در سفر درسهایی است برای آموختن

 در سفر درسهایی است برای آموختن


برای من سفر زندگی است و زندگی سفر.

اگر سفر بعد از سالها و هر چه دور و دراز تر باشد درسش هم عمیق تر است.

۲۱ روز داشتیم برای برنامه ریزی و این سوال که چه کنیم ؟

برای ما انتخاب بهترین کار برای ۲۱ روز مساله ای برای حل بود که به سادگی حل شد.

ما تقریبا دو کار داشتیم! اولی دیدار دوستان و خانواده و دومی تمدید گذرنامه. البته دومی هم وسیله ای بود برای بدست آوردن اولی !

سرپناه شب هایمان و قوت روزهایمان توسط همان دوستان و خانواده تامین شد!

۲۱ روز زمان کمی است و در عین حال زیاد؛ درست مثل عمر.

این را به خودم میگویم و به شما تا یادم باشد اگر سرپناهی دارم برای شب و قوتی برای روز… 

دیگر چیزی نمی خواهم جز دوستی که با هم بگوییم و بخندیم به کمدی زندگی و بگرییم به بی عاطفگی روزگار!

دیگر چیزی نمی خواهم جز کیبردی که بنویسد وقتی زبانم بند می آید!

دیگر چیزی نمی خواهم جز نفس هایی که بغض ها را ببلعد!

و دیگر چیزی نمی خواهم جز چشمانی که به روح داخل چشمها نگاه کند!


نظرات

برای تجربه‌ی کل نانوشته ها؛ لطفا فهرست موضوعی و زمانی بالای صفحه را ببینید!

کارما برای خودم و برای تارا!

کونِ کار -۶- آیا معنویت جدی است؟

خودکشی!

شُکرگذاری در لحظه!

عدالت - عدالتِ لحظه

چرا می‌نویسم؟ چون هستم؟

کونِ کار -٣ - آیا مراقبه فرار است؟

تنهایی و آرامش جاده

مکالمات من و تارا

توجه به خود، اتصال با خدا