ایگو و یوگا!

 ایگو و یوگا!

***

ایگو یعنی دو. یوگا یعنی یک. 

یک باید باشد تا دو به وجود بیاید. 

یک واقعی است. دو توهم است. 

یک همیشه بوده و هست و خواهد بود. 

دو موقتی است. ظاهری است. 

ایگو جدا می‌کند ولی یوگا یکی می‌کند. 

ایگو ترس می‌آورد و یوگا اطمینان. 

وقتی احساس ترس و تنهایی کردی دچار ایگو هستی. 

وقتی احساس آرامش و عشق کردی در وادی یوگا هستی. 

وقتی از دیگران جدا خودت را حس میکنی

وقتی به برتری و مقایسه می اندیشی

وقتی در آینده و گذشته سیر می‌کنی اسیر ایگو هستی. 

ایگو جدا می‌کند. 

همه چیز را جدا و پاره پاره می‌کند

زن را از مرد

خوب را از بد

و تمایز می‌دهد

اما یوگا وادی یگانگی است

فقط عشق هست و زندگی

همه یکی هستند. 

وقتی نگران هستی دچار ایگو شده ای. 

وقتی ناراحت هستی دچار ایگو هستی. 

دوگانگی ها همه موقتی اند. 

تمام دو ها نشانی از یک دارند. 

دو ها یک بازی موقتی زمان و مکان هستند. 

ماده با خلق دو ایجاد می‌شود. 

کلمات از دوییت سیاه و سفید بر صفحه نقش می‌بندند. 

اما معنی در یگانگی تولید می‌شود. 

وقتی من و تو یک معنی را درک کردیم ما یگانه هستیم. 

این نوشته از یک شروع شد به دوهایی رسید و نهایتاً با یک پایان می‌یابد. 

درست مثل زندگی ما!

از هیچ که همان یک باشد شروع می‌شود

به چیزهایی تبدیل می‌شود که دوییت ها باشند

و نهایتاً به هیچ می‌رود یعنی همان یکِ همیشگی! 

همان سکوت مداوم نانوشتنی!



نظرات

برای تجربه‌ی کل نانوشته ها؛ لطفا فهرست موضوعی و زمانی بالای صفحه را ببینید!

کارما برای خودم و برای تارا!

کونِ کار -۶- آیا معنویت جدی است؟

خودکشی!

شُکرگذاری در لحظه!

عدالت - عدالتِ لحظه

چرا می‌نویسم؟ چون هستم؟

کونِ کار -٣ - آیا مراقبه فرار است؟

تنهایی و آرامش جاده

مکالمات من و تارا

توجه به خود، اتصال با خدا