من به تو مى رسم!

 من به تو مى رسم!

***


از اينكه بگويند چنين و چنان كن خسته ام

از اينكه بگويند چنين و چنان باش خسته ام

من فقط هستم

تو هم فقط هستى


پوست بدنهايمان مرز ماست

به مرز هاى همديگر وارد نمى شويم


تو در مرز خودت باش

من در مرز خودم


تا در روز موعود

روزى كه مرزها محو مى شوند

و موريانه ها درون مرزها را مى كاوند!


آن روز، روز يك است

امروز در دو مى مانيم


بالاخره ما يكى مى شويم

دير و زود دارد

كمى هم سوخت و سوز شايد!


من كوه نيستم

من آدمم

من به تو مى رسم!


بيا صبور باشيم

مثل كوه!

نظرات

برای تجربه‌ی کل نانوشته ها؛ لطفا فهرست موضوعی و زمانی بالای صفحه را ببینید!

کارما برای خودم و برای تارا!

کونِ کار -۶- آیا معنویت جدی است؟

خودکشی!

شُکرگذاری در لحظه!

عدالت - عدالتِ لحظه

چرا می‌نویسم؟ چون هستم؟

کونِ کار -٣ - آیا مراقبه فرار است؟

تنهایی و آرامش جاده

مکالمات من و تارا

توجه به خود، اتصال با خدا