! بد! مسلمان! یهودی! بهایی! زیبا! زشت! و و و ...

بعضی از برچسب ها را به خودت نمی‌گیری! اما بعضی به تو می‌چسبد!

آنقدر به تو می‌چسبد که خودت یادت می‌رود که این برچسب بود!

با برچسب خودت می‌مانی تا مرگ! مرگ به خوبی آن را از تو می‌کَنَد! بدون برچسب می‌شوی! آزادِ آزاد!

سهراب را یادت هست! تو نمی‌توانی راز گل سرخ را بدانی! حتی نگو گل سرخ! ساکت شو! صامت شو! ببین! یکی شو!

تو نمی‌توانی دنیا را بدانی! نگو خدا!

حتی نگو طبیعت! 

ننویس!

هیچ مگو!



نظرات

برای تجربه‌ی کل نانوشتنی ها؛ لطفا فهرست موضوعی و زمانی بالای صفحه را ببینید!

صدای سخن عشق

جاعنوانی

میراثِ من!

معنیِ زندگی

خواستن و استغنا

مهمترین کار ۳

چسبیدن به دنیا

مراقبهء نوشتن ۱۶ اردیبهشت

برای تارا، همه‌ی آدم‌ها و خودم!

فرمولِ حالِ بد